لوستل دفتر ۶ د بې واسطې کسب څخه د روزي غوښتونکي فقیر د کیسې پاتې برخه بيت ۱۸۳۷

M6:1837 — لا یعد این داد و لا یحصی ز تو / من کلیلم از بیانش شرم‌رو

لا یعد این داد و لا یحصی ز تومن کلیلم از بیانش شرم‌رو
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1837

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این بخشش‌ها و عطاهای تو قابل شمارش و احصا نیست؛ من از بیانشان عاجز و درمانده‌ام و شرمگین.

شرح

در این بیت، مولانا از زبان یک فقیر درمانده، اوجِ ستایش و البته ناتوانی انسان را در برابر نعمات بی‌شمار الهی به تصویر می‌کشد. این فقیر، که از فقر هزاران زهر نوشیده، در دعایش از خداوند می‌خواهد که همان‌گونه که او را بی‌هیچ تلاشی آفریده است (و از اینجا مولانا به بی‌زحمتی و بی‌تعبی خداوند در آفرینش اشاره می‌کند، نظیر آنچه در آیه «لا یؤوده حفظهما» آمده)، روزی او را نیز بی‌زحمت و تلاش فراهم آورد. پیش از این بیت، فقیر به عطایای پنج حس ظاهری و پنج حس باطنی (مانند حافظه و خیال) اشاره کرده و آن را شاهدی بر بخشش بی‌حساب الهی آورده است.

من این سخن را صددرصد تأیید می‌کنم: نعمات الهی واقعاً «لا یعد و لا یحصی» است؛ یعنی نه می‌توان آن‌ها را شمرد و نه به حساب آورد. واژه «احصا» از ریشه «حصا» به معنای سنگ‌ریزه می‌آید، زیرا در گذشته با سنگ‌ریزه‌ها می‌شمردند؛ دقیقاً مثل کلمه «calculation» در لاتین که ریشه‌اش «calculus» به معنای سنگ‌ریزه است. این نشان می‌دهد که ما حتی ابزار شمارش این بخشش‌ها را هم نداریم. در این نقطه، انسان به «کلال» و «ملال» می‌رسد. «کلال» درماندگی جسمی و «ملال» درماندگی روحی است؛ اما اینجا «کلیل» به معنای درماندگی و عجز از بیان است، یک نوع الکن‌بودن و شرم‌رویی در برابر عظمت وصف‌ناپذیر بخشش الهی. وقتی کسی در برابر چنین سخاوت و بخششی قرار می‌گیرد، زبانش بند می‌آید و شرمنده می‌شود که چگونه این همه نعمت را توصیف کند، یا اصلاً آیا توان توصیف آن را دارد؟

این ناتوانی تنها از نظر کمّی نیست؛ بلکه کیفی نیز هست. خداوند نه‌تنها بی‌شمار می‌بخشد، بلکه بی‌هیچ رنج و تلاشی این کار را می‌کند، برخلاف انسان که برای هر ذره‌ای از هستی‌اش باید تلاش کند و خسته شود. این نکته کلیدی در فهم این بیت است: خداوند «بی‌جهد» می‌آفریند و «بی‌جهد» روزی می‌دهد. این بی‌جهدی الهی، با رنج و کوششِ انسانی در تضاد قرار می‌گیرد و خواست فقیر از اینجا سرچشمه می‌گیرد که او نیز از این بی‌جهدیِ الهی بهره‌مند شود.

البته، این نگاه به رزاقیت خداوند، خود محل بحث و تأمل فراوان است. برخی صوفیان افراطی، از جمله کسانی که حتی امام غزالی در «احیاء علوم الدین» در یک موضع شگفت‌انگیز بیان می‌کند که «طلب الرزق لکافة الخلق قبیحٌ و من العلماء اقبح»، بر این باور بودند که انسان باید دست از کار کشیده و مطلقاً به انتظار روزی بی‌زحمت بنشیند. من شخصاً از این سخن غزالی بسیار متعجب می‌شوم؛ چرا که رزق تنها به معنای نان و آب نیست؛ آبرو، سلامتی، علم، و حتی دوستان نیز جزئی از رزق هستند. از سوی دیگر، این سؤال مطرح می‌شود که آیا دعای بی‌عمل و درخواست معجزه، با حکمت الهی و سنت‌های جاری در عالم سازگار است؟ از تو حرکت، از خدا برکت؛ این اصلی است که در بسیاری از آموزه‌های دینی بر آن تأکید شده است. مولانا در این بیت و داستانش، این پرسش بنیادین را پیش روی ما می‌گذارد: جایگاه تلاش و کوشش انسان در برابر رزاقیت بی‌کران الهی کجاست؟

نکات کلیدی

  • نعمت‌های الهی چنان بی‌کران است که زبان و عقل انسانی از شمارش و توصیف آن‌ها عاجز می‌ماند.
  • بخشندگی خداوند بی‌رنج و زحمت است؛ برخلاف انسان که برای هر چیز نیازمند تلاش و تحمل خستگی است.
  • این عجز و درماندگی در برابر عظمت الهی، به جای شکایت، به شرم و سکوت از توصیف می‌انجامد.
  • دعا برای روزی بی‌زحمت، پرسشی بنیادین را دربارهٔ نسبت توکل و تلاش انسانی مطرح می‌کند.
  • واژگان «احصا» و «کلیل» در این بیت، عمق ناتوانی معرفتی و بیانی انسان را آشکار می‌کنند.

Sources: d6-s41 · 00:06:08 d6-s41 · 00:09:13 d6-s41 · 00:11:42 d6-s41 · 00:12:47 d6-s41 · 00:13:14 d6-s41 · 00:14:11

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.