لوستل دفتر ۶ د دریو مسلمانو، عیسوي او یهودي مسافرانو کیسه او دا چې په یوه ځای کې یې خوراک وموند او عیسوی او یهودي یې ماړه وو، ویې ویل: دا خوراک به سبا وخورو. مسلمان روژه وو، وږی پاتې شو، ځکه چې ماته شوی وو بيت ۲۴۱۷

M6:2417 — یک زمانی هر کسی آورد رو / سوی ورد خویش از حق فضل‌جو

یک زمانی هر کسی آورد روسوی ورد خویش از حق فضل‌جو
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2417

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک زمانی هر کس رو به سوی ورد و مناسک خویش آورد و از خداوند طالب فضل و کرم بود. معنا: این بیت نشان می‌دهد که در آغاز این داستان، هر یک از سه مسافر، یعنی جهود و ترسا و مسلمان، با توجه به مسیر ایمانی خاص خود، به نیایش و عمل عبادی خود پرداختند و از حق تعالی طلب بخشش و عنایت داشتند.

شرح

این بیت در آغاز حکایت سه مسافر، یعنی یهودی و مسیحی و مسلمان، می‌آید و زمینه‌ساز کنش‌های درونی آنان پیش از رویدادهای بیرونی قصه است. مولانا در اینجا به نکته‌ای بنیادین اشاره می‌کند: انسان‌ها، فارغ از ظاهر و اعتقادات بیرونی‌شان، دارای یک وجه درونی‌اند که به سوی غایت و مبدأ خود رو می‌کند. «یک زمانی هر کسی آورد رو»، این رو آوردن به معنای توجه قلبی و تمرکز بر مسیر معنوی خویش است. «سوی ورد خویش»، ورد در اینجا نه فقط به معنای ذکر و دعای لسانی، بلکه به معنای مشرب، آیین، طریقت و باطن عملی است که هر کس در آن غوطه‌ور است. هر یک از این سه مسافر، پیش از آنکه حلوای یافته‌شده را به شرط دیدن «خواب نیکو» مصرف کنند، به سوی آن ورد درونی خود بازگشته‌اند. این ورد، منبع امید و الهام‌بخش آنان است، و از همین رو، «از حق فضل‌جو» بوده‌اند. این فضل‌جویی، آرزومندی قلبی برای دریافت رحمت و عنایت الهی است که به اشکال گوناگون در هر مسلک و مذهبی تجلی می‌یابد.

من همیشه تاکید کرده‌ام که در نگاه مولانا، آنچه اهمیت دارد، «انگیزه» و «شوق» درونی انسان است، نه صرفاً «اندیشه» و افکار او. همان‌طور که می‌فرماید: «ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای»، و منظور از اندیشه در اینجا همان انگیزه است. اینجا نیز این فضل‌جویی، گویای انگیزهٔ درونی هر یک است که رؤیاهای بعدی آنان را شکل خواهد داد. این بیت نشان می‌دهد که هر کس از دریچهٔ مشرب خویش به عالم نظر می‌کند و انتظارات و آرزوهای او از حق تعالی، در قالب همین «ورد خویش» متجلی می‌شود. مسلمان که صائم و مغلوب است، فضل الهی را به شکلی دریافت می‌کند که او را از قید توافق ظاهری می‌رهاند؛ در حالی که دیگران، فضل را در ارتقای معنوی خود در عوالم علوی می‌بینند. در نهایت، مولانا به ما می‌آموزد که صدق و صمیمیت فضل‌جویی است که به رؤیاها و تجربیات معنوی اصالت می‌بخشد، نه صرفاً بلندی و عظمت ظاهری آن‌ها.

نکات کلیدی

  • هر انسان، در ژرفای وجودش، به سوی غایت و مبدأ معنوی خود روی می‌آورد.
  • «ورد خویش» تنها ذکر لسانی نیست، بلکه بیانگر مشرب درونی، آیین و طریقت باطنی هر فرد است.
  • فضل‌جویی از حق، ریشهٔ عمیق آرزومندی قلبی برای دریافت رحمت و عنایت الهی است.
  • انگیزه و شوق درونی (به جای صرف اندیشه) نقشی محوری در شکل‌دهی به تجربه معنوی ایفا می‌کند.
  • صدق و صمیمیت در فضل‌جویی، معیار اصالت و اعتبار تجربه‌های روحانی و رؤیاهای صادقه است، نه عظمت ظاهری آن‌ها.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00 d6-s56 · 00:28:38

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.