لوستل دفتر ۶ د مرید ځواب ورکول او د هغه د کفر او بې ځایه خبرو له امله د هغه سرزنش کول بيت ۲۰۷۷

M6:2077 — شمع حق را پف کنی تو ای عجوز / هم تو سوزی هم سرت ای گنده‌پوز

شمع حق را پف کنی تو ای عجوزهم تو سوزی هم سرت ای گنده‌پوز
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2077

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو ای پیرزن بددهان که بر شمع حقیقت پف می‌کنی، خودت و سرت را خواهی سوزاند. معنا: مولانا به کسانی هشدار می‌دهد که می‌کوشند نور حقیقت الهی را خاموش کنند؛ این تلاش بیهوده است و تنها به خودشان آسیب می‌رساند.

شرح

من این بیت را خطاب مولانا به کسانی می‌بینم که بر نور حقیقت پف می‌کنند تا آن را خاموش سازند. این حقیقت نه شمعی است که با پف دهانی خاموش شود، بلکه خورشیدی است که پف او را نمی‌گیرد و دریایی است که پوز سگی آن را نجس نمی‌کند. مولانا در اینجا به صراحت می‌گوید که این سخن خطاب به زمان ما و به هر زمانه جاری‌ست. منظور از «عجوز» و «گنده‌پوز»، آن جماعتی است که دل در گرو تاریکی دارند و آرزومند جهانی بی‌نور و بی‌معنویت‌اند؛ جهانی سکولار، ملحد، و پشت کرده به خداوند. اینان همان خفاشانی هستند که آرزوی غیبت آفتاب را می‌کشند، بی‌خبر از آنکه دشمنی‌شان با آفتاب، دشمنی با خودشان است. چه، آفتابِ حقیقت، شأنی پرورنده دارد و جهان بی‌او یتیم و محروم از بالندگی خواهد شد.

این حمله به نور حق، نه تنها زیانی به حقیقت نمی‌رساند، که همچون پف کردن بر آتش، سوزندگی‌اش به خودِ پف‌کننده بازمی‌گردد. مولانا در اینجا نکته‌ای عمیق را مطرح می‌کند؛ چشمان کور از حقیقت، نه به دلیل فقدان نور، که به سبب حجاب درونی خودشان است. دقیقاً مانند کنعان، پسر نوح، که مویی در چشمش رُسته بود و کشتی نجات و طوفان الهی را نمی‌دید و به پندار خود به کوه پناه می‌برد. این «موی در چشم رُستن» کنایه از عیوب باطنی و کوری معنوی است که فرد را از دیدن حقیقت و درک عمق احوال اولیای الهی بازمی‌دارد.

این خفاشان، که مولانا از آنها یاد می‌کند، در واقع با این پف‌ها و ناله‌ها هیچ آسیبی به خورشید حقیقت نمی‌رسانند. مگر سگی می‌تواند از نور ماه چراگاه بسازد؟ یا به آسمان و ماه آسیب برساند؟ نه، ماه راه خود را می‌رود و به بانگ سگان کاری ندارد. نور حق نیز همین‌گونه است؛ پابرجاست و این تلاش‌ها برای خاموش کردنش، آب در هاون کوبیدن است. این تصویرِ «موج‌های تیز دریاهای روح هست صد چندان که بد طوفان نوح» نیز نکته‌ای کلیدی است. مولانا با این بیان می‌خواهد بگوید که در ظاهر، اولیای حق آرام به نظر می‌رسند، اما در باطنشان طوفان‌ها و تلاطم‌های عظیم‌تری در جریان است که از درک این خفاشان و عجوزان بیرون است. این طوفان‌ها نه برای نابودی، که برای پاکسازی و رساندن جان‌ها به مقصد است و تنها آنان که چشم دلشان باز است، این امواج را می‌بینند و به کشتی نجات پناه می‌برند.

نکات کلیدی

  • حقیقت الهی چون خورشید و دریاست، با پف و اعتراض خاموش نمی‌شود یا نجس نمی‌گردد.
  • دشمنان نور حقیقت، در واقع دشمن خودشان هستند و خود را از بالندگی محروم می‌کنند.
  • کوری معنوی ناشی از حجاب‌های درونی است، نه فقدان نور بیرونی، مانند «موی در چشم کنعان» که مانع دیدن حقیقت شد.
  • تلاش برای خاموش کردن حقیقت، مانند پف کردن بر آتش، به خود فرد آسیب می‌رساند.
  • اولیای حق در ظاهر آرام، اما در باطنشان طوفان‌های روحی عظیمی در جریان است که درک آن از دسترس عادیان خارج است.

Sources: d6-s47 · 00:41:01 d6-s47 · 00:32:22 d6-s47 · 00:50:04

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.