لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۴۴

M6:2844 — نقب‌زن زد نقب در مخزن رسید / هر یکی از مخزن اسبابی کشید

نقب‌زن زد نقب در مخزن رسیدهر یکی از مخزن اسبابی کشید
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2844

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نقب‌زن تونلی زد و به خزانه رسید؛ هر یک از دزدان از آن خزانه چیزی برگرفت. معنا: این بیت به سادگی، عمل دزدان را در نفوذ به یک گنجینه و ربودن اموال آن وصف می‌کند. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، حکایت از غفلت انسان از حضور پنهانِ حق در حین کسب و کار دنیوی دارد.

شرح

در این بیت، مولانا روایتی را آغاز می‌کند که به ظاهر قصهٔ دزدی و تاراج یک خزانه است، اما در حقیقت تمثیلی عمیق از رابطهٔ انسان با حق است. دزدانی که در دل تاریکی شب به خزانه‌ای نقب می‌زنند و هر یک به قدر وسع خود از آن برمی‌گیرند، در واقع تمثیلی از ما انسان‌ها هستند که در شب غفلتِ جهانِ ماده، به «مخزن» هستی دست می‌بریم و از آن بهره‌مند می‌شویم. این "مخزن" را باید گنجینهٔ بی‌کران الهی دانست؛ گنجینه‌ای که تمامِ موجودات، تمامِ معرفت‌ها، و هر آنچه در عالم هست، از آن سرچشمه می‌گیرد.

ببینید، نکته اینجاست که در ظاهر، دزدان با پنهان‌کاری و بدون اطلاع صاحب خزانه، به غارت مشغول‌اند. اما مولانا در ادامهٔ این حکایت روشن می‌سازد که "شاه" —که در اینجا نمادِ حق و عارف واصل است— از ابتدا در میان آنها بوده و تمام اعمالشان را شاهد بوده است. این "نقّب زدن" و "اسباب کشیدن"، فارغ از جنبهٔ اخلاقی آن، تصویری از کنش انسان در جهان است. ما همواره در حال برداشتن و اخذ کردن از این عالمیم؛ از نَفَس حیات گرفته تا استعدادها و امکاناتی که به ظاهر از آنِ ماست. اما غافل از آنیم که این‌ها همه از خزانهٔ کسی دیگر است و او در لحظه به لحظهٔ این گرفتن‌ها حضور دارد.

همان‌طور که قرآن می‌فرماید: "و هو معکم اینما کنتم" (خداوند هر جا که باشید با شماست)، مولانا نیز می‌گوید که "شه معین دید منزلگاهشان". یعنی پادشاه، محل اختفای دزدان و تمام آنچه را که برداشته‌اند، به وضوح می‌دانسته است. این یک پارادوکس عرفانی است: ما می‌پنداریم پنهانیم و او غایب، در حالی که او "اَقربُ مِن حبل الورید" (از رگ گردن به ما نزدیک‌تر) است. این "نقب زدن" و دست یافتن به "اسباب" در حقیقت از مدد همان شاهی است که خود در میان آنهاست. حتی توانایی نقب زدن و دست کشیدن از خزانه نیز نعمتی است از جانب او. عارف، آن دزدی است که در نهایت این حضور پنهان را می‌شناسد و "در نفیرش مرد و زن نالیده‌اند" از همین "جدایی" که حاصل غفلت است، نه غیبت حق.

نکات کلیدی

  • مخزن، نمادی از گنجینهٔ بی‌کران الهی است که هر آنچه در جهان هست، از آن سرچشمه می‌گیرد.
  • دزدان و نقب‌زن، تمثیلی از انسان‌هایی هستند که در غفلتِ جهانِ ماده، از این گنجینه بهره‌مند می‌شوند.
  • پادشاه (حق/عارف واصل) در تمام اعمال دزدان حضور دارد و شاهدِ حقیقی هر کنش انسانی است؛ "و هو معکم اینما کنتم" (خداوند هر جا که باشید با شماست).
  • حتی تواناییِ اخذ و بهره‌برداری از عالم، نعمتی از جانب همان حضور پنهان الهی است.
  • این حکایت، بیانگر پارادوکس عرفانیِ حضور دائم حق و غفلت انسان از آن حضور است.

Sources: d6-s65 · 05:22:18 d6-s65 · 06:27:18

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.