لوستل دفتر ۶ د خزانه غوښتونکي ته د هاتف غږ او د هغه د اسرارو د حقیقت اعلان کول بيت ۲۳۶۷

M6:2367 — علم تیراندازیش آمد حجیب / وان مراد او را بده حاضر به جیب

علم تیراندازیش آمد حجیبوان مراد او را بده حاضر به جیب
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2367

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: علمِ تیراندازی‌اش برای او حجاب شد؛ در حالی که مرادش در جیبش حاضر بود. معنا: گاهی اوقات تکیه به دانش خودمان، ما را از حقیقتی که نزدیک و در دسترس است، محروم می‌کند و حجابی بر دیدگانمان می‌اندازد.

شرح

این بیت از آن جملاتی است که مولانا در آن، یکی از ژرف‌ترین آسیب‌های معرفتی بشر را برملا می‌کند. در داستان کنعان و کوه مصونیت‌بخش، مولوی به این نکته اشاره می‌کند که غرورِ ناشی از باور به «دانستن» و «توانستن»، گاه حجابی می‌شود ضخیم‌تر از هر جهلی.

آن شخصِ داستان، به علم تیراندازی خود می‌بالد؛ می‌گوید: «من تیراندازی بلدم، دیگر نیازی نیست تو به من چیزی بیامیزی.» این «علم تیراندازی» استعاره‌ای است از هر دانش، مهارت، یا حتی تصوری که آدمی از توانایی‌های خود دارد و به آن متکی می‌شود تا به مراد خویش رسد. اما مولانا می‌گوید همین اتکا به نفس، همین باور که «خودم بلدم»، بدل به حجابی می‌شود میان انسان و حقیقت. مراد او که «حاضر به جیب» بود، یعنی خواسته و مقصود او از ابتدا در دسترسش قرار داشت، بی‌نیاز از هر زحمتی. اما غرور و اتکا به «علم تیراندازی» خویش، او را از آن مرادِ نزدیک بازداشت و به بیراهه برد.

من این وضعیت را بارها در عالم واقع و در افراد مختلف مشاهده کرده‌ام. بسیاری از اوقات، انسان‌ها بی‌جهت به عقل خودشان متکی هستند، مشاوره از دیگران نمی‌گیرند، یا راه‌هایی را که هرگز نرفته‌اند، از اهلش نمی‌پرسند. خیال می‌کنند که خودشان «بلد» هستند، مخصوصاً وقتی تصمیم‌ها سخت و سنگین است.

از این هم فراتر، من شاهد این «علم حاجب» در دوران خودمان بوده‌ام. وقتی ماتریالیست‌ها را می‌بینم که چگونه شیفته و مشغول همین دانش‌های تجربی‌ای هستند که دارند و می‌گویند با داشتن این علم تجربی به هیچ چیز دیگر احتیاج نداریم. نه به پیغمبر، نه به متافیزیک، نه به فلسفه. می‌گویند همین ساینس، همین چیزهایی که در دانشگاه می‌خوانند، همه چیز ما را جواب می‌دهد؛ تمام زندگی‌مان را، سعادتمان را، عاقبتمان را، اخلازمان را. این همان علمی است که به تعبیر مولانا «حاجب» است. نه فقط حاجب خداشناسی، بلکه حتی حاجب سعادت آدمی‌ست. هر روز نقصانی در این علوم کشف می‌شود، اما عده‌ای با تعصبی کور، این‌ها را دنبال می‌کنند.

این تعصب، تنها مختص دینداران نیست. من در دانشگاه پرینستون به دانشجویانم گفتم که تعصب ضد مذهبی نیز به همان اندازه می‌تواند ویرانگر باشد. تعصب کور، چشمان انسان را می‌بندد و اجازه نمی‌دهد حرف طرف مقابل را بشنوی یا به آن بیندیشی. این نوع «علم» که در واقع جهل مرکب است، بدترین نوع جهل است؛ چرا که صاحبش گمان می‌کند می‌داند، در حالی که در اشتباه است. کسی که جهل بسیط دارد، آماده آموختن است، اما صاحب جهل مرکب که می‌گوید «من که بلدم»، اصلاحش بسیار دشوارتر است.

مولانا در بیتی دیگر که ناظر بر این مفهوم است، می‌گوید: «بیشتر اصحاب جنت ابلهند / تا ز شر فیلسوفی می‌رهند». او در اینجا ابله را نه به معنای نادان یا سفیه، بلکه به معنای کسی که پیچیدگی‌های فلسفی و کلامی ذهن او را درگیر نکرده، می‌داند. کسی که ایمانش را از راه عشق و مجذوبیت به دست آورده، نه از راه براهین عقلانی صرف. همچنین «ابله» در اینجا به معنای سادگی و بی‌غل‌وغش بودن است؛ کسی که بدجنسی بلد نیست، دروغ نمی‌گوید و اهل نیرنگ نیست. این فضیلتی است که مولانا برای مومن حقیقی قائل است، وضعیتی که در آن جامعه به قدری نیکوکار است که نیازی به پیچیدگی و مکر نیست. این سادگی و خلوص، درواقع شرط رهایی از شرّ «علم حاجب» است.

نکات کلیدی

  • اعتماد بیش از حد به دانش و توانایی‌های خود، می‌تواند انسان را از حقایقِ نزدیک و آشکار، محجوب کند.
  • آنچه آدمی می‌پندارد «علم» است، گاه همان «حجاب» است که او را از وصول به «مراد» باز می‌دارد.
  • این «علم حاجب»، هم در اتکای فردی به عقل خود و هم در نگاه تنگ‌نظرانه به علوم تجربیِ مدرن، متجلی می‌شود.
  • «تعصب کور»، چه مذهبی و چه ضدمذهبی، مانعی برای شنیدن و اندیشیدن است و از جنس «علم حاجب» محسوب می‌شود.
  • مولانا «ابله» را نه به معنای نادان، بلکه به معنای ساده‌دل، بی‌غل‌وغش و فارغ از تعقیدات فلسفی می‌داند؛ این سادگی شرط رهایی از شرّ «علم حاجب» است.

Sources: d6-s55 · 53:42:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.