لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۸۸۹

M6:2889 — لطف معروف تو بود آن ای بهی / پس کمال البر فی اتمامه

لطف معروف تو بود آن ای بهیپس کمال البر فی اتمامه
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2889

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن لطف شناخته‌شده‌ای که به ما کردی از تو بود ای ذات والامقام؛ چرا که کمال و تمامیت هر نیکی در به انجام رساندن و تکمیل کردن آن است. معنا: این بیت، به زبان بندگان نیازمند، از خداوند می‌خواهد که لطفی را که آغاز کرده است، به کمال برساند و آن را تمام کند، زیرا بخشش و نیکویی حقیقی تنها با اتمام آن محقق می‌شود.

شرح

من این بیت را در سیاق داستان سلطان محمود و دزدان می‌بینم، اما ژرفای معنای آن فراتر از یک حکایت زمینی است. در این داستان، دزدان از سلطان محمود می‌خواهند که ریش خود را بجنباند و آنان را از مرگ نجات دهد، همان‌طور که قول داده بود. اما مولانا این خواهش را به درگاه خداوند بالا می‌برد. «بهی» در اینجا به معنای ذات نیکو، والا، دارای بها و جمال است، خطاب به خداوند مطلق. اصل سخن اینجاست: ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مولانا آن را «دستکش خداوند» می‌خواند. ما اسباب و علل طبیعی را می‌بینیم، اما دست پنهان پشت آن را نه. دزدان، که نمادی از آدمیان سرگردان در «شب طبیعت» هستند، تنها سلطان محمود و ریش او را می‌بینند. اما عارف تیزبین، از این ماجرا پلی به سوی مسبب‌الاسباب می‌زند. خواهش «کمال البر فی اتمامه» در حقیقت دعایی است به خداوند که: «ای ذات نیکو و کمال‌بخش، این لطفی را که آغاز کرده‌ای، این نوری را که در دل ما افکنده‌ای، به کمال برسان و تا انتها کامل کن.» این تعبیر، بی‌شک مرا به آیهٔ سوره حدید در قرآن کریم می‌برد که مؤمنان در قیامت دعا می‌کنند: «ربنا أتمم لنا نورنا». نوری که در دنیا به واسطهٔ ایمان و عمل صالح به ما بخشیده شده، نیازمند اتمام و تکمیل در آن جهان است تا مسیرمان روشن بماند. من این را در انجیل هم دیده‌ام؛ همان «اتمام نور» یا «افزایش نور» در کتب مقدس دیگر نیز جاری است. این سخن مولانا یک نکته عمیق عرفانی دارد: لطف الهی یک «آغاز» است، اما کمال و تمامیتش در «پایان» آن است. بخشش راستین آن است که به غایت و هدف خود برسد. و این تنها از ذات کمال‌بخش خداوند برمی‌آید که لطفی را که آغاز کرده، به تمامیت و اتمام برساند. پس این بیت نه تنها طلب نجات از مهلکه است، بلکه طلب رسیدن به غایت و نهایت کمال از سرچشمهٔ مطلق کمال است.

نکات کلیدی

  • ظاهر بیت، درخواست از قدرت زمینی است، اما باطن آن دعایی به درگاه خداوند است.
  • «بهی» صفتی برای خداوند است که بر جمال، جلال و نیکی مطلق دلالت دارد.
  • جهان طبیعت «دستکش» خداوند است؛ انسان تنها علل را می‌بیند، نه «دست» پنهان را.
  • این بیت تقاضای اتمام لطف الهی است، زیرا کمال نیکی در به پایان رساندن آن است.
  • مضمون «اتمام نور» در قرآن (سوره حدید) نیز تکرار شده و بر لزوم تکمیل فیض الهی در آخرت تأکید دارد.
  • لطف الهی آغازی است که کمال و تمامیت آن در پایان و وصول به غایت حقیقی است.

Sources: d6-s66 · 00:10:43 d6-s66 · 00:15:15 d6-s66 · 00:18:40 d6-s66 · 00:20:07

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.