لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۶۶

M6:2866 — گر هزاران مدعی سر بر زند / گوش قاضی جانب شاهد کند

گر هزاران مدعی سر بر زندگوش قاضی جانب شاهد کند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2866

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حتی اگر هزاران مدعی و سخنور سر برآورند و ادعا کنند، گوش قاضی تنها به جانب شاهد و گواه است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که در محکمهٔ الهی، تنها گواهی و شهادتِ شاهدِ بی‌غرض اعتبار دارد، و سخنان بی‌شمار مدعیانِ آمیخته با غرض، ارزشی ندارد.

شرح

این بیت از اسرار قضاوت الهی پرده برمی‌دارد و جایگاه رفیع «شاهد» را در برابر «مدعی» مشخص می‌کند. در نگاه مولوی، حتی اگر هزاران نفر بیایند و مدعاهایی رنگارنگ و فریبنده را بر زبان رانند، قاضیِ حق تنها به سخنِ «شاهد» گوش فرا می‌دهد. این قاضی، البته، خود حق است و شاهد نیز در حقیقت چشم اوست؛ چشم حق‌بینِ پیامبران و اولیا. این تمثیلی از یکتایی مطلق در دستگاه الهی است، گرچه در ظاهر دو گانه‌ای از قاضی و شاهد دیده می‌شود.

چرا قاضی جانب شاهد را می‌گیرد؟ چون شاهد با دیده‌ای بی‌غرض می‌بیند. «سرّ» را می‌بیند، نه «صورت» را. در حکومت الهی، فن قاضیان این است که شاهد را به جای چشم خود بنشانند، زیرا این شاهد، با چشمانی روشن، حقایق را آن‌چنان که هستند، بدون هیچ حجابی درک می‌کند. مدعیان هرچند سخنوران ماهری باشند، اما دیدهٔ دلشان اسیر «غرض» است؛ «پرده باشد دیده دل را غرض». غرض، طمع، خودخواهی و هر تعلقی، حجابی می‌شود در برابر چشم حقیقت‌بین. این همان سخن عربی است که «حب الشیء یعمی و یصم»؛ دوستی افراطی چیزی انسان را کور و کر می‌کند و نمی‌گذارد واقعیت را ببیند. به‌ویژه، خودخواهی و تعلق به خویشتن، بزرگ‌ترین حجاب است که آدمی را از دیدن عیب‌های خود و حقیقتِ دیگری بازمی‌دارد.

پس خداوند می‌خواهد که تو «زاهد» شوی؛ یعنی از همهٔ تعلقات و اغراض بپُری، تا به مقام «شاهد» برسی. شاهدی که دلش چون خورشید نورانی شده، و ستارگان اغراض در برابر آن هیچ مقداری ندارند. چنین شاهدی نه تنها به چشم حق، بلکه به «اسرار» نیز نظر می‌کند؛ حتی سیر روح مؤمن و کافر را می‌بیند. مولوی تأکید می‌کند که «نیست پنهان‌تر ز روح آدمی»؛ اما شاهد الهی حتی این پنهان‌ترین پدیده را نیز مشاهده می‌کند. او بر همه‌چیز آگاه است و می‌تواند در هر نزاعی شهادت مطلق دهد، چرا که «نام حق عدل است و شاهد آن اوست». چشمِ دوست، که این صفات الهی را به ارث برده، «شاهد عدل» است؛ یعنی گواهی او عین عدالت است. این مقامی است که پیامبر اکرم (ص) بدان نائل شد، آنچنان که قرآن کریم او را «شاهد» نامید و در وصف او فرمود «ما زاغ البصر و ما طغی»؛ چشمش نه کژ شد و نه از حد درگذشت. چنین چشمی است که گواهی‌اش در محکمهٔ عدل الهی پذیرفته می‌شود و از هزاران مدعی پیشی می‌گیرد.

نکات کلیدی

  • در محکمهٔ الهی، اعتبار با گواهی شاهد بی‌غرض است، نه مدعیان پُرسخن.
  • شاهد، با دیده‌ای حق‌بین، «سرّ» را می‌بیند، نه صرفاً «صورت» را.
  • غرض، طمع و خودخواهی، حجاب‌هایی هستند که مانع دیدن حقیقت می‌شوند.
  • خداوند می‌خواهد که انسان با رها کردن تعلقات (زاهد شدن)، به مقام شاهد برسد.
  • شاهد واقعی، حتی پنهان‌ترین حقایق، مانند سیر روح انسان را نیز مشاهده می‌کند.
  • گواهی شاهد، عین عدالت الهی است و از صفات خود حق تعالی نشأت می‌گیرد.

Sources: d6-s65 · 07:53:08 d6-s65 · 08:08:45 d6-s65 · 08:14:00 d6-s65 · 08:36:18 d6-s65 · 08:44:00 d6-s65 · 09:00:15

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.