لوستل دفتر ۶ د هغه غریب لخوا د محتسب له وفات څخه خبر کیدل او د مخلوق په اعتماد او د مخلوق په عطا تکیه کولو څخه د هغه توبه او د خدای د نعمتونو یادول او له خپلو ګناهونو څخه خدای ته توبه کول، بیا هغه کسان چې کفر یې وکړ، خپل رب ته شریک نیسي بيت ۳۱۹۵

M6:3195 — ما رمیت اذ رمیت احمد بدست / دیدن او دیدن خالق شدست

ما رمیت اذ رمیت احمد بدستدیدن او دیدن خالق شدست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3195

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن گاه که احمد (پیامبر) تیر افکند، این تو نبودی که تیر افکندی، بلکه خود او (احمد) بود. زیرا دیدن او، دیدن خالق گشته است. معنا: این بیت به آموزه‌ای عرفانی اشاره دارد که عمل و دیدن انسان کامل، مانند پیامبر اسلام، در حقیقت عمل و دیدن خداوند است. در این مرتبه، تمایز میان بنده و خدا چنان کاهش می‌یابد که افعال بنده مظهر فعل الهی می‌شود.

شرح

بی‌گمان، این بیت از عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین آموزه‌های عرفانی مولاناست که او بارها و بارها با تعابیر گوناگون به آن بازگشته است. این تنها یک تعبیر شاعرانه نیست؛ بلکه بیان یک حقیقت وجودی و متافیزیکی است. مولانا در اینجا شور وحدت را به غایت خود می‌رساند و با ما از این سخن می‌گوید که حقیقت، وحدت است که در زیر کثرت‌ها پنهان شده است. این وحدتی است که از خدای عالم سرچشمه می‌گیرد و سایهٔ آن بر همهٔ عالم گسترده است. همهٔ جهان یکی بیش نیست و کثرت، امری اعتباری و ظاهری است؛ همچون کف دریا که زیر آن وحدت بی‌کران آب نهفته است. چشمان تیزبین و وحدت‌شناس عارفان، این حقیقت را می‌بیند، بدون اینکه منکر کثرت شود، اما از وحدت نیز غفلت نمی‌ورزد.

این بیت به صراحت به آیهٔ ۱۷ سورهٔ انفال از قرآن کریم اشاره دارد: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»؛ «و تو [ای پیامبر] آنگاه که [مشت خاک را] افکندی، تو نیفکندی بلکه خدا افکند». این آیه در وصف نبرد بدر نازل شد که پیامبر اسلام مشتی خاک را به سوی مشرکان افکند و موجب پریشانی و شکست آنان شد. این آموزهٔ قرآنی، زیربنای اندیشهٔ صوفیان و عارفان شد که انسان واصل به حق و «ولیّ الله» به مرتبه‌ای می‌رسد که فعل او فعل خداوند، دیدن او دیدن خداوند، و گفتن او گفتن خداوند است. گویی که او خدای روی زمین است؛ نه به مجاز، بلکه به حقیقت. خدمت او خدمت خداوند و همنشینی با او همنشینی با حق است، چنانکه مولانا می‌فرماید: «هر که خواهد همنشینی با خدا / تا نشیند در حضور اولیا».

من بارها توضیح داده‌ام که این قرب و نزدیکی با خداوند، دیگر زمانی و مکانی نیست، بلکه یک قرب وجودی است. یعنی موجودی چنان صعود کرده و وجود او چنان اشتداد یافته که می‌توان گفت خداوند نزد اوست، یا به تعبیر من، «پر از خدا» شده است. وقتی کسی پر از خدا شود، صفات الهی را پیدا می‌کند و افعال او افعال الهی می‌شود. بهترین مثال مولانا در این باب، تمثیل «آهن در آتش» است. قطعه‌ای آهن را در کورهٔ آتش می‌گذارند و آن قدر می‌ماند تا چنان گداخته می‌شود که وقتی از کوره بیرون می‌آید، تمامی صفات آتش را دارد: داغ است، سوزان است، روشن است و روشن‌کننده. اگر کسی شک دارد، دست خود را به آن نزدیک کند تا سوزندگی‌اش را دریابد. البته مولانا خود می‌فرماید که این‌ها مثال است، اما مثال‌هایی روشنگر برای عقولی که نیاز به تمثیل دارند و در ادراک این حقایق عاجزند. این همان مضمون حدیث قدسی است که می‌فرماید: «بندهٔ من چندان به من نزدیک می‌شود که من زبان او می‌شوم، چشم او می‌شوم و دست او می‌شوم» و الی آخر.

این مقدمات عرفانی همان چیزی بود که دیدگاه مرا در باب «وحی» و اینکه سخن پیامبر، سخن خداوند است، شکل داد. این سخنان برای عموم عارفان ما بسیار پذیرفته و حتی معمولی بوده است. این بیت نشان می‌دهد که ما باید متافیزیک «فراق» را کنار بگذاریم و به جایش متافیزیک «وصال» را بنشانیم. این وصال فقط در آخرت دست نمی‌دهد، در همین دنیا نیز قیامت آدمی قائم می‌شود؛ یعنی در حضور خداوند حاضر می‌شود و سخن او را مستقیماً می‌شنود و آنچه می‌گوید، سخن اوست و آنچه می‌کند، فعل اوست. چنانکه قرآن نیز می‌فرماید: «مَن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ»؛ «هر کس از پیامبر اطاعت کند، بی‌گمان از خدا اطاعت کرده است».

بیت بعدی، «دیدن او دیدن خالق شده‌ست» را بیشتر روشن می‌کند و می‌گوید: «روز دیدن، دیدن این روزن است». یعنی از این پنجره نگاه کن تا خورشید را ببینی. و ادامه می‌دهد که «خاصه این روزن درخشان از خود است / نی ودیعه آفتاب و فرقد است». این نور عاریتی نیست، بلکه خود آن ولی خداست که از سوی خداوند منور شده و نورخیز گشته است. این خود یک افشاگری عظیم است که نشان می‌دهد حقیقت ماورایی می‌تواند از راه‌های غیرمعهود و ناشناخته تجلی کند، خارج از سازوکارهای مادی و علمی که ما می‌شناسیم. همچون میوه‌ای که از خود «طبق» یا سینی می‌روید، نه اینکه میوه را در طبق بگذارند. این طبق که سیب از آن می‌روید، دیگر چه فرقی با درخت سیب دارد؟ در واقع، مولانا با این تمثیل‌ها، فاصله و حجاب بین بنده و خدا را برمی‌دارد و می‌گوید که وقتی زیر سایهٔ چنین ولی‌ای بنشینی، زیر سایهٔ خدا نشسته‌ای. او را ببینی، خدا را دیده‌ای. از دست او چیزی بگیری، از دست خدا گرفته‌ای. اگر تیری پرّاند، خداوند آن تیر را پرّانده است. این ذوب شدن در خداوند و فنای در حق است که دیگر بین بنده و خدا فرقی نمی‌توان نهاد.

برای توضیح این وحدت در عمل، مولانا مثال مردی «عمرنام» را در شهر کاشان می‌آورد. در گذشته، شهرهایی چون کاشان و سبزوار عمدتاً شیعه‌نشین بودند. مولانا می‌گوید در چنین شهری که همه اهل تشیع‌اند و هیچ فروشنده‌ای به کسی با نام «عمر» نان نمی‌فروشد، اگر مردی با این نام وارد مغازه‌ای شود و نان بخواهد و به او ندهند و او را به مغازهٔ دیگری حواله کنند، آن مرد متوجه نمی‌شود که همهٔ مغازه‌ها در این امر واحدند؛ گویی یک فروشنده بیشتر در این شهر نیست که از نام عمر خشنود نیست. این وحدت عمل در کثرت ظاهری، تمثیل روشنی برای این معناست که افعال انسان کامل، از یک مبدأ واحد، یعنی ذات الهی، سرچشمه می‌گیرد و لذا فعلی واحد است.

نکات کلیدی

  • عمل انسان کامل (ولیّ حق) در حقیقت همان فعل خداوند است.
  • دیدن پیامبر یا عارف واصل، به منزلهٔ دیدن ذات احدیت است.
  • مولانا وحدت وجود را اصل حقیقت می‌داند و کثرات را اعتباری.
  • تمثیل «آهن در آتش» نشان می‌دهد که بندهٔ پر از خدا، صفات الهی می‌یابد.
  • این بیت بر متافیزیک «وصال» تأکید دارد، یعنی اتحاد با خدا در همین دنیا.
  • سخن پیامبر و ولیّ خدا، از سرچشمهٔ وحی الهی است و نه صرفاً از زبان بشری.

Sources: d6-s72 · 00:08:42 d6-s72 · 00:09:57 d6-s72 · 00:11:32 d6-s72 · 00:13:57 d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:22:20 d6-s72 · 00:30:10 d6-s72 · 00:36:20 d6-s72 · 00:40:55

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.