لوستل دفتر ۶ د شیخ حسن خرقاني د مرید کیسه (الله دې د هغه روح پاک کړي) بيت ۲۰۵۰

M6:2050 — خود ترا کاری نبود آن جایگاه / که به بیهوده کنی این عزم راه

خود ترا کاری نبود آن جایگاهکه به بیهوده کنی این عزم راه
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2050

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو را در آن دیار کار و باری نبود که چنین بی‌هدف و بیهوده راه این سفر را پیش گرفتی؟ معنا: همسر شیخ خرّقانی با طعنه از درویش می‌پرسد که آیا از بیکاری در شهر خود، به راهی بی‌حاصل افتاده‌ای؟

شرح

این بیت از داستان درویش طالقانی و همسر شیخ ابوالحسن خرقانی برگرفته شده است؛ داستانی که مولوی آن را برای بیان حقایق عمیق در قالب حکایت می‌آورد. اینجا، همسر شیخ که به ظاهر زنی تندخو و بی‌ادب است، به درویشی که با اشتیاق راهی سفر روحانی شده، سخت می‌تازد و سفر او را به سخره می‌گیرد. سخن او، هرچند از دهانی ناخوشایند خارج می‌شود، اما پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند که بی‌شک دغدغه خود مولوی نیز هست: آیا این سفر به راستی برای طلب معرفت است یا صرفاً از سر بی‌کاری و گریز از ملال؟

مولانا، همانطور که بارها در مثنوی نشان داده، نگاهی نقادانه به صوفیان و مدعیان دروغین سلوک دارد. این بیت، از زبان یک زن عادی، به ظاهر برای تحقیر درویش، اما در باطن، می‌تواند نقدی بر "ولگردی معنوی" باشد. او از درویش می‌پرسد: "خود تو را کاری نبود آن جایگاه / که به بیهوده کنی این عزم راه؟" یعنی آیا در دیار خودت هیچ کاری نداشتی که حال بی‌هدف و بی‌فایده این راه را عزیمت کردی؟ این سوال جوهر ریاضت‌کشی‌های بی‌حاصل و سفرهای بی‌معنی را نشانه می‌رود. عرفان واقعی، به گمان من، هرگز از بیکاری یا برای تفریح نیست؛ بلکه نتیجهٔ عطشی سوزان و دردی بی‌تابانه است. آن که از بیکاری به راه می‌افتد، در واقع به دنبال "گول‌گردی" (ولگردی) است، نه سلوک.

مولانا در این حکایت به ما می‌آموزد که ظاهر امور همیشه مطابق با باطن نیست. چه بسا از دهان زنی تندخو، حقیقتی گزنده اما ضروری بیرون آید. این زن، با سخنانش، درویش را به آزمونی بزرگ می‌گذارد: آیا او به قدری در طلب خود جدی است که دشنام‌ها و تحقیرها او را از راه باز ندارد؟ آیا قصد او واقعاً زیارت شیخ و کسب معرفت است، یا تنها به دنبال نام و نشان و شهرت؟ این حکایت نه تنها از استقامت سالک سخن می‌گوید، بلکه بر ضرورت خلوص نیت و پرهیز از تظاهر در راه عرفان تأکید دارد. اگر دل آدمی به حقیقت روشن نباشد، هر سفری به "بیهودگی" و هر تلاشی به "ولگردی" مبدل خواهد شد.

نکات کلیدی

  • سفر روحانی حقیقی، نه از سر بیکاری که از عطشی سوزان برمی‌خیزد.
  • ولگردی معنوی (گول‌گردی) نقدی جدی بر ریاضت‌های بی‌هدف است.
  • خلوص نیت در سلوک، از هر تلاش ظاهری مهم‌تر است.
  • حقیقت می‌تواند از هر دهانی، حتی دهان طعنه‌زنندگان، جاری شود.
  • ظواهر انسان‌ها و پدیده‌ها گاهی گمراه‌کننده است و با باطن آنها تطابق ندارد.

Sources: d6-s46 · 13:01:00 d6-s46 · 13:17:00 d6-s46 · 13:54:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.