لوستل دفتر ۶ د موږک لخوا چونګښې ته ژړا کول، چې بهانه مه لټوه او د دې اړتیا په ځنډولو کې مه اچوه، ځکه چې په ځنډولو کې آفتونه دي او صوفي د وخت زوی دی او د پلار له لمنې لاس نه اخلي او مهربان پلار صوفي ته وایي، چې اوس یې وګوره، سبا ته یې اړتیا نه وي، دومره یې په خپلو چټکو حسابونو کې ډوب کړي، نه لکه عام خلک چې راتلونکي ته انتظار باسي. هغه یو سیند دی نه زمانه، ځکه چې هلته نه سهار شته او نه ماښام. ماضي، راتلونکی، ازل او ابد هلته نشته. آدم سابق او دجال مسبوق نشته، ځکه چې دا رسوم د جزوي عقل په برخه کې دي او حیواني روح په بې ځایه او بې زمانه عالم کې دا رسوم نشته، نو هغه داسې یو وخت دی چې له هغه څخه یوازې د زمانو د توپیر نفي پوهیږي، لکه څنګه چې له الله واحد څخه د دوه ګوني نفي پوهیږي نه د واحد حقیقت بيت ۲۷۶۰

M6:2760 — هم بداند هم نداند دل فنش / موم گردد بهر آن مهر آهنش

هم بداند هم نداند دل فنشموم گردد بهر آن مهر آهنش
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2760

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دل، با فن و توانایی خود، هم می‌داند و هم نمی‌داند؛ [در برابر آن مهر یا عشق الهی،] آهن وجودش موم می‌گردد. معنا: قلب انسان هم به طور غریزی حقایقی را درک می‌کند و هم گاهی این درک برایش پنهان می‌ماند؛ با این حال، در برابر مهر و عشق الهی، هر سختی و صلابتی در دل به نرمی و تسلیم می‌گراید.

شرح

این بیت، به شیوایی تمام، اوج تناقض و پارادوکس در کارکرد دل انسان را بیان می‌کند. دل، این باطن ژرف وجود ما، یک "فَن" دارد، یک هنر پنهان، یک بینش غریزی که حقایقی را درک می‌کند؛ حقایقی که عقل صِرف از فهم آن عاجز است. اما در عین حال، همین دل می‌تواند "نداند." این ندانستن، لزوماً از جهل نیست، بلکه از آن است که گاه پرده‌ای از قضا، پرده‌ای از تقدیر الهی، بر روی این بینش می‌افتد و آن را مبهم می‌سازد، آن را در هاله‌ای از ابهام نگه می‌دارد. مولانا این نکته را در داستان یعقوب نبی و یوسف توضیح می‌دهد: یعقوب با نور دلش می‌دانست که فرستادن یوسف با برادرانش خطرناک است، اما "قضا در فلسفه بود آن زمان"؛ یعنی تقدیر الهی اقتضا کرد که او در معرض تردید و حیرت فیلسوفانه قرار گیرد و به آن "نشانی" که دلش می‌داد بی‌اعتنا شود. این همان "چشم‌بند" قضا است که حتی بینای راه را نیز به چاه می‌افکند.

پس، "هم بداند هم نداند دل فنش" اشاره به همین وضعیت پارادوکسیکال دل است. دل، سرچشمه شهود است، اما این شهود همیشه صاف و بی‌غبار نیست؛ گاهی تحت تأثیر "یفعل الله ما یشاست"، همان خواست مطلق الهی، دچار حالتی از ابهام می‌شود که در آن، حقیقت هم آشکار است و هم نهان. این نه نفی معرفت قلبی است، بلکه توصیف پیچیدگی آن در مواجهه با ارادهٔ الهی است.

اما نیمهٔ دوم بیت، راه خروج از این تناقض و راه نجات را نشان می‌دهد: "موم گردد بهر آن مهر آهنش." دل انسان، علی‌رغم همهٔ نرمی و لطافتش، می‌تواند سختی‌هایی چون آهن داشته باشد؛ صلابت، لجبازی، تعلقات دنیوی، یا حتی همان مقاومت در برابر تقدیر. اما در برابر "مهر"، این آهن به موم تبدیل می‌شود. "مهر" اینجا دو معنای اصلی دارد: یکی "عشق"، و دیگری "نشان" یا "مُهر" الهی. عشق الهی، چنان نیروی عظیمی است که هر سختی و مقاومتی را در دل ذوب می‌کند و آن را نرم و پذیرا می‌سازد. دیگری، مهر یا نشان الهی، می‌تواند اشاره به همان دست قضا و قدر باشد که بر دل می‌نشیند و آن را مطیع و موم‌صفت می‌کند. در هر دو حالت، دل از حالت مقاومت یا تردید به حالتی از تسلیم و انفعال سازنده درمی‌آید. این نه تسلیمی از روی ضعف، بلکه رهایی از سختی و رسیدن به لطافتی است که قابلیت شکل‌پذیری در دست صانع را به آن می‌بخشد. اینجاست که دل، حتی در "ندانستن" خود، به نهایت معرفت می‌رسد؛ زیرا که در برابر خواست و عشق حق، سر تسلیم فرود آورده و از سختیِ آهنین خود رها گشته است.

نکات کلیدی

  • قلب انسان دارای بصیرت درونی است که فراتر از عقل صِرف عمل می‌کند.
  • معرفت قلبی می‌تواند تحت تأثیر قضا و تقدیر الهی دچار ابهام و پارادوکس شود.
  • حالت "هم بداند هم نداند" اشاره به تناقضی است که در آن حقیقت همزمان آشکار و نهان است.
  • "آهن" قلب نماد سختی، مقاومت یا تعلقات دنیوی است.
  • "مهر" (عشق الهی یا نشان الهی) نیروی دگرگون‌کننده‌ای است که سختی دل را به نرمی (موم) بدل می‌کند.
  • تسلیم و پذیرا شدن در برابر اراده یا عشق الهی، قلب را از تردید رهانیده و آن را به نهایت معرفت می‌رساند.

Sources: d6-s63 · 49:54:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.