لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۹۳

M6:2593 — موضع رخ شه نهی ویرانیست / موضع شه اسپ هم نادانیست

موضع رخ شه نهی ویرانیستموضع شه اسپ هم نادانیست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2593

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر در جایگاه رخ شطرنج، شاه را بنشانی، ویرانی است؛ و اگر در جایگاه شاه، اسب را بنشانی، این خود نادانی است. معنا: این بیت با مثال از شطرنج توضیح می‌دهد که هر چیز و هر کس را باید در جایگاه درست خود قرار داد؛ زیرا جابجایی نادرست، منجر به تباهی و جهل می‌شود.

شرح

این بیت از شطرنج تمثیل می‌آورد تا حقیقتی بنیادی را دربارهٔ نظم هستی و عدل آشکار کند. من همیشه گفته‌ام که مولانا شاعری نیست که صرفاً به زیبایی‌شناسی واژگان بپردازد؛ او هر تمثیل را برای ریشه‌کن کردن یک مفهوم فلسفی یا عرفانی به کار می‌برد. اینجا، مثال رخ، شاه و اسب در شطرنج، رمز «وضع اندر موضعش» است، یعنی قرار دادن هر چیز در جایگاه راستین و شایستهٔ خود.

اگر شما مهره‌ای را در جایی که شایستهٔ آن نیست قرار دهید، بازی را به تباهی می‌کشانید. اگر شاه را در جای رخ بنشانید، نه تنها از قدرت شاه کاسته‌اید، بلکه نظمی را که بازی بر آن استوار است بر هم زده‌اید. و این ویرانی‌ست. اگر اسب را به جای شاه بگذارید، از سر نادانی است، چرا که قواعد بازی و ارزش مهره‌ها را درک نکرده‌اید. این تنها یک بازی نیست؛ این نمادی از کل جهان و تدبیر آن است.

من همیشه بر این نکته تأکید کرده‌ام که در نگاه مولانا و بسیاری از حکما، "عدل" به معنای مطلق‌گرایی در خیر و شر نیست، بلکه به معنای "گذاشتن هر چیزی در موضع خود" است. این تعریف، عمق فلسفی بی‌نظیری دارد و از افلاطون و ارسطو تا فقیهان و عالمان مسلمان، از جمله امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه، مورد قبول بوده است. هیچ عملی فی‌نفسه مطلقاً خوب یا بد نیست؛ جغرافیای عمل، نیت فاعل و پیامدهای آن است که به فعل، رنگ اخلاقی می‌بخشد. یک کار نیک اگر نابجا باشد، می‌تواند شرآفرین شود و برعکس، کاری که در ظاهر بد می‌نماید، اگر در جای خود قرار گیرد، ممکن است خیر مطلق باشد. این نگاه به ما می‌آموزد که همواره باید تأنی کنیم و جوانب امور را بسنجیم.

به همین دلیل، مولانا اشاره می‌کند که حتی در شریعت نیز «عطا و زجر» هست؛ یعنی پاداش و کیفر هر یک جایگاهی دارد. پادشاه بر صدر می‌نشیند و اسب در درگاه می‌ایستد. این تمثیل‌ها همگی برای نشان دادن این نکته است که هستی یک نظام است؛ نظامی که در آن هر جزء جایگاه و نقش خاص خود را دارد. شناخت این جایگاه‌ها و وفاداری به آنها، عین عدالت و حکمت است. این بیت ما را به تأملی عمیق دربارهٔ جایگاه خودمان، اعمالمان و حتی باورهایمان فرامی‌خواند: آیا ما نیز در جایگاه‌های خود ایستاده‌ایم یا از نادانی، جهان را ویران می‌کنیم؟

نکات کلیدی

  • عدل به معنای "گذاشتن هر چیزی در موضع و جایگاه راستین خود" است، نه مطلق‌گرایی خیر و شر.
  • بی‌توجهی به جایگاه و نقش هر چیز یا هر کس، به ویرانی و نادانی می‌انجامد.
  • ارزش اخلاقی یک عمل، تابع "جغرافیا" (موقعیت)، نیت و پیامدهای آن است، نه ذات مطلق آن.
  • نظم هستی و شریعت، بر اساس جایگاه‌های مشخص و رعایت تناسب‌ها بنا شده است.
  • فهم این بیت ما را به تأمل در جایگاه خودمان و اعمالمان در جهان فرامی‌خواند.

Sources: d6-s59 · 00:03:58 d6-s59 · 00:07:44 d6-s58 · 01:17:39

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.