لوستل دفتر ۶ د اني جاعل فی الارض خلیفة حکمت بيت ۲۱۷۷

M6:2177 — که بمردیم اغلب ای مهتر امان / باقیش از دفتر تفسیر خوان

که بمردیم اغلب ای مهتر امانباقیش از دفتر تفسیر خوان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2177

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای مهتر، ما بیشترمان از پا افتاده‌ایم و داریم می‌میریم، به ما امان بده! بقیهٔ این داستان را از دفترهای تفسیر (قرآن) بخوان.

شرح

مولانا در این بیت، کلامِ مردمانِ گرفتارِ عذابِ الهی را نقل می‌کند که فریادِ استغاثه‌شان در اوجِ سختی و نومیدی شنیده می‌شود. اما برای فهمِ عمقِ این بیت، باید به آموزهٔ پیشینِ مولانا در همین بخش از مثنوی توجه کرد: «تو دو قله نیستی، یک قله‌ای / غافل از قصه عذاب ذله‌ای». این بیتی کلیدی است که در آن مولانا با استفاده از اصطلاحِ فقهیِ اهل سنت، انسان‌ها را به «آب قلیل» تشبیه می‌کند. در این فقه، آبی که به اندازه دو «قله» (خمره) باشد، «آب کر» نامیده می‌شود و به سادگی نجس نمی‌گردد، اما آنچه کمتر از آن باشد، «آب قلیل» است که با اندک نجاستی ناپاک می‌شود.

مولانا با این تمثیل، انسان‌های عادی را – در تضاد با اولیا و مشایخ که جانشان همچون دریای کر است – «یک قله» می‌داند. ما موجوداتی آسیب‌پذیر و ناپاک‌پذیر هستیم؛ موجوداتی که به سادگی تحت تأثیر عوارض روزگار و خطاهای خویش، از مسیر خارج می‌شویم. این یک هشدار جدی است علیه تکبر و خودبینی؛ نباید پنداشت که از خطا و آلودگی مصونیم. این یادآوری، ریشهٔ عمیقی در نگاه مولانا به فقر وجودی انسان دارد.

پس از این هشدار، مولانا به «قصه عذاب ذله» اشاره می‌کند. این روایتی قرآنی است که از بلاها و عقوبت‌های الهی بر اقوام گنهکار سخن می‌گوید، همچون عذاب قوم شعیب که زیر سایه ابری مرگبار از صاعقه یا گرمای کشنده هلاک شدند. بیت مورد بحثِ ما، دقیقاً بیانگر فریاد استغاثه همین مردمان در اوج عذاب و سختی است؛ جایی که جانشان به لب رسیده و با درماندگی کامل از پیامبرشان – که مولانا او را «مهتر» می‌خواند – طلب امان و یاری می‌کنند: «که بمردیم اغلب ای مهتر امان!» این فریاد، پژواکِ وضعیتِ هر انسانی است که خود را در برابر قهرِ الهی بی‌دفاع می‌بیند.

اما اوجِ ظرافتِ مولانا در نیمهٔ دوم بیت نهفته است: «باقیش از دفتر تفسیر خوان». مولانا خود را موظف به نقل کامل جزئیات این داستان تاریخی نمی‌بیند. او با این ارجاع، خواننده را به منابع معتبر دینی، یعنی تفاسیر قرآن، رهنمون می‌شود. این شیوهٔ مولانا، خود یک درسِ بزرگ در روشِ اوست؛ او نمی‌کوشد که همه چیز را از نو بازگو کند، بلکه به دانش و پیشینهٔ خواننده اتکا می‌کند و او را به سوی حقیقتِ موجود در متونِ اصیل، راهنمایی می‌کند. این نشان می‌دهد که این قصه، نه تنها یک روایتِ تاریخی، بلکه عبرتی جاودان برای همهٔ انسان‌هاست، و مولانا به عنوان یک آموزگارِ بزرگِ روح، از آن برای بیدار کردنِ ما از غفلت از وضعیتِ «یک قله‌ای» خود استفاده می‌کند. این بیت، در حقیقت، تمثیلی از نتیجهٔ بی‌اعتنایی به هشدارِ «یک قله بودن» و لزومِ فروتنی در برابر تقدیر و قهرِ الهی است.

نکات کلیدی

  • انسان موجودی آسیب‌پذیر و «یک قله» است، برخلاف اولیا که جانشان همچون «آب کر» است و از ناپاکی مصون.
  • مغرور بودن به خود و مصونیت از خطا، بزرگترین غفلت بشر است که می‌تواند او را مستحق «عذاب ذله» کند.
  • این بیت فریاد استغاثه انسان‌های درمانده در برابر قهر الهی را نشان می‌دهد.
  • مولانا با ارجاع به «دفتر تفسیر»، خواننده را به سوی منابع اصیل و عبرت‌های جاودان هدایت می‌کند؛ او همواره ما را به تأمل در قصه‌های قرآنی و تاریخی فرامی‌خواند.

Sources: d6-s49 · 05:58:38

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.