لوستل دفتر ۶ د جعفر (رض) لخوا په یوازې سر د کلا نیولو ته راتګ او د کلا د پاچا لخوا د هغه په مخنیوي کې مشوره کول او د وزیر لخوا پاچا ته ویل، چې پام کوه تسلیم شه او له جهل څخه بې پروایي مه کوه، ځکه چې دا سړی د خدای له لوري په خپل روح کې لوی جمعیت لري تر پایه بيت ۳۰۳۱

M6:3031 — گفت آنک ترک گویی کبر و فن / پیش او آیی به شمشیر و کفن

گفت آنک ترک گویی کبر و فنپیش او آیی به شمشیر و کفن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3031

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: (وزیر) گفت: اگر غرور و ترفند را رها کنی، در برابر آن (جعفر طیار) با شمشیر و کفن حاضر خواهی شد. معنا: این بیت بیانگر آن است که چگونه یک نیروی معنوی نافذ و قاطع، هرگونه کبر و غرور را در مقابل خود می‌شکند و طرف مقابل را به تسلیم محض و بی‌قید و شرط وامی‌دارد.

شرح

این بیت در میانهٔ داستان «جعفر طیار و تسخیر قلعه» جای گرفته است. مولانا در این حکایت، به قدرت بی‌نظیر پیامبران و اولیا در مواجهه با چالش‌های به ظاهر عظیم می‌پردازد. جعفر طیار، تک‌سواری است که به قلعه‌ای می‌تازد، و درِ قلعه را از بیم او می‌بندند. پادشاه قلعه از وزیر خود چاره می‌جوید، و وزیر در پاسخ این بیت را می‌گوید. منظور وزیر این است که تنها راه رهایی از این وضع، وانهادن کبر و غرور و تسلیم محض در برابر این مرد یگانه است. «شمشیر و کفن» در سنت‌های گذشته، نمادِ تسلیم مطلق بود؛ یعنی فرد با آوردن شمشیر و کفن، می‌گفت: «مرا بکش و کفن کن، که در تسلیم همچون مردگانم.» این نمادِ فنا در برابر ارادهٔ غالب است.

من پیش‌تر توضیح داده‌ام که قدرت جعفر طیار و امثال او، نه در کثرت سپاه و ابزار جنگ، بلکه در «جمعیت خاطر» و «توکل» و «دلیری و شجاعت» است. اینها همه از یک خانواده‌اند و وقتی در روح کسی جمع شوند، به او جسارتی می‌بخشند که گروه‌های به ظاهر پرشمار اما در باطن پراکنده، در مقابل او تسلیم می‌شوند. وزیر پادشاه نیز به همین نکته اشاره می‌کند و می‌گوید: «منگر خوار در فردی مرد / چه چشم بگشا قلعه را بنگر نکو / همچو سیماب است لرزان پیش او». یعنی اهمیت به ظاهر تنها بودن او ندهید؛ قلعه‌ای با آن عظمت پیش روی او چون جیوه می‌لرزد. این، نشان‌دهندهٔ تأثیر روح قوی و متوکل بر محیط اطراف است؛ تأثیری که از جهان درون به جهان بیرون سرایت می‌کند.

مولانا بارها به این جان‌بازی و از خود گذشتگی تحسین‌آمیز اشاره کرده است. همان‌طور که در وصف فداییان اسماعیلی، که با بی‌باکی جان خود را نثار مرامشان می‌کردند، می‌گوید: «مردمان را از فدایی حیرتی‌ست / هر یکی از ما فدایی سیرتی‌ست». یا در مورد شهیدان کربلا که آنان را «سبک‌روحان عاشق» می‌خواند. این «سبک‌روحی» و «از جان گذشتگی» همان حالتی است که غرور و کبر را می‌کاهد و فرد را در برابر حقیقت یا نیرویی غالب، به تسلیم محض وامی‌دارد. کسی که از خویشتنِ خود گذشته، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و این عدم تعلق، بزرگترین قوت اوست و قوی‌ترین دشمن را به «شمشیر و کفن» در برابر او می‌آورد. اینجا مسئله، فریب دادن نیست، بلکه چیرگی یک حقیقت بر تکبر است.

نکات کلیدی

  • قدرت حقیقی از جمع‌بودگی خاطر و توکل مطلق به خدا نشأت می‌گیرد.
  • تسلیم واقعی به معنای رها کردن کبر، فریب و خودبینی نفسانی است.
  • باطن قدرتمند یک فرد تنها می‌تواند لشکری را بلرزاند و قلعه‌ای را به تسلیم وادارد.
  • سبک‌روحی و بی‌تعلق بودن به جان، شجاعتی بی‌باکانه می‌آفریند.
  • «شمشیر و کفن» نمادی از فنای کامل در برابر حقیقت یا نیروی غالب است.

Sources: d6-s68 · 00:48:35 d6-s68 · 00:49:56 d6-s68 · 00:52:47

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.