لوستل دفتر ۶ د شپې د غلو کیسه، چې سلطان محمود په شپه کې د هغوی په منځ کې راغی او ویې ویل چې زه له تاسو څخه یو یم او د هغوی له حالاتو څخه خبر شو تر پایه بيت ۲۹۱۵

M6:2915 — خاصیت در گوش هم نیکو بود / کو به بانگ سگ ز شیر آگه شود

خاصیت در گوش هم نیکو بودکو به بانگ سگ ز شیر آگه شود
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2915

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خاصیت در گوش هم نیکو بود کو به بانگ سگ ز شیر آگه شود

نیکو است خاصیتی که در گوش است؛ که آن گوش به واسطهٔ صدای سگ، از حضور شیر باخبر شود. معنا: این بیت می‌گوید که حتی یک ادراک غیرمستقیم، مانند شنیدن صدای سگ، می‌تواند راهی باشد برای آگاهی یافتن از حقیقت والاتر، که اینجا نماد "شیر" است.

شرح

من در این بیت به نکته‌ای لطیف و عمیق اشاره می‌کنم؛ اینکه راه‌های ادراک حقیقت، متنوع‌اند و هر یک مرتبه‌ای دارند، اما هیچ یک را نباید دست کم گرفت. در داستانی که از سلطان محمود و دزدان نقل می‌کردم، دو گروه از دزدان بودند: یکی پادشاه را در تاریکی شب، به چشم خود شناخت – که این مقامی بلند است و ادراکی مستقیم. اما دیگری، با شنیدن صدای سگان پاسبان، پی به حضور پادشاه برد. این ادراک، گرچه غیرمستقیم و از طریق واسطه‌ای فروتر (بانگ سگ)، اما خود نیکو و ستودنی‌ست.

نکته اینجاست که در مسیر حق‌شناسی، هر وسیله‌ای که ما را به «شیر» حقیقت رهنمون شود، مغتنم است. حتی اگر آن وسیله، «سگ» باشد؛ یعنی ظاهری ناخوشایند، یا از منظر عرفِ ظاهر، پَست و دون به نظر آید. این، اشاره‌ای ظریف به این حقیقت است که حقایق پنهان، گاهی در پوشش‌های نامتعارف و حتی نکوهیده خود را آشکار می‌کنند. همچنان که در ادامه خواهم گفت، انسان‌های «بدنام» یا آن‌هایی که در لباس اوباش ظاهر می‌شوند، ممکن است در باطن، اولیاء خدا باشند. گوش هوشمند، باید بتواند از پس "بانگ سگ" (ظاهر ناخوشایند یا زمزمه‌های زمینی)، "شیر" (حقیقت متعالی یا ولایت الهی) را بازشناسد. اینجاست که یاد "سگ کهف" می‌افتم؛ سگی که به دلیل همراهی با اصحاب کهف، چنان کرامتی یافت که مایهٔ پاکی او شد. نزدیکی به حق، نجاست ظاهر را می‌زداید.

در این عالم، تشخیص حق از باطل، و جوهر از صورت، کاری بس دشوار است. اما من می‌گویم که اهل دل، با گوش باطن خود، می‌توانند حتی از زمزمه‌های فرودست این جهان، به پیام‌های بلند و آسمانی دست یابند. این شنیدن، اگرچه شاید به پایهٔ "دیدن" نرسد – که چشم مقامی والاتر دارد و ادراک مستقیم را ممکن می‌سازد – اما خود راهی گرانبهاست برای درک حضور "سلطان" در میان هیاهوی "سگان". از این رو، هر راهی که ما را به "آگه شدن" از حقیقت برساند، "نیکو" است، و هیچ راهی نباید از نظر دور داشته شود.

نکات کلیدی

  • ادراک حقیقت راه‌های گوناگون دارد؛ مستقیم و غیرمستقیم.
  • حتی نشانه‌های بظاهر فرودست (بانگ سگ) می‌توانند به آگاهی از حقیقت متعالی (شیر) منجر شوند.
  • باطن امور و افراد را نباید بر اساس ظاهرشان قضاوت کرد؛ حقیقت می‌تواند در پوشش‌های نامتعارف پنهان باشد.
  • گوش باطن اهل دل، از هیاهوهای جهان، پیام‌های پنهان را می‌شنود.
  • هر راهی که به شناخت حق منتهی شود، ارزشمند است و باید آن را نیکو شمرد.

Sources: d6-s66 · 00:40:01 d6-s66 · 00:51:37 d6-s66 · 00:53:27

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.