لوستل دفتر ۶ د عبدالغوث کیسه او د پریانو لخوا د هغه تښتول او د ډیرو کلونو لپاره د پریانو په منځ کې د هغه اوسیدل او له ډیرو کلونو وروسته ښار ته د هغه راتګ او د خپلو اولادونو په وړاندې د هغه بې صبري له پریانو څخه د جنسیت او همدردۍ له امله بيت ۳۰۰۵

M6:3005 — در پی خو باش و با خوش‌خو نشین / خوپذیری روغن گل را ببین

در پی خو باش و با خوش‌خو نشینخوپذیری روغن گل را ببین
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3005

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به دنبال منش خویش باش و با نیک‌خویان بنشین؛ بنگر که چگونه روغن گل، خوی گل را می‌پذیرد. معنا: این بیت اهمیت همنشینی و اثرپذیری عمیق از اطرافیان را گوشزد می‌کند و تأکید دارد که سرشت آدمی با معاشرت شکل می‌گیرد و دگرگون می‌شود.

شرح

این بیت در مثنوی، یک نتیجه‌گیری راهگشا از حکایات پیشین است که مولانا در آن به روشنی تعلیم می‌دهد چگونه منش و سرشت ما دگرگون می‌شود. بی‌جهت نیست که پیش از این، حکایت فرشتگانی را می‌گوید که در عرش، موسی‌صفت بودند، اما چون به زمین فرود آمدند و با فرعون‌خویان نشستند، خود نیز فرعون شدند و خواری و پستی پذیرفتند. این تمثیل، هشداری صریح است: محیط و همنشین، قادر است ماهیت باطنی ما را از موسایی به فرعونی بدل کند.

مولانا در این بیت می‌فرماید: «در پی خو باش و با خوش‌خو نشین». این یک دستورالعمل عملی و بسیار حیاتی است. «خو» یعنی خصلت و سرشت. تو باید در پی خوی خود، یعنی در پی آن خوی نیکویی باشی که بالقوه در توست، و برای پرورش آن، با کسانی بنشینی که خود، خوش‌خو هستند. این تنها راه صیقل‌دادن جوهر وجودی توست.

برای روشن‌تر کردن این نکته، مولانا به مثالی بدیع و محسوس پناه می‌برد: «خوپذیری روغن گل را ببین». روغن گل، به خودی خود رایحهٔ گل ندارد؛ اما چون در میان گل‌ها قرار می‌گیرد، یا از عصارهٔ گل‌ها ساخته می‌شود، چنان عطر گل را جذب می‌کند که گویی خود، گل شده است. این صرفاً یک تقلید نیست؛ این یک استحالهٔ وجودی است. همان‌گونه که خاک در همسایگی جسم پاک ولیّ خدا شرافت می‌یابد و مطهر می‌شود، جان آدمی نیز از هم‌نشینی با خوبان، تطهیر و تلطیف می‌شود. آن خاکِ گور که بر آن دل می‌نهند، به برکت همجواری با جسم پاک به مقام شرافت رسیده است. این بیان مولانا، دقیقاً همان چیزی است که سعدی شیرین‌سخن نیز در حکایتی دیگر می‌فرماید: "تا من گلی ناچیز بودم، ولیکن مدتی با گل نشستم / گل اندر زیر من گسترده پر کرد / مرا با همنشینی مفتخر کرد / چو لختی عمر من با وی گذر کرد / کمال همنشینی در من اثر کرد / وگرنه من همان خاکم که هستم."

این، بی‌شک، یکی از عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین آموزه‌های مولانا در باب اخلاق عملی و "تطییب الاخلاق" است. اگر "خو" تغییر کند، "خوی" نیز دگرگون می‌شود. آدمی ظرفی‌ست که همنشین آن را پر می‌کند. پس، اگر می‌خواهی به ساحل سلامت برسی، باید در کشتی با کسانی بنشینی که از کشتی‌بانی خبر دارند و خود نیز طالب ساحل‌اند. این تنها راه است.

نکات کلیدی

  • محیط و همنشین می‌تواند ماهیت باطنی ما را از نیکو به بد دگرگون کند.
  • مولانا بر انتخاب آگاهانهٔ همنشینان خوش‌خو برای رشد شخصیت تأکید می‌کند.
  • سرشت آدمی از طریق جذب خصلت‌های اطرافیان، دچار استحالهٔ وجودی می‌شود، نه صرفاً تقلید.
  • این بیت یک دستورالعمل عملی برای "تطییب الاخلاق" (تصفیهٔ اخلاق) است.
  • انتخاب هم‌صحبت نیکو، راه رسیدن به سلامت معنوی و اصلاح خویش است.

Sources: d6-s67 · 01:11:32 d6-s67 · 01:12:37 s02 [moral contagion via proximity]

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.