لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۶۱۹

M6:2619 — بهر این کردست منع آن با شکوه / از ترهب وز شدن خلوت به کوه

بهر این کردست منع آن با شکوهاز ترهب وز شدن خلوت به کوه
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2619

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به همین دلیل، آن پیامبر باشکوه منع کرده است از رهبانیت و از گوشه‌نشینی در کوه. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که پیامبر اسلام چرا از زهد و گوشه‌گیری افراطی و رفتن به خلوتگاه‌های کوهستانی نهی فرموده است.

شرح

این بیت از منظر مولانا، یک نکته‌ی اساسی در سلوک دینی و اجتماعی را برملا می‌کند. او دلیلِ منعِ رهبانیت و گوشه‌نشینی در کوه را — که سنتِ برخی ادیان، از جمله بخشی از مسیحیت، بوده است — به «آن باشکوه»، یعنی پیامبر اکرم (ص)، نسبت می‌دهد. پیامبر نهی کرده است از «ترهب»، یعنی رهبانیت و زهد افراطی، و «شدن خلوت به کوه» یعنی انزوای کامل از جامعه و رفتن به غارها و کوهستان‌ها.

نکته‌ی محوری این است که این منع، نه از سر تقلیل ارزشِ معنویت، بلکه از بابِ حفظِ عقلانیت و اجتماعی بودنِ دین است. چنان که من پیش‌تر توضیح دادم، از آفات اصلی گوشه‌نشینی و انزوا، محروم ماندن آدمی از خرد و بصیرتِ دیگران و از همنشینی با صالحان است. ما برای تعالی روحی و فکری، نیازمند «مجالس» و «عقول» دیگران هستیم. انسان، موجودی تنها نیست که بتواند خود را در انزوا کامل کند؛ رشد او در متن جامعه و تعامل با دیگران میسر می‌شود.

غزالی در احیاء العلوم خود به تفصیل به فواید و مضار عزلت پرداخته است. اما در عالم اسلام، تقریباً هیچ فقیه یا عارفی فتوا به رهبانیت نداده است. خود پیامبر صریحاً فرمود: «رهبانیة امتی الجلوس فی المساجد». یعنی، رهبانیت و غارنشینی امت من، مسجدنشینی و حضور در جمع است. این به معنای اجتماعی بودنِ دین اسلام است؛ مسجدی که خود محلی برای تجمع، گفتگو، و تبادل خرد است.

قرآن کریم نیز با راهبان مسیحی، همانطور که در سوره حدید می‌خوانیم، با تحسین سخن می‌گوید، اما نه از بابِ تأیید مطلقِ رهبانیت. می‌فرماید: «و رهبانیة ابتدعوها ما کتبناها علیهم ولکن ما رعوها حق رعایتها». یعنی، رهبانیتی بود که خودشان ابداع کردند، ما بر آنها واجب نکردیم، اما حق رعایتش را به جا نیاوردند. این عدم رعایت، رهبانیت را به آفت بدل کرد. پیامبر اسلام، یکی از نقاط افتراق دین خود را با مسیحیت، همین نبودِ رهبانیت معرفی کرد و فرمود «لا رهبانیة فی الاسلام».

در اسلام، به جای خلوت‌گزینی، امر به جمعه، امر به جهاد، امر به عیادت بیماران، و حتی «اماطة الاذی عن طریق المسلمین» — یعنی برداشتن موانع از سر راه مسلمانان — شده است. این عبادات، همه مستلزم حضور اجتماعی، تعاون و تکافل اجتماعی، و هم‌داستانی در جامعه است. با خلوت‌گزینی و انزوا، هیچ یک از این طاعات بزرگ قابل تحقق نیست.

نکات کلیدی

  • پیامبر اکرم، رهبانیت و انزوای کامل از جامعه را نهی کرده‌اند.
  • هدف از این منع، حفظ عقلانیت و ماهیت اجتماعی دین اسلام است.
  • انزوا، انسان را از خرد و بصیرت جمعی و همنشینی با صالحان محروم می‌کند.
  • مولانا تاکید می‌کند که رشد روحی و فکری در بستر جامعه و تعامل با دیگران میسر است.
  • در اسلام، عباداتی چون نماز جمعه، حج و کمک به نیازمندان، بر حضور و همبستگی اجتماعی تاکید دارند.
  • «رهبانیة امتی الجلوس فی المساجد» بیانگر جایگزینی مسجدنشینی به جای غارنشینی است.

Sources: d6-s60 · 30:55 d6-s60 · 36:30

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.