لوستل دفتر ۶ مثال بيت ۱۷۹۲

M6:1792 — گاو طبعی زان نکوییهای زفت / از دلت در عشق این گوساله رفت

گاو طبعی زان نکوییهای زفتاز دلت در عشق این گوساله رفت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1792

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو که سرشتی همچون گاو داری، به سبب همین نیکویی‌های فراوان و بی‌شمار الهی، عشق این گوساله (دنیوی) از دلت رخت بر بست و به درون رفت.

معنا: مولانا در اینجا با لحنی تند، به سالکی که دلی وابسته به دنیا دارد هشدار می‌دهد که طبیعت حیوانی‌اش او را از درک و بهره‌مندی از موهبت‌های عظیم الهی محروم ساخته و عشق به تعلقات فانی در عمق جانش رخنه کرده است.

شرح

این بیت، اوج ملامتی است که مولانا به سالکی فرتوت و گوساله‌صفت نثار می‌کند؛ کسی که از متاع دنیوی سیراب نشده و از اصل خود دور مانده است. «گاو طبعی» در اینجا به معنای داشتن خویی حیوانی و زمینی است، که مستقیماً ارجاعی است به داستان قوم موسی و گوساله سامری. همان‌طور که بنی‌اسرائیل با وجود معجزات عظیم الهی و حضور پیامبرانی چون موسی و هارون، دل به زرنگاریِ گوساله‌ای سامری بستند، این سالک نیز با وجود «نکویی‌های زفت» یعنی نعمت‌ها و موهبت‌های بی‌شمار الهی که در اطراف اوست، قلبش را درگیر «عشق این گوساله» کرده است. این گوساله نماد هر نوع دلبستگی دنیوی، آرزوی باطل، یا معشوق کاذبی است که آدمی را از سیر الی‌الله باز می‌دارد و او را به همان سطحِ پست حیوانی محدود می‌کند.

مولانا با قاطعیت و لحنی تند، این سالک را به کسانی تشبیه می‌کند که در «حر تیه» (بیابان سرگردانی) چهل سال هروله کردند اما یک قدم هم پیش نرفتند؛ زیرا دلشان از عشق گوساله سامری پاک نشده بود. او می‌گوید: «نگذری زین تیه زین بعد سیصد ساله تو / تا که داری عشق آن گوساله تو.» یعنی تا زمانی که دلت به این دلبستگی‌های پست و حیوانی مشغول باشد، هر چقدر هم تلاش ظاهری کنی، در همان مرحله اول باقی خواهی ماند و از بیابان گمراهی بیرون نخواهی آمد. این یک تصویر نیرومند از سالکانی است که دچار فعالیت‌های بی‌حاصل روحانی می‌شوند، در حالی که ریشه‌ مشکلاتشان همان دلبستگی‌های درونی است.

این بیت یک هشدار قاطع از مولانای عارف است که می‌گوید: طبع حیوانی و چسبیدن به ظواهر و دلبستگی‌های فانی، راه سیر و سلوک را بر انسان می‌بندد و مانع از درک و بهره‌مندی از موهبت‌ها و نیکویی‌های حقیقی خداوند می‌شود. او با این ملامت، قصد بیدار کردن سالک را دارد تا از این غفلت رهایی یابد و دل را از عشق گوسالهٔ نفس و دنیا بپردازد. این ملامت فقط برای گذشته نیست؛ هر زمان که دل آدمی به جای حق، اسیر «گوساله»‌ای دیگر شود، همین گمراهی و در جا زدن، گریبان‌گیرش خواهد شد. مولانا با این زبان گزنده، در پی جراحیِ روح است تا سلامت حقیقی را بازگرداند.

نکات کلیدی

  • «گاو طبعی» نمادی است از طبیعت حیوانی و زمینی که مانع پیشرفت روحانی می‌شود.
  • موهبت‌های عظیم الهی (نکویی‌های زفت) در پردهٔ عشق به تعلقات دنیوی پنهان می‌مانند.
  • «عشق این گوساله» هر دلبستگی فانی و کاذب است که راه سیر الی‌الله را می‌بندد.
  • تلاش‌های ظاهری و «هروله» بی‌حاصل است اگر دل همچنان اسیر دلبستگی‌های پست باشد.
  • مولانا با زبان گزنده و ملامت‌آمیز، قصد جراحی روح و بیداری سالک را دارد.

Sources: d6-s39 · 02:22:00 d6-s39 · 02:22:50 d6-s39 · 02:23:45 d6-s39 · 02:01:13 d6-s39 · 02:06:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.