لوستل دفتر ۶ د هغه د خزانه غوښتونکي توبه د خدای تعالی حضور ته له ډیرو لټونونو او عجز او اضطراب وروسته، چې اې زما د څرګندولو ولي! دا پټ راڅرګند کړه بيت ۲۳۲۱

M6:2321 — برده در دریای رحمت ایزدم / تا ز چه فن پر کند بفرستدم

برده در دریای رحمت ایزدمتا ز چه فن پر کند بفرستدم
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2321

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خداوند مرا به دریای رحمت خویش برده است، تا بنگرم با چه فن و حکمتی مرا پُر کرده، باز پس می‌فرستد. معنا: این بیت بیانگر حالت تسلیم و اعتماد کامل انسان به مشیت الهی است، به گونه‌ای که در هر لحظه خود را چون ظرفی تهی می‌بیند که خداوند آن را با اراده و حکمت خویش پُر می‌کند و به هستی باز می‌گرداند.

شرح

این بیت در میان غزل عارفانه‌ای جای گرفته که مولانا در آن به حال درویشی می‌پردازد که در زمان بیداری، گرفتار پیچ و خم‌های دغدغه و رنج است و در زمان خواب و بی‌خودی، تهی و بی‌اختیار. این تهی شدن شبانه، در نگاه مولانا، شبیه بازگشت به عالم عدم است؛ همان عالمی که پیش از وجود، هستیِ ما را در بر گرفته بود. من بارها گفته‌ام، در این حالت است که انسان به نهایت درماندگی و نیازمندی خود پی می‌برد و می‌پرسد که فردا با چه فن و حکمتی از نو پُر خواهد شد.

من قبلاً هم در بحث از جود الهی تصریح کرده‌ام که هستی و تمام استعدادهای ما، از جود بی‌واسطهٔ خداوند است، نه از عدل و استحقاق. «در عدم ما مستحقان کی بودیم / که بر این جان و بر این دانش زدیم؟» ما که نبودیم تا استحقاق چیزی داشته باشیم! پس هرآنچه به ما داده شده، کرم است، نه حق. به قول معروف، اسب پیشکشی را دندان‌هایش را نمی‌شمارند. این بیت نیز بر همین منطق استوار است؛ خدا ما را به دریای رحمت خویش می‌برد و خالی می‌کند، زیرا هیچ‌چیزی از آن ما نیست که بر آن حق داشته باشیم. اوست که با فضل و فن خویش ما را از نو می‌آفریند و می‌پروراند.

در ادامه مولانا این را روشن می‌کند که انسان هیچ‌گونه «رای و فن» مستقلی برای پر کردن خود ندارد: «گر به خویشم هیچ رای و فن بدی / رای و تدبیرم به حکم من بدی.» اگر انسان قدرت ارادهٔ مطلق بر هستی خود داشت، خود را از بهترین صفات پُر می‌کرد، اما چنین نیست. همین که شب‌ها هوش از ما می‌رود و از بیدار شدن خود بی‌خبر می‌شویم، گواه آن است که زمام امور در دست ما نیست. خداوند است که یکی را از «نور جلال» پُر می‌کند و دیگری را از «وهم و خیال». این تفاوت‌ها در سرشت و استعداد ما، نه از ارادهٔ خودمان، بلکه از «فن» و حکمت ایزدی در «پر کردن» ماست. بنابراین، در اوج این بی‌اختیاری و تسلیم است که درویش، چشم‌به‌راه لطف و کرم دوبارهٔ خداوند می‌ماند؛ خود را به دریا می‌سپارد و منتظر می‌ماند که با چه عطیهٔ جدیدی به هستی بازگردانده خواهد شد.

نکات کلیدی

  • تسلیم کامل به مشیت الهی: انسان خود را ظرفی تهی می‌بیند که هر لحظه توسط خدا پر می‌شود.
  • شب و خواب نمادی از بازگشت به «عدم»: تجربه‌ای روزانه از فقدان خودآگاهی و کنترل.
  • جود الهی مبنای آفرینش: هستی و صفات ما نه از استحقاق، که از بخشش و کرم بی‌منتهای خداوند است.
  • فقدان ارادهٔ مستقل: انسان در نهایت قدرت تعیین جوهرهٔ وجودی خود را ندارد؛ خداوند است که با «فن» خود او را شکل می‌دهد.
  • تفاوت‌ها از ارادهٔ ایزدی: تفاوت انسان‌ها در صفاتشان ناشی از نحوهٔ پر کردن آن‌ها توسط آفریننده است.

Sources: d6-s54 · 59:13 d6-s54 · 54:39 d6-s54 · 03:52

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.