لوستل دفتر ۶ د اني جاعل فی الارض خلیفة حکمت بيت ۲۱۶۶

M6:2166 — هم نکر سازید بهر قوم عاد / زود خیزی تیزرو یعنی که باد

هم نکر سازید بهر قوم عادزود خیزی تیزرو یعنی که باد
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2166

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خداوند برای قوم عاد نیز «نُکر» (خدمتگزاری) فراهم آورد، همان باد زودخیز تندرو را. معنا: این بیت به عذاب الهی برای قوم عاد اشاره می‌کند که به صورت بادی مهیب و ویرانگر بر آنان نازل شد و مولانا باد را نوکر و گماردهٔ خداوند برای این کار می‌داند.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیشین، به تضادهای بنیادین در تاریخ و عالم اشاره می‌کند؛ تضادهایی که از نمرود و ابراهیم آغاز شد، سپس به فرعون و موسی رسید، و تا زمان مصطفی (ص) و ابوجهل ادامه یافت. این تضادها، به زعم مولانا، تجلیاتی هستند که نهایتاً به معرفت الهی منتهی می‌شوند. در این میان، او به عذاب‌های الهی اشاره می‌کند که چگونه حق تعالی، برای فیصله دادن به ستیز میان حق و باطل، از قوای طبیعت بهره می‌گیرد.

در این بیت خاص، مولانا به سرنوشت قوم عاد می‌پردازد. او می‌فرماید: «هم نکر سازید بهر قوم عاد / زود خیزی تیزرو یعنی که باد». واژهٔ «نُکر» در اینجا کلیدی است. همانطور که من پیش‌تر اشاره کرده‌ام و نیکلسون، شارح بزرگ مثنوی، نیز گفته است، به گمان من «نُکر» در اینجا همان «نوکر» است. یعنی خداوند باد را نوکر و خدمتگزار خویش ساخت تا فرمان او را به اجرا درآورد. این باد، «زودخیز» و «تیزرو» بود، تند و سریع برمی‌خاست و ویران می‌کرد.

قرآن کریم این واقعه را به دقت توصیف کرده است: «سخرها علیهم سبع لیال و ثمانیة ایام حسوماً فتری القوم فیها صرعی کانهم اعجاز نخل خاویة فهل تری منهم من باقیة». این یعنی خداوند آن طوفان را هفت شب و هشت روز بر آنان گماشت، به گونه‌ای که قوم عاد را از پای افتاده می‌دیدی، گویی تنه‌های نخل‌هایی پوک و فرسوده بودند، و آیا از آنان کسی را باقی می‌بینی؟ این توصیف قرآنی، عمق قهر الهی و ویرانگری این «باد» را که «نُکر» حق بود، به خوبی نشان می‌دهد.

نکتهٔ مهمی که اینجا باید دریافت، این است که مولانا طبیعت را صرفاً مجموعه‌ای از نیروهای کور و بی‌هدف نمی‌بیند. باد، آتش، آب، و خاک — همه اینها می‌توانند مأموران و خدمتگزاران ارادهٔ الهی باشند. وقتی خدا قهر کند، نان در گلو خناق می‌شود، و لباس گرم، مزاج زمهریر می‌یابد. این جهان و عناصر آن، همه در کف قدرت اوست و در خدمت فرمان او. این بینش، تصویری از یک عالم پویا و زنده به دست می‌دهد که در آن هیچ پدیده‌ای خارج از حیطهٔ قدرت و ارادهٔ خداوند نیست.

نکات کلیدی

  • باد به مثابهٔ «نُکر» یا «نوکر» الهی: باد در اینجا نه یک نیروی طبیعی کور، بلکه خدمتگزار و ابزار ارادهٔ خداوند است.
  • قهر الهی در تاریخ: داستان قوم عاد، نمونه‌ای از تضادهای بنیادین تاریخی و تجلی قهر الهی برای فیصله دادن به ستیز حق و باطل است.
  • عناصر طبیعت به عنوان مأموران الهی: مولانا جهان طبیعت را زنده می‌بیند که در آن هر عنصری می‌تواند مأمور اجرای فرمان الهی باشد.
  • ارتباط مثنوی با قرآن: مولانا این حکایت را با ارجاع مستقیم به آیات قرآن تشریح می‌کند و پیوند عمیق میان آموزه‌های مثنوی و کلام الهی را نشان می‌دهد.

Sources: d6-s49 · 04:08:40 d6-s49 · 05:41:00 d6-s49 · 05:56:30

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.