لوستل دفتر ۶ د الموطد الکریم کتاب بشپړتیا بيت ۱۹

M6:19 — انگبین گر پای کم آرد ز خل / آید آن اسکنجبین اندر خلل

انگبین گر پای کم آرد ز خلآید آن اسکنجبین اندر خلل
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:19

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر شیرینی (انگبین) در مقابل ترشی (سرکه/خل) کم بیاورد و مقدارش ناکافی باشد، آن سکنجبین دچار نقص و اختلال خواهد شد.

معنا: این بیت به سادگی بیان می‌کند که برای ایجاد یک ترکیب متعادل و کامل مانند سکنجبین، هر دو جزء شیرین و ترش باید به اندازه و تناسب در کنار هم قرار گیرند؛ در غیر این صورت، حاصل کار معیوب و ناکامل خواهد بود.

شرح

مولانا، در این بیت، تصویری ناب از وحدت اضداد و نقش قهر و لطف الهی در عالم ارائه می‌دهد. این نه یک استعارهٔ ساده، بلکه بیانی از یک حقیقت عمیق هستی‌شناسانه است.

ببینید، سکنجبین (Oxymel) یک نوشیدنی سنتی است که از ترکیب سرکه (خل) و انگبین (عسل یا شکر) ساخته می‌شود. این ترکیب، به خودی خود، نشانه‌ای است از درهم‌آمیختگی دو طعم متضاد: ترشی و شیرینی. پیام بیت این است که اگر انگبین (شیرینی) در مقابل خل (ترشی) کم بیاورد، یعنی یکی از دو جزء لازم، حضور کافی نداشته باشد، کل آن ترکیب دچار نقص و خلل خواهد شد. این یعنی نه تنها هر دو جزء لازم‌اند، بلکه تعادل و تناسبشان نیز حیاتی است.

این تمثیل، فراتر از یک دستورالعمل آشپزی، اشاره‌ای است به نظام حاکم بر هستی. جهان ما، صددرصد، آمیزه‌ای است از قهر و لطف الهی. «خل» در اینجا نمادی است از قهر، از هر آنچه که به نظر ما تلخ، ناخوشایند، خشن و مضر می‌آید. و «انگبین» نمادی از لطف، از هر آنچه که شیرین، دلپذیر و سودمند است. مولانا تأکید می‌کند که هیچ یک از این دو را نمی‌توان و نباید از عالم حذف کرد. نه تنها باید پذیرفت که هر دو پدید آمده و هستند، بلکه باید دانست که حسن تدبیر الهی اقتضا کرده که این دو با هم باشند و از ترکیب آن‌ها، عالمی متعادل و حتی مفید پدید آید. این همان «توازن اضداد» است که در همه جای آفرینش به چشم می‌خورد؛ همان‌طور که ماه و غوغای سگ، هر دو بر جای خویش می‌تَنند.

گذشتگان ما، سکنجبین را از این رو مفید می‌دانستند که مزاج گرم شکر را با مزاج سرد سرکه معتدل می‌کرد و فواید هر دو را در خود جمع می‌نمود، بدون مضرات احتمالی هر یک به تنهایی. این یعنی از درهم‌آمیختگی اضداد، چیزی فراتر و کامل‌تر خلق می‌شود که به تنهایی وجود نداشت. این خود یک معرفت عمیق است: آنچه از نظر ما «بد» می‌نماید، حساب و جایگاه خود را در نظام هستی دارد و در ترکیب با «خیر»، می‌تواند نتیجه‌ای نیکوتر به بار آورد.

مولانا سپس مثال نوح را می‌آورد: نوحی که نهصد سال دعوت می‌نمود، اما قومش بر او «سرکه‌ها می‌ریختند»، یعنی با تلخی و ترشی با او برخورد می‌کردند. اما «قند او را بد مدد از بحر جود». قند نوح، یعنی شیرینی دعوت و تحمل او، از دریای لطف و کرم الهی مدد می‌گرفت. در واقع، این «سکنجبین» (زندگی نوح) از قهر قوم و لطف الهی شکل می‌گرفت و بقایش از مدد بحر جود بود. او می‌گوید که سرکه‌های اهل عالم (قهر) در واقع باعث افزایش قند (لطف) در سیستم کلی می‌شوند، زیرا لطف الهی به واسطهٔ آن قهر، بیشتر نمایان می‌شود. این نشان می‌دهد که قهر و لطف الهی نه تنها در کنار هم‌اند، بلکه گاه در همکاری و حتی در نسبت با یکدیگر، معنا و بسط می‌یابند. جهان، صددرصد، این‌گونه طراحی شده است.

نکات کلیدی

  • جهان، آمیزه‌ای از قهر و لطف الهی است؛ هر دو ضروری و مکمل یکدیگرند.
  • نقص یا فقدان یکی از اضداد (مثل شیرینی یا ترشی)، تعادل و کمال کل نظام را برهم می‌زند.
  • سکنجبین استعاره‌ای است از آفرینش که از درهم‌آمیختن عناصر به ظاهر متضاد، چیزی متعادل‌تر و مفیدتر پدید می‌آورد.
  • نگرش مولانا بر پذیرش تمامیت آفرینش، شامل آنچه 'بد' می‌نماید، و دیدن حکمت در آن است.
  • تجلی لطف الهی گاه در پیوند با قهر الهی معنا و بسط می‌یابد؛ همچون قند نوح که از دل سرکه‌های قومش جوشید.

Sources: d6-s01 · 00:47:25 d6-s01 · 00:50:51 d6-s01 · 00:53:14 d6-s01 · 00:55:19

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.