لوستل دفتر ۶ د اني جاعل فی الارض خلیفة حکمت بيت ۲۱۶۱

M6:2161 — دور دور و قرن قرن این دو فریق / تا به فرعون و به موسی شفیق

دور دور و قرن قرن این دو فریقتا به فرعون و به موسی شفیق
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2161

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دوران به دوران و قرن به قرن، این دو گروهِ متضاد (حق و باطل) همواره حضور داشته‌اند تا نوبت به فرعون و موسی رسید که (در صحنهٔ تقابل) با هم شفیق (قرین) بودند. معنا: این بیت به تداوم و استمرار ستیز میان دو جبههٔ متقابل در طول تاریخ اشاره دارد و فرعون و موسی را نماد این رویارویی ابدی می‌داند. مولانا تاکید می‌کند که این تضادها تنها وقایع گذشته نیستند، بلکه در درون هر انسانی نیز جریان دارند.

شرح

این بیت یکی از شاه‌بیت‌هایی است که مولانا در آن به جوهرهٔ تاریخ و هستی اشاره می‌کند. من پیشتر بارها گفته‌ام که برای مولانا، تاریخ نه صرفاً سلسله‌ای از وقایع گذشته، که آینه‌ای است برای انعکاس حقایق درونی و ابدی. این «دو فریق»، این دو گروه متضاد، که بیت از آن سخن می‌گوید، همان دو نیروی حق و باطل، عدل و جور، نور و ظلمت هستند که از آغاز آفرینش، از هابیل و قابیل، تا نمرود و ابراهیم، و نهایتاً فرعون و موسی، در پیکار بوده‌اند. این پیکار، محتوای اصلی درام هستی و تاریخ بشری است.

مهم‌ترین نکته‌ای که مولانا و در پی او بنده بر آن تأکید می‌کنم، این است که نباید این نزاع‌ها را صرفاً رویدادهایی متعلق به گذشته تلقی کرد. نه، بی‌شک این دو خصم، فرعون و موسی، همچنان در وجود تک‌تک ما زنده‌اند. هر یک از ما در درون خویش، هم موسی‌ای داریم که به سوی حق و رهایی فرا می‌خواند، و هم فرعونی که به استکبار و خودبینی دعوت می‌کند. داستان موسی و فرعون، داستانِ خود ماست که در هر لحظه در حال تکرار است. ما باید این دو خصم را در خویش جستجو کنیم، زیرا تا زمانی که این دوگانگی در درون ما حل نشده باشد، داستان آن‌ها همچنان ادامه خواهد داشت.

مولانا به ما می‌آموزد که «تُعرَفُ الأشیاء بأضدادها»؛ یعنی هر چیز با ضد خودش شناخته می‌شود. بدون ظلم، مفهوم عدل فهم نمی‌شود؛ بدون فرعون، موسی آن درخشش را ندارد. این تضادها، که در تاریخ و در درون ما رخ می‌نمایند، ابزاری هستند برای رسیدن به معرفت الهی. آن‌ها راه را برای رشد و پالایش روح هموار می‌کنند. پس این تضادها صرفاً جنگ و ویرانی نیستند، بلکه مقدمه‌ای برای حل مشکلات و پیشرفت هستند؛ همان‌طور که در مورد نمرود و ابراهیم، آتش داور شد، و در مورد فرعون و موسی، آب دریا حکمیت کرد. این رویارویی‌ها سرانجام حق را از باطل جدا می‌کنند و مسیر تکامل را روشن می‌سازند. تا وقتی این «دو فریق» با هم در ستیزند، آدمی به شناخت عمیق‌تری از خویش و جهان می‌رسد و این، غایتِ حکمت مولاناست.

نکات کلیدی

  • تاریخ مجموعه‌ای از وقایع ایستا نیست؛ آینه‌ای برای انعکاس حقایق درونی و ابدی است.
  • درگیری میان دو نیروی متضاد (حق و باطل، عدل و جور) جوهرهٔ هستی و تاریخ بشر را می‌سازد.
  • فرعون و موسی صرفاً شخصیت‌های تاریخی نیستند؛ آن‌ها نمادی از دو قطب متضاد وجودی هستند که در درون هر انسانی حضور دارند.
  • انسان باید موسی و فرعون درون خود را بشناسد تا به معرفت و کمال دست یابد.
  • تضادها و رویارویی‌ها، ابزاری الهی برای شناخت عمیق‌تر و جدایی حق از باطل و پیشرفت روحی هستند.

Sources: d6-s49 · 04:08:40 d6-s49 · 03:33:32 d6-s49 · 05:41:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.