لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۷۶

M6:2576 — کذب چون خس باشد و دل چون دهان / خس نگردد در دهان هرگز نهان

کذب چون خس باشد و دل چون دهانخس نگردد در دهان هرگز نهان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2576

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دروغ همچون خسی‌ست و دل به مانند دهان؛ این خس هرگز در دهان پنهان نمی‌ماند. معنا: این بیت بیان می‌کند که دروغ، هرچند پنهان شود، سرانجام آشکار خواهد شد؛ زیرا دل آدمی، مانند دهانی که خسی در آن افتاده باشد، دروغ را برنمی‌تابد و پیوسته در پی بیرون راندن آن است.

شرح

من بر این باورم که مولانا در اینجا یک معرفت عمیق روان‌شناختی و هستی‌شناختی را بیان می‌کند. او حقیقت و کذب را به امر محسوس و ملموسی تشبیه می‌کند تا نفوذ و اثر آن‌ها را در وجود آدمی روشن سازد. کذب، این «خس» ناچیز، هرچند کوچک به نظر آید، اما ماهیتش چنان است که در «دهانِ دل» انسان هرگز قرار و آرام نمی‌گیرد. مولانا با این تشبیه می‌گوید که طبع انسانی، از دروغ بیزار است. گویی درون آدمی، یک «سیستم ردیابی» و «دفع‌کننده» برای دروغ دارد. همان‌طور که زبان پیوسته در پی بیرون راندن خار یا ریگی از دهان است تا آرام گیرد، دل نیز در برابر دروغ آرام و قرار نمی‌یابد. این بی‌قراری، نشانه‌ای از فطرت حق‌جوی انسان است. صدق و راستی، مایه طمأنینه و آرامش است، اما دروغ، اضطراب و گره ایجاد می‌کند. اگر کسی سخن راست گوید، دل شما به او آرام می‌گیرد و خاضع می‌شود؛ اما در برابر کلام دروغ، حتی اگر سکوت کنید، درمی‌یابید که گرهی در کار گوینده است، «یک خرده‌شیشه‌ای در ذات اوست». این نگاه را می‌توان با دیدگاه فیلسوفانی چون کانت مقایسه کرد که بر لزوم راستگویی حتی در شرایط دشوار تأکید داشت، اما نه از بابت کارکرد روان‌شناختی محض، بلکه به عنوان یک وظیفه اخلاقی مطلق. مولانا اینجا از یک سطح عمیق‌تر سخن می‌گوید: از ناسازگاری ذاتی کذب با سرشت انسان. کذب نه تنها به بیرون آسیب می‌زند، بلکه در درون نیز آشفتگی می‌آفریند و هرگز «نهان» نمی‌ماند، حتی از خود فرد. پنهان ماندن خس در دهان، محال است؛ هر بار که زبان بر آن می‌خورد، یادآوری می‌کند که چیزی ناهنجار در آنجا حضور دارد. دروغ نیز چنین است؛ پیوسته خود را بر آگاهی ما می‌کوبد و آرامش را می‌ستاند. حتی اگر دروغی را به خود بگوییم، آن «خس» در «دهان دل» ماست و تا بیرون افکنده نشود، طمأنینه نخواهیم یافت.

نکات کلیدی

  • سرشت آدمی با کذب ناسازگار است؛ دروغ آرامش‌زدایی می‌کند.
  • دل انسان مجهز به «سیستم ردیابی» دروغ است؛ پیوسته در پی دفع آن است.
  • صدق مایه طمأنینه و آرامش درونی است، کذب منشأ اضطراب.
  • پنهان ماندن دروغ، چه از دیگران و چه از خود، امری محال است؛ حقیقت خود را نمایان می‌کند.

Sources: d6-s58 · 00:58:14

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.