لوستل دفتر ۶ د مسلمان لخوا هغه څه چې ولیدل، خپلو یهودي او عیسوي ملګرو ته ویل او د هغوی حسرت خوړل بيت ۲۵۰۸

M6:2508 — غلغل و طاق و طرنب و گیر و دار / که نمی‌بینم مرا معذور دار

غلغل و طاق و طرنب و گیر و دارکه نمی‌بینم مرا معذور دار
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2508

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با این همه غلغله و هیاهو و بانگ و ستیز، که من نمی‌بینم، پس مرا معذور بدار. معنا: این بیت وصف کسی است که با ایجاد سروصدای فراوان و خودنمایی، ناتوانی و نابینایی خود را آشکار می‌سازد و حتی به آن می‌بالد، حال آنکه دیگران نیز او را به درستی درک نمی‌کنند و او خود نیز از بصیرت راستین بی‌بهره است.

شرح

این بیت، با لحنی انتقادی، تصویری دقیق از وضعیتی انسانی به دست می‌دهد که در آن، فرد به جای طلب بصیرت یا سکوت در برابر نقص، با ایجاد هیاهو و جنجال، ناتوانی خود را به نمایش می‌گذارد. مولانا در اینجا به داستان پیشین خود، یعنی حکایت حلوای مسلمان و رؤیای او، اشاره می‌کند و این بیت را به‌عنوان خلاصه‌ای از حال کسی می‌آورد که رؤیاهایش کاذب است و او، با تمام این غلغله و طاق و طرنب و گیر و دار، در واقع بر نابینایی خود گواهی می‌دهد.

من در سخنرانی‌هایم بارها گفته‌ام که مولانا نه اهل شکایت از عالم است و نه اهل ساختن جهانی دیگر، بلکه جهان را در کمال می‌بیند. اما گاهی انسان‌ها، با ادعاهای دروغین و خودنمایی‌های پرطمطراق، خود را در مقامی بالاتر از آنچه هستند می‌پندارند. اینجا مولانا از کوری سخن می‌گوید که عصا در دست دارد، اما همین عصا گواهی بر کوری اوست. مشکل این نیست که او کور است، بلکه این است که با غلغله و هیاهو، این کوری را به دیگران نشان می‌دهد و «به یک معنا به نابینایی خود فخر می‌کند». این فخر کردن به نقص، همان چیزی است که مولانا آن را «محو» نادانی نمی‌داند، بلکه «نحو»ی از خودنمایی می‌شمارد. به یاد بیاورید آن بیت معروف را: «محو می‌باید نه نحو اینجا بدان».

این غلغل و هیاهو، این «طاق و طرنب و گیر و دار»، در حقیقت پرده‌ای است که فرد بر روی بصیرت خود می‌افکند. او در حال فریاد زدن است که «نمی‌بینم، مرا معذور دار»، اما این فریاد نه از سر تواضع و طلب کمک، بلکه در دل خود نوعی نمایش دارد. جالب‌تر اینکه، حتی «نابینایان دیگر تو را نمی‌بینند». این جمله لایه‌ای عمیق‌تر به معنا اضافه می‌کند؛ یعنی حتی کسانی که در همان وضع و حال هستند، نمی‌توانند حقیقت این هیاهو و خودنمایی را دریابند. نوعی کوری مضاعف در کار است: هم کوری خود فریادزننده و هم کوری شنوندگانش.

مولانا اینجا به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه برخی افراد «توهم استغنا» دارند؛ گمان می‌کنند که از همه چیز بی‌نیاز هستند یا همه‌چیز را می‌دانند. این همان غرور «نحوی» است که مولانا در دفتر اول، در داستان نحوی و کشتیبان، به آن اشاره می‌کند. این غلغله و این نمایش کورانه، درست نقطه مقابل آن «بشنو» است که مثنوی با آن آغاز می‌شود؛ «بشنو»یی که دعوت به خاموشی و شنیدن حقیقت است، نه به هیاهو و نمایش. این هیاهو، مانع شنیدن آن «نوا در ما» می‌شود که از وجود حضرت حق سرچشمه می‌گیرد و آدمی را به «بحر معارف» متصل می‌کند.

نکات کلیدی

  • خودنمایی و هیاهو دربارهٔ نقص، مانع حقیقی بصیرت است و به جای جلب کمک، به «فخر به نابینایی» بدل می‌شود.
  • آنکه با غلغله نادانی خود را فریاد می‌زند، در حقیقت در حال «نحو» است نه «محو»؛ بر ظاهر تمرکز دارد، نه بر محو شدن در حقیقت.
  • کوری معنوی تنها در فرد فریادزننده نیست، بلکه گاهی «نابینایان دیگر» نیز فریب این هیاهو را می‌خورند و حقیقت را نمی‌بینند.
  • مولانا بین «شکایت» (ناله از جدایی) و «هیاهو» (خودنمایی از نقص) فرق می‌نهد؛ اولی سفر روح است و دومی پرده بر حقیقت افکندن.
  • این بیت نقدی بر توهم استغناست؛ گمان اینکه با خودنمایی می‌توان نقص را پوشاند، در حالی که آن را فاش‌تر می‌کند.

Sources: d6-s58 · 00:04:23 d6-s58 · 00:04:44 d6-s58 · 00:05:30 d6-s57 · 01:13:56

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.