لوستل دفتر ۶ د دریو مسلمانو، عیسوي او یهودي مسافرانو کیسه او دا چې په یوه ځای کې یې خوراک وموند او عیسوی او یهودي یې ماړه وو، ویې ویل: دا خوراک به سبا وخورو. مسلمان روژه وو، وږی پاتې شو، ځکه چې ماته شوی وو بيت ۲۳۸۳

M6:2383 — چون قفس را بشکند شاه خرد / جمع مرغان هر یکی سویی پرد

چون قفس را بشکند شاه خردجمع مرغان هر یکی سویی پرد
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2383

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هنگامی که خردِ پادشاه‌گونه، قفس (این جهان) را در هم بشکند، آنگاه هر یک از مرغان (روح‌ها) به سوی مقصد حقیقی و اصلی خویش پرواز خواهد کرد. معنا: این بیت بیان می‌کند که وقتی روح از بند تن و جهان آزاد شود، هر نفسی بر اساس ذات و اشتیاق درونی خود، راهیِ مقصد نهایی و سزاوار خویش می‌شود.

شرح

این بیت از آن دست ابیاتی است که مولانا عمق نگاه خود به هستی و سرنوشت آدمیان را در آن فشرده است. به گمان من، مولانا در اینجا وضع فعلیِ این جهان را همچون "قفس" و "حبس" می‌بیند. ما، این انسان‌ها، این "مرغان"، موقتاً در این قفسِ دنیا گرفتاریم. این قفس، کاروان‌سرایی‌ست که "اهل شرق و اهل غرب و ماورا" را، "پاک و بی‌نماز" را، "زاغ و جغد و باز" را به اجبار و موقت کنار هم جمع کرده است. گویی که تقدیر الهی چنین خواسته است که این جهان، عالم آمیختگی‌ها باشد، زندانی که همه در آن حضور دارند، "از پاک و ناپاک، از باآزار و بی‌آزار."

اما این وضعیت ابدی نیست. زمانی خواهد رسید که "شاه خرد" این قفس را بشکند. "شاه خرد" در اینجا نیرویی رهایی‌بخش است که این قید و بند را از جان‌ها برمی‌گیرد. این می‌تواند همان مرگ باشد که کالبد جسمانی را از روح جدا می‌کند، یا شاید هم بیداریِ معرفتی که انسان را از تعلقات دنیوی آزاد می‌سازد. مهم این است که این قدرت رهایی، از جنس خرد است؛ خردی که سرچشمه‌ی آگاهی و فهم حقیقی است و راه بازگشت به اصل را نشان می‌دهد.

پس از شکستن این قفس، "جمع مرغان هر یکی سویی پرد." این به معنای تقسیم‌بندی نهایی و حقیقی ارواح است. مولانا تصریح می‌کند: "بعداً که قفس‌ها رو گشودند، هر یکی از مرغان به سوی مقصدی که شائق اوست پرواز خواهد کرد." این پرواز، تصادفی نیست. جهت‌گیری هر روح به سوی آن چیزی است که در درون خود به آن اشتیاق داشته، به آن می‌اندیشیده و برای آن اشک و آه سر داده است. آن اشک و آه نه از جنس شکایت، بلکه از جنس اشتیاق به وصل است. "خلاصه‌اش ما ایم و شوق ما. ما به چی شوق داریم؟ اون نهایت مسیر ما رو معین خواهد کرد." این همان انگیزه‌های درونی است که مسیر نهایی هر کس را تعیین می‌کند و همان چیزی است که مریدان مولانا به دنبال تقویت آن در خانقاه‌ها بودند، نه صرف کسب دانش.

این بینش مولوی با دیدگاه من درباره‌ی "پلورالیسم نجات" کاملاً هم‌سو است. وقتی مولانا می‌گوید: "هیچ کافر را به خواری منگرید / که مسلمان مردنش باشد امید"، همین نگاه را تأیید می‌کند. مهم نیست ظاهراً چه کیش و مذهبی داریم، چه یهودی باشیم یا مسیحی یا مسلمان؛ آنچه در نهایت سرنوشت ما را رقم می‌زند، نیّت صادقانه، آرمان‌های بلند و اشتیاق حقیقی روح به تعالی و رهایی است. هر روحی که این اشتیاق را در خود پرورانده باشد، به رستگاری و مقصد شایسته‌ی خود خواهد رسید. این جهان، تنها یک اقامتگاه موقتی است که در آن، جان‌ها از یکدیگر متمایز می‌شوند، تا در لحظه‌ی رهایی، هر یک به معدن و منشأ حقیقی خویش بازگردد، درست مانند عناصری که پس از زوال بدن، به سوی خاستگاه خود روانه می‌شوند. این تباین درونی و اشتیاق پنهان است که در نهایت، مسیر پرواز هر "مرغ" را تعیین می‌کند.

نکات کلیدی

  • دنیا قفسی است که جان‌های گوناگون را موقتاً در کنار هم گرد آورده است.
  • "شاه خرد" نیروی رهایی‌بخش است که این قفس را می‌شکند؛ این رهایی می‌تواند از طریق مرگ یا بیداری معرفتی باشد.
  • پس از رهایی، هر روح بر اساس اشتیاق درونی و نیّت حقیقی خود، راهی مقصد شایسته‌ی خویش می‌شود.
  • اشتیاق درونی (شوق، اشک و آه) مسیر نهایی روح را تعیین می‌کند، نه صرف تعلقات ظاهری و بیرونی.
  • سرنوشت و رستگاری نهایی مبتنی بر پلورالیسم نجات است؛ یعنی نیت صادقانه، ورای ادیان و ظواهر، عامل رستگاری است.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00 d6-s56 · 00:28:38

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.