لوستل دفتر ۶ د مرید ځواب ورکول او د هغه د کفر او بې ځایه خبرو له امله د هغه سرزنش کول بيت ۲۰۷۰

M6:2070 — ترهات چون تو ابلیسی مرا / کی بگرداند ز خاک این سرا

ترهات چون تو ابلیسی مراکی بگرداند ز خاک این سرا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2070

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سخنان یاوهٔ ابلیس‌وار تو، چگونه مرا از آستانهٔ این سرا (یعنی درگاه شیخ) بازگرداند؟ معنا: مرید در پاسخ به سرزنش‌ها می‌گوید که یاوه‌گویی‌ها و فریب‌های زن (نماد نفس اماره) نمی‌تواند او را از سرای معنوی و راه مرادش منحرف کند و به او صدمه بزند.

شرح

این بیت از پاسخ قاطع و پرصلابت مرید به زن شیخ ابوالحسن خرقانی است، پاسخی که از پایداری و استواری او در راه حق و عشق الهی حکایت می‌کند. من قبلاً هم تأکید کردم و باز هم می‌گویم که این داستان، بیش و پیش از هر چیز، تمثیلی است. در اینجا، زن نماد نفس اماره و وسوسه‌گر است که همواره در ستیز با عقل و راه درست است، و مرد (که در اینجا شیخ و طریق او را نمایندگی می‌کند) نماد عقل الهی و راه وصول به حقیقت است. بنابراین، سخنان این زن، که مولانا آن‌ها را «ترهات» می‌خواند، در واقع نمادی از یاوه‌گویی‌های نفس و وسوسه‌های شیطانی است که می‌کوشند سالک را از مسیر خود منحرف کنند.

کلمهٔ «ترهات» در عربی به معنای سخنان بیهوده و یاوه است، و به گفتهٔ قدما، ریشه‌ای از کلمهٔ فارسی «دوره» دارد؛ یعنی سخنانی که بر یک خط مستقیم نیستند و از این سو به آن سو می‌روند، همان که فرنگی‌ها به آن "rambling" می‌گویند. مولانا خود در جایی دیگر می‌فرماید: «هوش را توزیع کردی بر جهات / می‌نیرزد تره‌ای آن ترهات». یعنی ذهن پراکنده که از هر سو سخنی می‌گوید، ارزش و اعتباری ندارد. مرید در اینجا به این زن، یعنی به نفس خود، می‌گوید که این سخنان ابلیس‌وارِ پراکنده و بی‌مبنای تو، قدرت آن را ندارد که مرا از آستانهٔ این سرا، یعنی از درگاه شیخ و از راه معنوی‌ای که برگزیده‌ام، بازگرداند.

مرید با این سخن، نه تنها به نقد سخنان زن می‌پردازد، بلکه ماهیت حضور خود را نیز تبیین می‌کند. او بلافاصله در بیت بعد می‌گوید: «من به بادی نامدم همچون سحاب / تا به گردی بازگردم زین جناب». این نشان می‌دهد که آمدن او به این آستانه، از سر بادی هوس یا تقلید کورکورانه نبوده، بلکه از سر شناخت، یقین و ایمان است. او ابری نیست که با هر بادی به سویی برود یا با اندک گرد و غباری مسیرش را عوض کند. بلکه چون آفتاب حق، ثابت و پرنور است و ترهاتِ ابلیس‌گونه، هرگز نمی‌توانند جلوی ظهور آن را بگیرند.

به عبارت دیگر، این بیت تأکید بر استواری سالک و پایبندی او به راه حقیقت، در مقابل همهٔ اغواگری‌ها و انحرافات نفسانی دارد. این یک درس بزرگ از مولاناست که ایمان و عشق حقیقی، ترهات و یاوه‌گویی‌ها را برنمی‌تابد و راه خود را با قدرت و یقین ادامه می‌دهد.

نکات کلیدی

  • داستان شیخ ابوالحسن خرقانی و همسرش تمثیلی از ستیز نفس اماره (زن) با عقل (شیخ) است.
  • «ترهات» نمادی از یاوه‌گویی‌ها و وسوسه‌های نفسانی است که سالک را از راه حق بازمی‌دارد.
  • سالک حقیقی با شناخت و یقین گام برمی‌دارد و تحت تأثیر سخنان بیهوده منحرف نمی‌شود.
  • این بیت تأکید مولانا بر پایداری، استواری، و ثبات قدم در مسیر معنوی است.

Sources: d6-s47 · 00:13:21 d6-s47 · 00:18:54 d6-s47 · 00:20:54 d6-s47 · 00:21:50 d6-s46 · 00:27:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.