لوستل دفتر ۶ د هغه غریب لخوا د محتسب له وفات څخه خبر کیدل او د مخلوق په اعتماد او د مخلوق په عطا تکیه کولو څخه د هغه توبه او د خدای د نعمتونو یادول او له خپلو ګناهونو څخه خدای ته توبه کول، بیا هغه کسان چې کفر یې وکړ، خپل رب ته شریک نیسي بيت ۳۱۵۰

M6:3150 — وآن گنه در وی ز جنس جرم تست / باید آن خو را ز طبع خویش شست

وآن گنه در وی ز جنس جرم تستباید آن خو را ز طبع خویش شست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3150

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و آن گناهی که در او می‌بینی، از جنس جرم خود توست؛ باید آن خوی ناپسند را از سرشت خویشتن بشویی. معنا: این بیت به پدیدهٔ فرافکنی عیوب می‌پردازد و می‌گوید که بسیاری از کاستی‌هایی که در دیگران می‌یابیم، در حقیقت بازتابی از نواقص درونی خودمان است و باید به جای سرزنش دیگران، به اصلاح طبع خویش بپردازیم.

شرح

مولانا، در پی داستان شیر و خرگوش که در آن شیر، سایهٔ خود را در چاه می‌بیند و به آن حمله می‌کند، به یکی از عمیق‌ترین حقایق روانشناختی بشر اشاره می‌کند: فرافکنی. می‌گوید «عکس خود را دید هر یک چه درون»، یعنی ما اغلب عیوب خویش را در دیگران می‌بینیم.

این بیت ادامهٔ همان اندیشه است. «و آن گنه در وی ز جنس جرم تست»، یعنی آن گناهی که در دیگری مشاهده می‌کنی و مایه‌ٔ کین‌توزی و سرزنش می‌شود، از همان جنس نقص و گناهی است که در طبع خود تو نیز نهفته است. این یک یادآوری قاطع و بی‌پرده است که به جای نشانه رفتن به سوی دیگری، انگشت اتهام را به سمت خود برگردانیم. مولانا روانکاوی زبردست است که به ظرافت ریشه‌های کین و عداوت را می‌کاود و آن را نه در «دیگری»، بلکه در «خویشتن» می‌یابد.

او تصریح می‌کند که «باید آن خو را ز طبع خویش شست». این فراخوانی به خودسازی و پالایش درونی است. اگر می‌خواهی ریشهٔ کینه‌توزی را بخشکانی، باید آن را در باغچهٔ دل خودت بخشکانی، نه در وجود دیگری. دیگری در اینجا نقش آینه را بازی می‌کند. «خلق زشتت اندر او رویت نمود / که تو را او صفحه آینه بود». وقتی کژی و زشتی‌های خود را در آینهٔ دیگری می‌بینی، نباید بر آینه خرده بگیری، بلکه باید به اصلاح چهرهٔ خویش بپردازی.

این نکته‌ای اساسی در عرفان و فلسفهٔ مولاناست: جهان و آدمیان، فی‌نفسه معیوب و بد نیستند؛ این کژی و عیب در نگاه ماست. ما تمایل داریم بدی‌ها را از خود سلب کرده و فرافکنی کنیم و به جهان و دیگران نسبت دهیم. از روزگار شکایت می‌کنیم، اما کمتر کسی از خودش می‌نالد. مولانا با این رویکرد، ما را از نگاه «کژنگر» رها می‌کند و به «اصل‌بینی» دعوت می‌کند. او معتقد است که حتی آنچه از صفات قهر الهی در این عالم ظاهر می‌شود، نیز سرچشمه‌ای متعالی دارد، اما ادراک ما از آن، از طریق طبع معیوب خویش، رنگ و بوی عیب می‌گیرد. پس راه درمان، نگاه به درون و تطهیر طبع است، نه جنگ با سایه‌هایی که خود آفریده‌ایم.

نکات کلیدی

  • عیب‌جویی از دیگران غالباً فرافکنی عیوب و کاستی‌های خویش است.
  • دیگران آینه‌ای هستند برای بازتاب خلق زشت و نواقص درونی ما.
  • به جای مبارزه با «دیگری» و انتقاد از جهان، باید ریشهٔ بدی‌ها را در خویشتن خشکاند.
  • مولانا روانکاوی است که ضرورت خودشناسی و خوداصلاحی را به انسان گوشزد می‌کند.
  • جهان خود به خود «کج» و معیوب نیست؛ کژی در چشم بیننده و طبع ناصاف اوست.

Sources: d6-s70 · 27:09:00 d6-s70 · 27:46:00 d6-s70 · 28:34:00 d6-s70 · 29:16:00 d6-s70 · 29:39:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.