لوستل دفتر ۶ د موږک لخوا په ډیره عاجزۍ او ژړا سره له اوبو څخه د چونګښې د اړیکې غوښتنه کول بيت ۲۷۰۰

M6:2700 — تا به نسرین مناسک در وفا / حق چه بخشد در جزا و در عطا

تا به نسرین مناسک در وفاحق چه بخشد در جزا و در عطا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2700

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با توجه به اینکه حق تعالی نجاسات را نیز به نسرین و نرگس بدل می‌کند، پس برای کسانی که مناسک وفاداری به او را بجا آورند، چه پاداش و عطایی در نظر خواهد گرفت؟ معنا: این بیت با استدلال «قیاس از طریق اَدنی» بیان می‌کند که اگر خداوند پست‌ترین چیزها را به زیبایی و منفعت تبدیل می‌کند، پس عطای او به اهل وفا بی‌کران خواهد بود.

شرح

من اینجا در مقام شرح این بیت مهم مثنوی، می‌خواهم بر یک نکته محوری تأکید کنم: مولانا در اینجای مثنوی، پس از بیان سیر تحول «حدث» — یعنی فضولات و پلیدی‌ها — به هیزم و سپس به نور و گرما در گلخن حمام، و آنگاه تبدیل آن به خاک و رشد «نبات» و «نرگس» و «نسرین» از دل آن، در واقع از کیمیای عظیم الهی سخن می‌گوید. خداوند در این عالم، کارخانه‌ای برپا کرده است که زهر را به شهد، و فضولات را به گل و ریحان تبدیل می‌کند؛ «هکذا یمحی الاله السیئات». این «حدث» که بدترین و منزجرکننده‌ترین چیزهاست، در پرتو آفتاب لطف عام الهی، خشک می‌شود، می‌سوزد، و سرانجام به خاک بازگشته و از آن نرگس و نسرین می‌روید. این یک «تبدیل سیئات به حسنات» در مقیاس کیهانی است.

حالا سؤال مولانا این است: اگر خداوند با چنین موجودی که مظهر پلیدی است، این‌چنین رفتار می‌کند و آن را به این زیبایی و کارآمدی تبدیل می‌کند، پس با آنهایی که «مناسک در وفا» به جا می‌آورند، چه خواهد کرد؟ با آنهایی که جانشان از آغاز پاک و طیب بوده و در مسیر وفاداری گام برمی‌دارند؟ این یک قیاس «اَولویّت» است؛ اگر ناپاکان چنین «خلعت» و عطایی دریافت می‌کنند، پس «طیبین» چه پاداشی خواهند داشت؟

پاسخ مولانا، به صراحت و از عمق عرفان او، چیزی است که نه در وهم می‌گنجد و نه زبان تاب وصف آن را دارد. او خود می‌گوید: «آن دهد حقشان که لا عین رأت / که نگنجد در زبان و در لغت». این همان حدیث قدسی مشهور است که می‌گوید: «لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر». یعنی پاداشی فراتر از تصورات حسی، عقلی و تخیلی انسان. این «بی‌صورتی» و «ماوراء ذهنی» بودنِ آن عطای الهی، نکته‌ای است که در سراسر مثنوی و دیوان شمس به آن اشاره می‌شود. عطایی است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب هیچ بشری خطور نکرده است؛ زیرا که اساساً از عالم بی‌صورت می‌آید و به عالم بی‌صورتی می‌برد.

من می‌خواهم تأکید کنم که این تنها یک وعدهٔ آخرت نیست، بلکه جلوه‌ای از آن کیمیای الهی است که در همین دنیا نیز در حال وقوع است. همین تبدیل‌ها و دگرگونی‌ها در نفوس انسان‌ها نیز رخ می‌دهد، آنجا که جان ما از قید «صورت‌ها» آزاد می‌شود و به سوی «بی‌صورتی» صعود می‌کند. این نهایت وفای معشوق به عاشقان و سالکان راه اوست که پاداش آنان را در ورای هر آنچه بتوان تصور کرد، قرار می‌دهد.

نکات کلیدی

  • خداوند حتی پست‌ترین چیزها را نیز از طریق کیمیای الهی به زیبایی و منفعت تبدیل می‌کند (نظیر تبدیل فضولات به گل).
  • اگر ناپاکان چنین عطای تحول‌بخشی دریافت می‌کنند، پاداش وفاداران به طریق حق بی‌کران و فراتر از تصور است.
  • عطای الهی برای اهل وفا، ورای آنچه چشم دیده، گوش شنیده، یا بر دل بشری خطور کرده است؛ از عالم «بی‌صورتی» می‌آید و به آنجا می‌برد.
  • این کیمیای الهی نه تنها در طبیعت، بلکه در تحول نفوس انسانی نیز جاری است، جایی که جان از قید صورت‌ها رها می‌شود.

Sources: d6-s62 · 07:23:48

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.