لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۶۹

M6:2869 — مدعی دیده‌ست اما با غرض / پرده باشد دیدهٔ دل را غرض

مدعی دیده‌ست اما با غرضپرده باشد دیدهٔ دل را غرض
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2869

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مدعی هر چند که دیده است، اما با غرض و نفع شخصی. همین غرض و تعلّق، پرده‌ای برای دیدهٔ دل می‌شود و مانع دیدن حقیقت می‌گردد. معنا: بیت می‌گوید کسانی که ادعای دیدن یا درک حقیقت را دارند، اغلب دیدشان آلوده به امیال و مقاصد شخصی است، و همین تعلقات و سوگیری‌ها چون حجابی ضخیم، مانع دید شفاف و بی‌واسطهٔ دل می‌شود.

شرح

در ساحت معرفت و سلوک، میان مدّعی و شاهد تفاوتی عمیق است. مدّعی، هر چند به چشم سر چیزی را دیده باشد، اما دید او آلوده به «غرض» است؛ یعنی نفع شخصی، پیش‌داوری، یا تعلّقاتی که مانع از رؤیتِ بی‌پردهٔ حقیقت می‌شود. این غرض، به تعبیر مولانا، همانند پرده‌ای ضخیم، بر «دیدهٔ دل» کشیده می‌شود و آن را از گشودگی و روشنی باز می‌دارد.

من می‌گویم که خداوند می‌خواهد آدمی «زاهد» شود، نه به معنای ترک دنیا به کلی، بلکه به معنای رها کردن تعلقات و اغراض. این «زاهد شدن» کلید «شاهد» شدن است. شاهد، آن کسی است که بی‌غرضی او، همچون آینه‌ای صیقلی، حقیقت را بی‌کم‌وکاست منعکس می‌کند. چشم شاهدِ الهی، از هر انحراف و سوگیری مبراست؛ چیزی که قرآن کریم در وصف پیامبر (ص) می‌گوید: «ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغىٰ»؛ یعنی چشم او نه لغزید و نه از حدّ خود تجاوز کرد. این چشم، دقیقاً واقعیت را دید و با غیر واقعیت آمیخته نشد؛ نمادی از والاترین مرتبهٔ بی‌غرضی.

بزرگترین غرض، حبّ به «خویشتن» است؛ همان خودخواهی و خودپسندی که مانع می‌شود آدمیان عیوب خود را ببینند یا دیگری را به درستی درک کنند. مولانا به صراحت می‌گوید: «حُبُّكَ الشَّيْءَ يُعْمي وَ يُصِمُّ» (دوستی بیش از حدّ چیزی، انسان را کور و کر می‌کند). این عشقِ غرض‌ورزانه، ادراک آدمی را معیوب می‌سازد. تنها با رها کردن این تعلقات، به ویژه تعلق به خودِ ناتمام، است که چشم دل گشوده می‌شود و آدمی می‌تواند همچون «شاهد»ی بی‌طرف، اسرار و حقایق عالم را مشاهده کند. در چنین مرتبه‌ای، چشم پیامبر و اولیا نه تنها به حق، که به حقایق هستی می‌نگرد و آنچه را که جبرئیل هم از دیدنش باز می‌ماند، درمی‌یابد؛ زیرا دید او از غرض‌های خاکی پاک گشته است.

نکات کلیدی

  • «غرض» (منافع شخصی یا سوگیری)، حجابی است که مانع دید شفاف «دیدهٔ دل» می‌شود.
  • برای نیل به دیدگاه شاهد (بی‌غرض)، رها کردن تعلقات و امیال شخصی (زاهد شدن) ضروری است.
  • چشم عارف حقیقی، همچون مازاغ البصر پیامبر، حقیقت را بدون هرگونه انحراف یا سوگیری می‌بیند.
  • عشق یا تعلق شدید به هر چیز، می‌تواند چشم و گوش انسان را بر حقیقت ببندد.
  • بزرگ‌ترین غرض و مانع درونی برای دید شفاف، خودخواهی و خودپسندی است که مانع رؤیت عیوب خویش می‌شود.

Sources: d6-s65 · 07:01:28 d6-s65 · 07:53:08 d6-s65 · 08:36:18

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.