لوستل دفتر ۶ د مرید ځواب ورکول او د هغه د کفر او بې ځایه خبرو له امله د هغه سرزنش کول بيت ۲۰۷۴

M6:2074 — کفر ایمان گشت و دیو اسلام یافت / آن طرف کان نور بی‌اندازه تافت

کفر ایمان گشت و دیو اسلام یافتآن طرف کان نور بی‌اندازه تافت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2074

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کفر به ایمان تبدیل شد و دیو (شیطان) اسلام را در آغوش گرفت، در آن سویی که نور بی‌اندازه و بی‌نهایت تابید. معنا: این بیت بیانگر قدرت دگرگون‌کنندهٔ نور الهی است که می‌تواند تاریک‌ترین پلیدی‌ها، چون کفر و دیو، را به پاک‌ترین حالات، یعنی ایمان و اسلام، بدل سازد.

شرح

این بیت، بی‌تردید، یکی از شگفت‌انگیزترین تعابیر مولاناست که به اوج قدرت تحول‌بخش نور الهی اشاره می‌کند. من در جای دیگر سخن از «اباحه» گفته‌ام؛ اباحتی که از هوا و هوس برمی‌آید و مایهٔ ضلالت است، و اباحتی که از خدا و با تکیه بر او حاصل می‌شود و عین کمال است. این بیت از نوع دوم است؛ از آن کمالی سخن می‌گوید که در پرتو نور حق، ناممکن‌ها را ممکن می‌سازد.

مولانا در اینجا تمایزی عمیق میان ادعا و حقیقت قائل است که در بحث «اناالحق» حلاج و فرعون نیز به آن اشاره کرده‌ام. فرعون نیز «اناالحق» گفت، اما آن اباحتی از هوا بود و کلامی بی‌پایه و غلط؛ زیرا او به حق نرسیده بود. اما حلاج نیز «اناالحق» گفت و سخنش صائب و محققانه بود؛ زیرا او واقعاً به مقام اتحاد با خداوند رسیده بود و آن را از روی حقیقت می‌گفت. این بیت نیز ناظر بر همان حقیقت است: «کفر ایمان گشت و دیو اسلام یافت» نه از سرِ ادعا و اباحهٔ ناروا، بلکه به دلیل تابش «نور بی‌اندازه».

من این نور بی‌اندازه را، که در چند جای دیگر مثنوی نیز به آن اشاره شده، همان «نور عشق» می‌دانم. عشق به مثابهٔ کیمیایی است که مس را طلا می‌کند، و اینجا کفر را ایمان و دیو را فرشته. مولانا در غزلیات شمس می‌گوید: «اگر تو دیوی، ما دیو را فرشته کنیم / اگر تو گرگی، ما گرگ را شبان کردیم». این قدرت دگرگونی، از آنِ عشق است. او در جایی دیگر صریح‌تر بیان می‌کند: «دیو اگر عاشق شود هم گوی برد / فرشته‌ای گشت و آن دیوی بمرد». این بیان نهایتِ قدرت عشق است که دیو را به جبرئیلی دگرگون می‌سازد. این نور عشق چنان است که تمام صورت‌ها را از ماهیت شیطانی می‌زداید و به فطرت الهی بازمی‌گرداند.

این تحول، صرفاً یک تمثیل یا استعاره نیست، بلکه اشاره به مرتبه‌ای از وجود و تجربهٔ عرفانی دارد که در آن سالک به حدی از پاکی و ارتباط با حق می‌رسد که دیگر هیچ حجابی میان او و حقیقت نمی‌ماند. در چنین حالی، حتی پلیدی‌های پیشین یا موانع بیرونی، در پرتو نور بی‌اندازهٔ حق، از میان می‌روند و رنگ ایمان به خود می‌گیرند. این بیت به ما می‌آموزد که هیچ کس برای رحمت الهی و تحول روحی، خارج از دسترس نیست؛ هرچند تاریک و دیوگونه به نظر رسد، نور حق می‌تواند او را دگرگون کند. همانطور که شیخ محی‌الدین ابن عربی نیز در بحث «فبعزتک لاغوینهم اجمعین» شیطان را نیز بهره‌مند از عزت الهی می‌داند؛ زیرا شیطان نیز نیروی خود را از قدرت او می‌گیرد. پس اگر نیرویی از اوست، قدرت تحول نیز در دست اوست و در اولیای او متجلی می‌شود. این نور بی‌اندازه، همان مظهر عزت و اقتدار الهی است که از طریق مردان خدا تابیده می‌شود.

نکات کلیدی

  • تحول کفر به ایمان و دیو به فرشته، نمادی از قدرت بی‌کران نور عشق الهی است.
  • این نور تنها با تحقق و تجربهٔ حقیقی، و نه صرفاً با ادعاهای خالی، به ارمغان می‌آید.
  • مولانا نور عشق را به مثابهٔ کیمیایی می‌داند که می‌تواند تاریک‌ترین پلیدی‌ها را دگرگون سازد.
  • هیچ کس، حتی دیو یا کافر، برای رحمت و دگرگونی الهی خارج از دسترس نیست.
  • اولیای حق و عارفان الهی، مجرای تابش این نور بی‌اندازه در جهان‌اند.

Sources: d6-s46 · 27:08:00 d6-s46 · 27:33:00 d6-s47 · 00:32:22

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.