لوستل دفتر ۶ د هغه غریب لخوا د محتسب له وفات څخه خبر کیدل او د مخلوق په اعتماد او د مخلوق په عطا تکیه کولو څخه د هغه توبه او د خدای د نعمتونو یادول او له خپلو ګناهونو څخه خدای ته توبه کول، بیا هغه کسان چې کفر یې وکړ، خپل رب ته شریک نیسي بيت ۳۲۱۶

M6:3216 — چشم و دل را هین گذاره کن ز طین / این یکی قبله‌ست دو قبله مبین

چشم و دل را هین گذاره کن ز طیناین یکی قبله‌ست دو قبله مبین
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3216

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دل و چشمت را بی‌درنگ از آلودگی‌های مادی و دوگانه‌بین پاک کن؛ زیرا (حقیقت) تنها یک قبله است، هرگز دو قبله مبین. معنا: این بیت امر می‌کند که چشم باطن و دل را از هر گونه آلودگیِ دیدگاه‌های دوگانه و مادی پاک کنیم، چرا که حقیقت غایی یکی است و نباید به دوگانگی‌ها دل بست.

شرح

این بیتِ بلند و محکمِ مولانا، دعوتی قاطع به توحیدِ ادراکی و سلوکی است. وقتی مولانا می‌گوید «چشم و دل را هین گذاره کن ز طین»، از ما می‌خواهد که بی‌درنگ، خود را از هر آنچه موجب دوگانه‌بینی و آلودگی ادراک می‌شود، پاک کنیم. «طین» یا گِل، در اینجا نماد عالم مادی و کثرت‌نماست، نماد تعلقات و تعیناتی که حجابِ وحدت می‌شوند. این پاکسازی نه از غبار جسمانی، بلکه از «گردِ غیر» است؛ غباری که بر چشم دل می‌نشیند و ما را از دیدن حقیقت واحد محروم می‌کند.

پس از این تطهیر است که فرمان دوم صادر می‌شود: «این یکی قبله‌ست دو قبله مبین». این جمله، چکیده و جانِ توحید عرفانی است. قبله، جهت‌نما و کانون توجه ماست؛ مولانا می‌گوید که در سلوک، تنها یک جهت، یک مطلوب و یک حقیقت وجود دارد. هرگونه انحراف به سوی «قبلهٔ دوم» به معنای شرک خفی یا عدم رسیدن به فنا در توحید است. این مسئله ریشه‌ای‌ترین آموزه عرفانی است: نفیِ دوگانگی و پافشاری بر یگانگی مطلقِ حق.

مولانا برای توضیح این یگانگی، در مثنوی تمثیل‌های فراوان می‌آورد. تمثیل «آهنِ گداخته در آتش» از دفتر دوم، به زیبایی این معنا را روشن می‌کند: آهن در کوره چنان گداخته می‌شود که صفات آتش را می‌گیرد؛ داغ می‌شود، می‌سوزاند و نور می‌دهد. در واقع، آهن در عینِ آهن بودن، تجلی‌گاه آتش می‌شود. به همین قیاس، بندهٔ واصل نیز از سرِ قربِ وجودی به حق، چنان «پر از خدا» می‌شود که اوصاف و افعال الهی از او صادر می‌گردد. همان حدیث قدسی که می‌فرماید: «بندهٔ من با نوافل به من نزدیک می‌شود تا آنجا که من چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند، گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود، و دست او می‌شوم که با آن می‌گیرد.» در این مقام، دیگر جایی برای دو قبله و دو جهت باقی نمی‌ماند؛ چرا که فاعل و متوجه، هر دو در حقیقت به سوی یک مبدأ واحد متصل شده‌اند. این همان «صبغة الله» یا «رنگ خدا» است که وقتی انسان بدان آغشته شد، دیگر «پیس»های کثرت از بین می‌روند و همه در یک رنگ واحد محو می‌شوند. در این حالت، او که به زبان حق سخن می‌گوید و به چشم حق می‌بیند، چگونه می‌تواند دو جهت ببیند؟

تمثیل «مرد عمرنام در شهر کاشان» که مولانا در ادامه می‌آورد، اوجِ تبیینِ «دو قبله مبین» است. در شهری که همگی در یک عقیده واحد (مثلاً شیعی بودن و ناخشنودی از نام عمر) متحدند، اگر فردی با نام «عمر» به دکانی برود و نان بخواهد، نه تنها آن دکان، بلکه تمام دکان‌های شهر از فروش نان به او خودداری می‌کنند؛ زیرا همگی، در معنا، «یکی» هستند و یک موضع واحد دارند. اگر آن مرد، این «وحدتِ موضع» را درک نکند و گمان کند که هر دکانی جداگانه عمل می‌کند، او «اَحوَل» (دوبین) است و پیوسته محروم خواهد ماند. مولانا می‌گوید که ما نیز اگر در جهان هستی، فعل حق را متکثر ببینیم و هر رویدادی را از مبدئی جداگانه بدانیم، «اَحوَل» و دوبین هستیم و از درک حقیقت واحدِ جاری در کائنات بازمی‌مانیم. در نگاهِ اهل توحید، همه دکان‌ها یکی است؛ همه افعال، فعلِ حق است. پس، پاکسازی چشم و دل از این دوگانه‌بینی، ضروری‌ترین گام برای رسیدن به وصال و فناست. این «فنای هستی‌ها» و «محو شدن» در دریای وحدت، مقصد نهایی است؛ جایی که «پیش این خورشید کی تابد هلال؟»؛ یعنی در حضور آن وجود مطلق، هر موجودی محو و ناچیز می‌گردد و دیگر جای بحث از دو یا چند جهت و قبله نیست.

نکات کلیدی

  • پاکسازی چشم و دل از تعلقات مادی، شرط ضروری دیدن وحدت است.
  • «طین» (گِل) نماد عالم کثرت و حجاب بیننده و دیده است.
  • «یک قبله» نماد توحید مطلق و یگانگی حقیقت است.
  • «دو قبله مبین» دستوری برای کنار نهادن هرگونه دوگانه‌بینی و شرک خفی است.
  • تمثیل «مرد عمرنام در کاشان» نشان می‌دهد که عدم درک وحدتِ موضع (دیدنِ «دو قبله») به محرومیت از حقیقت می‌انجامد.
  • بندهٔ واصل با فنا در حق، صفات حق را می‌یابد و دیگر دو جهت و قبله برای او معنا ندارد.

Sources: d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:40:55

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.