لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۶۱۲

M6:2612 — این خردها چون مصابیح انورست / بیست مصباح از یکی روشن‌ترست

این خردها چون مصابیح انورستبیست مصباح از یکی روشن‌ترست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2612

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این خردها همچون چراغ‌های فروزان و تابناک هستند؛ بیست چراغ، بی‌شک از یک چراغ روشن‌تر است. معنا: این بیت به اهمیت مشورت و خرد جمعی اشاره دارد، بیان می‌کند که اجتماع عقل‌ها و اندیشه‌ها، روشنایی و بینش بیشتری از عقل فردی به ارمغان می‌آورد.

شرح

این بیت در مثنوی معنوی، دعوتی است صریح و قاطع به خردورزی جمعی و مشورت. مولانا اینجا عقل و خرد آدمی را به مصباحی تشبیه می‌کند، چراغی نورانی. می‌فرماید که اگر بیست چراغ را کنار یکدیگر بگذارید، بی‌شک و تردید روشنایی و نور بیشتری از یک چراغ منفرد خواهید داشت. این تمثیل، معنای عمیقی را در خود نهفته دارد: خرد فردی هرچند که در جای خود ارزشمند است، اما هیچ‌گاه به پای خرد جمعی و هم‌افزایی اندیشه‌ها نمی‌رسد.

این آموزه، ریشه در فرمان قرآنی «شاورهم فی الامر» دارد که پیامبر اکرم (ص) را به مشورت با اصحاب خود فرامی‌خواند. نکته‌ای که من بر آن اصرار دارم، این است که این فرمان صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه یک ضرورت عقلانی و معرفتی است. حتی پیامبری که خود متصل به وحی است، به مشورت مأمور می‌شود، زیرا در جهان ما، کمال معرفت در گرو تبادل و هم‌فکری است.

مولانا در بیت بعدی که تکمیل‌کننده این معنی است (M6:2613)، می‌گوید: «بو که مصباحی فتد اندر میان / مشتعل گشته ز نور آسمان». یعنی، در میان این بیست چراغ که کنار هم نشسته‌اند، این امید و احتمال وجود دارد که یکی از این عقل‌ها، عقلی پیامبرانه باشد، عقلی که از نور آسمان مشتعل گشته باشد، یعنی بصیرتی الهی و غیرعادی یافته باشد. این فرد، نه به دلیل مقام رسمی، بلکه به دلیل عمق تجربه‌اش و عنایت الهی که شامل حالش شده، می‌تواند راهگشا باشد. مشورت، فرصتی است تا این عقل‌های ناب و برخوردار از عنایت، خود را نشان دهند و گره‌ها را بگشایند.

همین‌جاست که مولانا از «غیرت حق» سخن می‌گوید: «غیرت حق پرده‌ای انگیخته است / سفلی و علوی به هم آمیخته است» (M6:2614). جهان ما، جهان آمیختگی‌هاست؛ عالم سفلی و علوی، یعنی اندیشه‌های خرد و اندیشه‌های بلند، در هم تنیده‌اند و تشخیصشان از ظاهر کار دشواری است. مشورت و هم‌فکری، ابزاری است برای کنار زدن این پرده‌ها، تا آن عقل‌های «علوی» که «از نور آسمان» بهره‌مند شده‌اند، از میان انبوه عقل‌های «سفلی» نمودار شوند. از این رو، مشورت تنها برای بهره‌برداری از دانش موجود نیست، بلکه برای «کشف» ظرفیت‌های پنهان و «یافتن» آن «مصباح آسمانی» است که شاید در میان ما حضور داشته باشد و ما از آن بی‌خبر باشیم. اینجاست که سیر و سفر در جهان، نه فقط برای دیدن بلاد، که برای «جستجو» و «امتحان بخت» در یافتن چنین انسان‌های صاحب خرد و بصیرت توصیه می‌شود.

نکات کلیدی

  • خرد جمعی، نوری فزاینده و روشن‌تر از خرد فردی دارد؛ "بیست مصباح از یکی روشن‌ترست."
  • مولانا عقل‌های انسانی را به چراغ‌های فروزان تشبیه می‌کند که در کنار هم روشنایی بیشتری می‌افزایند.
  • مشورت یک ضرورت قرآنی و عقلانی است؛ حتی برای پیامبران که متصل به وحی‌اند.
  • در مشورت، امکان آشکار شدن "عقل پیامبرانه" یا بصیرت الهی در میان خردها وجود دارد.
  • جهان آمیختگی عقل‌های «علوی» و «سفلی» است و مشورت راهی برای کشف خرد ناب است.
  • سفر و جستجو در جهان برای یافتن انسان‌های صاحب بصیرت، هم‌راستا با این بیت است.

Sources: d6-s60 · 17:07:00 d6-s60 · 18:43:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.