لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۳۸

M6:2838 — چون بجنبانم به رحمت ریش را / طی کنند آن قتل و آن تشویش را

چون بجنبانم به رحمت ریش راطی کنند آن قتل و آن تشویش را
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2838

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون من ریشم را با رحمت بجنبانم، آن مجرمان، قتل و تشویش را از سر خود دور خواهند کرد.

معنا: پادشاه (که در لباس دزدان است) می‌گوید که توانایی او در این است که با اشاره‌ای از ریش خود، می‌تواند مجرمان را از مرگ و اضطراب نجات دهد.

شرح

این بیت، از حکایت دزدان دفتر ششم مثنوی است که در آن سلطان محمود غزنوی، ناشناس و در لباس مبدل، با گروهی از دزدان همراه می‌شود. هر دزدی هنر و مهارت ویژهٔ خود را برمی‌شمارد؛ یکی بوی خاک می‌فهمد، دیگری صدای سگ را درک می‌کند و آن دیگری نقب‌زنی ماهر است. نوبت به سلطان که می‌رسد، او مهارت خود را در جنبانیدن ریشش می‌داند که با آن می‌تواند مجرمان را از مرگ برهاند. این تمثیل، پرده از چند نکتهٔ عمیق فلسفی و عرفانی برمی‌دارد.

نخست، مولانا از این تصویرِ پادشاهِ مقتدر استفاده می‌کند تا به خودکامگی مطلق در حکومت اشاره کند. در دوران باستان، پادشاهان قوای سه‌گانهٔ مقننه، مجریه و قضاییه را در یک شخص جمع داشتند، چنان‌که لویی چهاردهم می‌گفت: «دولت منم». یک اشاره از سوی پادشاه، می‌توانست کسی را به مرگ محکوم کند یا از بند برهاند. این قدرت بی‌حد و حصر، مولانا را به تبیین قدرت مطلق الهی می‌کشاند.

در نظام عارفانه و کلامی، به‌ویژه نزد اشاعره، خداوند نیز یک سلطان مطلق است که «لا یسئل عما یفعل» و هیچ‌کس را یارای پرسش از اعمال او نیست. او برتر از هرگونه قید عقل و عدل و اخلاق می‌نشیند؛ اگر بخواهد، می‌تواند خلاف عقل عمل کند و آنچه را که ظالمانه می‌نماید، عین عدل باشد. این قدرت بی‌کران، حتی می‌تواند وعده‌های خویش را نادیده گیرد و مقرب‌ترین بندگان را نیز به دوزخ افکند. اینجاست که حیرت‌انگیز است که مولانا با چه ابتهاج و شادمانی از این قدرت مطلق سخن می‌گوید، گویی که تنها در سایهٔ چنین «قدرت بی‌نهایتی» می‌توان آرامش یافت، هرچند که در ذات خود «بی‌پناهی» عجیبی را نیز به همراه دارد؛ زیرا هیچ تضمینی از سوی چنین قدرتی وجود ندارد.

برای فائق آمدن بر این ترس و اضطراب ناشی از خدای مطلق‌العنان، صوفیان و به‌ویژه عشاق، راه «عشق» را گشودند. آنان گفتند که این خدایی که از منظر عقل و عدل خوفناک و بی‌رحم می‌نماید، تنها با چشم دل و عشق ورزیدن به جمال و کرم او قابل تحمل است. مولانا نیز با زبان لطیف و شاعرانهٔ خود، این خوف را تلطیف می‌کند و می‌گوید که شیر الهی، برخلاف شیر دنیایی، نه برای دریدن، که برای «جان بخشیدن» به آهو روبرو می‌شود. بدین ترتیب، عشق پلی می‌شود میان بی‌کرانگی مهیب قدرت الهی و جان مضطرب انسان. خداوند در نظر مولانا، بالاتر از اخلاق می‌نشیند و آنچه را که ما فوق‌اخلاقی می‌نامیم، در ساحت او تجلی می‌یابد.

در لایه‌ای دیگر، این پادشاه که دزدان را می‌بخشد، نمادی از خداوند و «عارف»ی است که او را در شب تاریک دنیا و غفلت می‌شناسد. در ادامهٔ حکایت، دزدی که هنر «چشم» داشت و پادشاه را در شب شناخته بود، صبح روز بعد، پادشاه را بر تخت می‌بیند و می‌فهمد که مسبب دستگیری آن‌ها، همین «صاحب ریش» بوده است. مولانا در اینجا این دزد را به «عارف»ی تبدیل می‌کند که در ظلمت دنیا، با دیده‌ای بصیر، حضورِ پنهانِ «شاهِ عالم» را درمی‌یابد و شب تا صبح با «روی ماهش عشق می‌بازد». این عارف که به حضور «هو معکم» (خداوند با شماست) در دل حوادث جهان آگاه است، می‌تواند شفیع یاران (دزدان/سایر انسان‌ها) شود. زیرا پادشاهی که شناخته شده، هرگز روی از «شاه‌شناس» (عارف) برنمی‌گرداند و شفاعت او را می‌پذیرد. اینجاست که قدرت مطلق، از ساحت ترس و اضطراب به ساحت عشق، شفاعت و امید منتقل می‌شود.

نکات کلیدی

  • قدرت مطلق، هم در سطح حکمرانی زمینی و هم در ساحت الهی، سوای هر قید و شرطی عمل می‌کند.
  • در عرفان مولانا، خداوند برتر از عقل و اخلاق می‌نشیند؛ اعمال او تابع منطق بشری نیست.
  • عشق، تنها راه تسکین ترس و اضطراب انسان در برابر خدای مطلق‌العنان است.
  • مولانا با تصویر شیر بخشنده، جنبهٔ خوفناک قدرت الهی را تلطیف می‌کند.
  • «عارف» کسی است که حضور پنهان خداوند را در ظلمت دنیا درمی‌یابد و به همین دلیل می‌تواند برای دیگران شفاعت کند.

Sources: d6-s65 · 04:24:48 d6-s65 · 04:41:18 d6-s65 · 05:22:18 d6-s65 · 06:27:18

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.