لوستل دفتر ۶ د هود علیه السلام معجزه د باد د راتلو پر مهال د امت د مؤمنانو په خلاصون کې بيت ۲۲۵۳

M6:2253 — تا ز لعبت اندک اندک در صبا / جانش گردد با یم عقل آشنا

تا ز لعبت اندک اندک در صباجانش گردد با یم عقل آشنا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2253

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا جان آدمی، اندک اندک و در جوانی، از اشتغال به بازیچه‌های ظاهری رها شود و با دریای خرد ناب و معنای قدسی آشنا گردد.

معنا: این بیت به سیر تدریجی جان انسان اشاره دارد که چگونه در دوران رشد و جوانی، به تدریج از دلبستگی به امور کم‌ارزش دنیوی فاصله می‌گیرد و به سوی شناخت عقل کل و حکمت الهی گام برمی‌دارد.

شرح

این بیت، نگاره‌ای درخشان از سلوک تدریجی جان آدمی است؛ یک سیر کمال که مولانا بارها و بارها به آن اشاره کرده. «لعبت» در اینجا می‌تواند به هر آنچه انسان در ابتدا به آن دلبسته است، اشاره کند: صورت‌های عالم، بازیچه‌های حواس، و حتی مفاهیم خرد که هنوز به «یم عقل» نرسیده‌اند. اینها همه «کف دریاست صورت‌های عالم»، چنان که مولانا خود می‌گوید؛ و جان باید از این کف‌ها بگذرد تا به عمق برسد.

«اندک اندک» نشان از یک فرآیند است؛ نه یک جهش ناگهانی، بلکه یک بالندگی پله‌پله، که همت و تلاش مداوم سالک را می‌طلبد. این با سرشت طبیعیِ معرفت در مثنوی سازگار است که وصول و یقین را نه از رهگذر استدلال صرف، که از طریق تجربه و سیر آهسته و پیوسته ممکن می‌داند. در این مسیر، «صبا» یا جوانی، فرصتی مغتنم است؛ زمان شکل‌گیری و نرمی اعضا و روان، فرصتی که باید به کار عبادات و معرفت‌ورزی آید، پیش از آنکه خشکی و بی‌انعطافی فرا رسد. این همان نکته‌ای است که مولا علی در نهج‌البلاغه فرموده که: «الْآنَ فَاعْمَلُوا عِبَادَ اللَّهِ وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ وَ الْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ»؛ یعنی تا اندام‌ها نرم و فرمانبردارند، باید عمل کرد.

جان آدمی در ابتدای راه، اسیر «صورت» است؛ «صورت‌های عالم» او را به خود مشغول می‌دارد. اما «یم عقل» که مولانا از آن سخن می‌گوید، همان حقیقت بی‌صورت است که منبع همه کثرات و مفاهیم است. ما در این جهان با «ذهن» خود کثرت می‌آفرینیم؛ از یک میز صد مفهوم برمی‌داریم، از یک ذات ده‌ها صفت می‌شناسیم. اما «یم عقل» یا «آتش وحدت» که مولانا وصفش را می‌گوید، جایی است که این کثرات همه می‌سوزند و از میان می‌روند. «آتش جان بین کز او سوزد خیال / نه خیال و نه حقیقت را امان.» این آتش، آتش توحید است که در آن «کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ». پس جان باید اندک اندک از وادی خیال و کثرت عبور کند تا به این دریای واحد برسد.

این آشنایی با «یم عقل»، فراتر از «عقل جزوی» است که ما با آن استدلال می‌کنیم. «یم عقل» به معنای خرد کلّی و شهودی است که در نهایت به «وصول» و «یقین» می‌انجامد. این همان خودشناسی است که مولانا آن را «اصل اصول اصول دین» می‌داند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه». جان وقتی با این «یم عقل» آشنا می‌شود، در واقع خویشتنِ حقیقی و الهی خود را بازمی‌یابد و به اصل خویش بازمی‌گردد؛ همان‌طور که نی از نیستان بریده، اما همواره در آرزوی بازگشت به آن اصل است. این آشنایی نه یک دستاورد فکری صرف، بلکه یک دگرگونی وجودی است که جان را از «لعبت»ِ جهان ظاهری می‌رهاند و در آغوش حقیقت مطلق قرار می‌دهد. این یعنی، جان از وضعیت «بی‌خبر بودن» به وضعیت «باخبر بودن» می‌رسد، و «جان نباشد جز خبر در آزمون / هر که را افزون خبر، جانش فزون»؛ یعنی آشنایی با یم عقل، همان افزودن به جان است.

نکات کلیدی

  • سیر کمال جان از بازیچه‌ها به سوی خرد قدسی تدریجی است («اندک اندک»).
  • «صبا» یا جوانی، فرصتی طلایی برای خودشناسی و معرفت‌ورزی است، پیش از آنکه جمود و بی‌انعطافی روح را فرا گیرد.
  • «لعبت» نمادی از دلبستگی جان به صورت‌ها و کثرات عالم است که باید از آن عبور کرد.
  • «یم عقل» نشان‌دهنده خرد شهودی و وحدانی است که فراتر از عقل جزوی و مفاهیم ذهنی است.
  • آشنایی با «یم عقل» به معنای بازگشت به اصل خویش و وصول به حقیقت بی‌صورت است.

Sources: d6-s52 · 00:14:33 d6-s52 · 00:16:12

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.