لوستل دفتر ۶ د دریو مسلمانو، عیسوي او یهودي مسافرانو کیسه او دا چې په یوه ځای کې یې خوراک وموند او عیسوی او یهودي یې ماړه وو، ویې ویل: دا خوراک به سبا وخورو. مسلمان روژه وو، وږی پاتې شو، ځکه چې ماته شوی وو بيت ۲۴۱۲

M6:2412 — این اسد غالب شدی هم بر سگان / گر نبودی نوبت آن بدرگان

این اسد غالب شدی هم بر سگانگر نبودی نوبت آن بدرگان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2412

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این شیر، بر سگان نیز غالب می‌شد، اگر نوبت آن بَدرگان (پست‌فطرتان) نبود.

معنا: این بیت اشاره دارد به اینکه انسان‌های بزرگ و شریف، حتی بر فرومایگان غلبه می‌یافتند، اگر دوره و زمانه در دست انسان‌های بدطینت و پست نبود و قدرت به آنها تعلق نداشت.

شرح

این بیت در میانهٔ حکایت «سه مسافر» در دفتر ششم مثنوی آمده است؛ داستانی که مولانا آن را از شمس تبریزی اخذ کرده و به شیوهٔ خود بسط داده است. داستان سه همسفر — یک جهود، یک ترسا، و یک مسلمان — که در سفر به قوتی (غذایی) دست می‌یابند و تصمیم می‌گیرند فردایش بخورند، مشروط بر اینکه هرکس خواب نیکو دیده باشد. در این داستان، مسلمان صائم است و گرسنه می‌ماند. این بیت پس از همراهی این سه مسافر با یکدیگر، تصویری از نابرابری و غالب شدن فرومایگان بر بلندهمتان ارائه می‌دهد.

مولانا در این حکایت به وضوح دیدگاه خود را در مورد «آمیختگی‌ها» در جهان بیان می‌کند. جهان، همانند کاروان‌سرایی است که اهل شرق و اهل غرب و ماوراء، از بیم برف و بوران روزها در آن می‌مانند. در این کاروان‌سرا، افراد از عوالم مختلف، با نیت‌ها و آرمان‌های گوناگون، موقتاً و به اجبار کنار هم قرار می‌گیرند. این بیت نیز تصویرگر همین آمیختگی است؛ یک «شیر» که نماد انسان والا و قدرتمند است، در برابر «سگان» که نماد فرومایگان و بدطینتان‌اند. معمولاً شیر غالب است، اما در زمانه‌ای که «نوبت آن بَدرگان» است — یعنی قدرت و زمانه در دست فرومایگان و پست‌فطرتان قرار گرفته — حتی شیر نیز نمی‌تواند آن‌گونه که شایستهٔ طبیعت اوست، غالب آید.

این نوبت بَدرگان، همان تقدیر الهی است که جهان را این‌چنین آمیخته خواسته است. در این زندان بزرگ دنیا، پاک و ناپاک، باآزار و بی‌آزار، همه در کنار هم هستند. این موقتی بودنِ آمیختگی و غلبهٔ فرومایگان، نکته‌ای است که مولانا بر آن تأکید دارد؛ پس از گشوده شدن بند قفس، هر مرغی به سوی مقصد حقیقی خود پرواز خواهد کرد. این بیت، در واقع، فریادی از ناهمواری‌ها و نابرابری‌های ظاهری این جهان است که در آن، گاهی اهل باطل و فرومایگان، به مددِ جریان زمانه، دست بالا را پیدا می‌کنند، در حالی که حقیقت وجودی‌شان، همچون سگان در برابر شیر، ناچیز است.

نکات کلیدی

  • جهان، کاروان‌سرایی از آمیختگی‌هاست که در آن خوب و بد، والا و پست، به اجبار کنار هم قرار می‌گیرند.
  • این بیت نقدی بر زمانه و نوبت‌بندی قدرت است؛ حتی انسان‌های شریف نیز در دورانی که فرومایگان حاکم‌اند، توانایی حقیقی خود را نشان نمی‌دهند.
  • «شیر» نماد انسان بزرگ و «سگان» نماد پست‌فطرتان است که غلبهٔ اولی بر دومی طبیعی است، مگر آنکه «نوبت» (تقدیر زمانه) برعکس باشد.
  • دیدگاه مولانا بر این است که این غلبهٔ فرومایگان موقتی است و در نهایت، هرکس به سوی جایگاه حقیقی خود باز خواهد گشت.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.