لوستل دفتر ۶ د جعفر (رض) لخوا په یوازې سر د کلا نیولو ته راتګ او د کلا د پاچا لخوا د هغه په مخنیوي کې مشوره کول او د وزیر لخوا پاچا ته ویل، چې پام کوه تسلیم شه او له جهل څخه بې پروایي مه کوه، ځکه چې دا سړی د خدای له لوري په خپل روح کې لوی جمعیت لري تر پایه بيت ۳۰۶۲

M6:3062 — جز چنین خرقه نخواهد شد صوان / نور ما را بر نتابد غیر آن

جز چنین خرقه نخواهد شد صواننور ما را بر نتابد غیر آن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3062

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جز چنین جامه‌ای [که به نور جان آمیخته]، سپری نخواهد بود؛ نور ما را هیچ چیز دیگری تاب نخواهد آورد. معنا: این بیت اشاره دارد به اینکه تنها یک پوشش یا ظرف بسیار ویژه و آماده‌شده، که با نور باطنی سالک درآمیخته، می‌تواند نور عظیم و بی‌حد الهی را تحمل و حفظ کند، نوری که هیچ چیز دیگری یارای تاب آوردن آن را ندارد.

شرح

این بیت، از مثنوی ششم، به صراحت از ظرفیت‌های استثنایی برای مواجهه با نور الهی سخن می‌گوید. مولانا با کلمات قاطع و صریح خود می‌فرماید که «جز چنین خرقه» یعنی جز جامه‌ای خاص و ویژه‌شده، هیچ چیز دیگری نمی‌تواند ساتر و حافظ آن نور سترگ باشد. «سوان» که از ریشه «صون» به معنای حفظ کردن و محفوظ داشتن است، در اینجا کارکرد یک حفاظ را دارد؛ حفاظی که مانع از آسیب‌رساندن نور به صاحب آن می‌شود و همچنین نور را برای دیگران قابل تحمل می‌کند. این خرقه، بی‌تردید، صرفاً یک جامه ظاهری نیست، بلکه رمزی از جسم و جانِ سالکی است که در راه سلوک، کیفیتی یگانه یافته است.

به گمان من، این «خرقه» در بستر کلام مولانا، به همان لباسی اشاره دارد که عارفی چون موسی (ع) بر تن داشته و نور جان او در تار و پودش تنیده شده است. مولانا پیش‌تر اشاره می‌کند که خود موسی از خداوند درخواست کرد تا «توبره»، یعنی همان تکه پارچه یا جامه، ساتر آن نور قوی الهی شود. پاسخ می‌رسد که این توبره را از گلیمت بساز، چرا که «لباس عارف آمد امین». یعنی جامه عارفی چون تو، که امین خداوند است، خود از نور صبر و مقاومت برخوردار شده است و نور جان تو در آن تابیده و به آن کیفیتی خاص بخشیده است. این جامه، دیگر یک پارچه معمولی نیست؛ بلکه حاملی است که از نور وجود عارف نیروی تحمل و مقاومت یافته است.

مولانا برای نشان دادن عظمت و شدت این «نور ما» (که بی‌شک نور حق است)، بلافاصله در بیت بعدی مثالی کوبنده می‌آورد: «کوه قاف ار پیش آید بهرسد / همچو کوه طور نورش بردرد». حتی کوه‌های عظیم و اساطیری چون کوه قاف، که نماد استواری و بلندی‌اند، در برابر این نور پاره‌پاره می‌شوند. همان‌طور که کوه طور، در داستان مشهور قرآن کریم، وقتی تجلی الهی بر آن افتاد، «مندک» شد و بر هم فروپاشید. این نور چنان طاقت‌سوز است که هیچ صخره و کوهساری یارای ایستادگی در برابر آن را ندارد. پس، چه چیزی می‌تواند آن را تحمل کند؟

پاسخ را مولانا در ظرفیت «ابدان رجال»، یعنی بدن‌های مردان الهی، می‌یابد. او می‌گوید: «از کمال قدرت، ابدان رجال / یافت اندر نور بی‌چون احتمال». این بدان معناست که بدن عارفان و پیامبران، به دلیل کمال قوّت و اتصالشان با حق، استعدادی شگرف برای تحمل نوری پیدا کرده است که کوه‌ها از آن فرو می‌پاشند. این بدن‌ها، به مانند «قاروره» یا همان شیشه، ظرفیتی لطیف و در عین حال مستحکم یافته‌اند. اشاره به «قاروره» در سوره دهر (۷۶:۱۵-۱۶) که حوریان بهشتی را «قواریری از نقره» توصیف می‌کند، پارادوکس ظریفی را نشان می‌دهد: شیشه‌هایی که از نقره ساخته شده‌اند و شفافیت شیشه را دارند اما استحکام نقره را. این استعاره، اوج قدرت و ظرافت ظرفیت بدن‌های الهی را نشان می‌دهد که با وجود لطافتشان، توانایی گذراندن و تاب آوردن نور شدید را دارند؛ نوری که کوه‌های سترگ از تحمل ذره‌ای از آن عاجزند. بنابراین، «خرقه» در این بیت، نه یک پوشش ساده، بلکه نمادی از وجود پالایش‌یافته و آماده‌شده انسانی است که می‌تواند تجلی‌گاه و حامل نور یگانه الهی باشد.

نکات کلیدی

  • ظرفیت تحمل نور الهی نیازمند یک «خرقه» یا پوشش ویژه و آماده‌شده است.
  • «خرقه» نمادی از جسم یا روح عارف است که از طریق سلوک و ارتباط با حق، مقاومتی خاص یافته است.
  • نور حق چنان شدید است که حتی کوه‌های سترگ چون قاف و طور تاب آن را ندارند.
  • بدن سالکان الٰهی («رجال») دارای ظرفیتی استثنایی برای تاب آوردن این نور است.
  • مثال «قاروره» نشان می‌دهد که چگونه یک ظرف کوچک اما پاک و لطیف می‌تواند نوری را در خود جای دهد که کوهی برنمی‌تابد.

Sources: d6-s68 · 01:32:59 d6-s68 · 01:35:14 d6-s68 · 01:36:04

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.