لوستل دفتر ۶ د هود علیه السلام معجزه د باد د راتلو پر مهال د امت د مؤمنانو په خلاصون کې بيت ۲۲۲۵

M6:2225 — کم گریز از شیر و اژدرهای نر / ز آشنایان و ز خویشان کن حذر

کم گریز از شیر و اژدرهای نرز آشنایان و ز خویشان کن حذر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2225

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از شیرها و اژدهایان نر کمتر بگریز، اما از آشنایان و خویشاوندان خویش برحذر باش. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که خطرات پنهانی که از دوستان و خویشاوندان غافل سرچشمه می‌گیرند، بسا که از دشمنان آشکار هم مهلک‌تر باشند و باید از آن‌ها بیشتر پرهیز کرد.

شرح

مولانا در این بیت، که در ادامهٔ بحث از «صحبت این خلق را طوفان شناس» می‌آید، پرده از خطرناک‌ترین طوفانِ سیر معنوی برمی‌دارد: طوفانِ مصاحبت با مردمان، خاصه آشنایان و خویشاوندان. این یک هشدار بی‌بدیل است، چه ما غالباً از دشمنان آشکار همچون شیر و اژدها حذر می‌کنیم و از آنان می‌گریزیم؛ این گریز، طبیعی و غریزی است. اما مولوی می‌فرماید که خطر حقیقی در آنجاست که دشمن در لباس دوست ظاهر شود. این همان «دیو با مردم نیامیزد، مترس / بل بترس از مردمان دیوسار» سعدی است که من بارها به آن ارجاع داده‌ام.

این خویشان و آشنایان، حتی با قصد سوء هم که نداشته باشند، می‌توانند هلاکت‌بار باشند. «در تلاقی روزگارت می‌برند.» یعنی در ملاقات‌های روزمره، در مهمانی‌ها، در گفت‌وگوهای بی‌حاصل و رفت‌وآمدهای بی‌هدف، وقت گران‌بهای عمر شما را ضایع می‌کنند. اینان، که خود عمر خویش را در بی‌حاصلی و یاوه‌گویی سپری کرده‌اند، ناخودآگاه یا خودآگاه، می‌کوشند شما را نیز به ورطهٔ بی‌عملی و بطالت بکشانند. مولوی خود می‌گوید: «زانکه هر بدبخت خرمن‌سوخته / می‌نخواهد شمع کس افروخته.» یا در جایی دیگر: «هر که را باشد مزاج و طبع سست / می‌نخواهد هیچ کس را تندرست.» آدمیان ناموفق و ناکام، چه بسا تاب دیدن توفیق دیگران را نداشته باشند و شما را نیز به پایین بکشند.

من این را بارها گفته‌ام که این خطر نه تنها متوجه کسانی است که آشکارا اخلاق رذیله‌ای چون دروغ‌گویی، بدگویی و بی‌بندوباری دارند، بلکه شامل آنانی نیز می‌شود که صرفاً عمرشان را بیهوده سپری می‌کنند. مصاحبت با چنین کسانی، دل آدمی را تاریک می‌کند، قبح گناهان را از بین می‌برد و روح را از غبار آلوده می‌سازد؛ آنچنان که پس از بازگشت از یک مهمانی یا نشستی با آن‌ها، باید «مصمضه»ای روحانی کشید و «سبحان»ی گفت تا زنگارها پاک شوند. حال چرا انسان باید خود را در معرض چنین آلودگی‌ای قرار دهد؟

و نکتهٔ عمیق‌تر آنکه، این خطر تنها به حضور فیزیکی این افراد محدود نمی‌شود. «یادهاشان غایبیت می‌چرند.» یعنی حتی در غیابشان نیز، خاطرات، یادها و تأثیراتشان همچون مرتعی است که مرغزار وجود و فکر شما را می‌چرند و شما را از راهِ مقصود بازمی‌دارند. این بیت به ما می‌آموزد که برای حفظ سرمایهٔ عمر و سلامت روح، باید در انتخاب یاران و هم‌صحبتان، حتی از میان خویشان، نهایت دقت را به کار بست و کشتی‌بانِ حقیقیِ خود را یافت و به او پناه برد.

نکات کلیدی

  • خطر حقیقی در دشمنان پنهان (آشنایان و خویشاوندان ناآگاه) است، نه دشمنان آشکار.
  • مصاحبت با انسان‌های بطّال و یاوه‌گو، عمر و فرصت‌های معنوی را به هدر می‌دهد.
  • حتی اگر مقصود بدی در کار نباشد، تأثیر سوء این روابط بر روح و اخلاق حتمی است.
  • آدم‌های ناکام و بی‌توفیق، ناخودآگاه می‌کوشند دیگران را نیز به سطح خود بکشانند.
  • خاطرات و یادهای دوستان نامناسب حتی در غیابشان، می‌تواند فکر و روح را آشفته سازد.
  • انتخاب هم‌نشین صالح، حتی در میان نزدیکان، یک اصل اساسی در سلوک معنوی است.

Sources: d6-s51 · 01:03:34 d6-s52 · 00:00:32

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.