لوستل دفتر ۶ د پای مرستندوی لخوا د تبریز په ټول ښار کې توزیع کول او د لږ څه راټولول او د هغه غریب لخوا د محتسب قبر ته د زیارت لپاره تلل او د نوحې په ډول د دې کیسې د هغه پر قبر ویل تر پایه بيت ۳۲۹۵

M6:3295 — دانم آنجا در مکافات ایزدت / سروری جاودانه بخشدت

دانم آنجا در مکافات ایزدتسروری جاودانه بخشدت
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3295

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: می‌دانم که آنجا (در جهان دیگر)، پروردگارت در پاداش کردار نیک تو، سروری و آقایی جاودانه به تو خواهد بخشید. معنا: این بیت بیانگر اعتقاد به پاداش الهی برای حاکمان و مسئولانی است که با عدالت، بخشش و وفاداری به عهد خود، به مردم خدمت می‌کنند؛ چنین کسانی در سرای دیگر به مقام بلند و جاودان دست می‌یابند.

شرح

در این بیت، مولانا از زبان وام‌داری ستایشگر، خطاب به محتسبِ (یا کارگزارِ) درگذشته‌ای سخن می‌گوید. این عبارات، اوج قدردانی و ارج‌نهادن به کردار نیک یک زمام‌دار یا مسئول است که عهده‌دار امور مردم بوده و با صلاح و سداد رفتار کرده است.

من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا در باب حکمرانی و مسئولیت‌پذیری، مفهوم «چوپانی» را به کار می‌گیرد. چوپانی در اینجا نه به معنای استبداد و آقایی، بلکه به معنای خدمتگزاری و مسئولیت‌پذیری در قبال «رمه» یا همان مردم است. چنان که پیامبر اسلام فرموده‌اند: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»؛ این کلام، بنیاد اندیشهٔ خدمتگزاری حاکمان است. سعدی نیز همین معنا را در وصف حاکمی که مصلحت خلق را نگه می‌دارد، به کار می‌برد و می‌گوید «حلال باد خراجش که مزد چوپانی‌ست». این نگاه، صددرصد با تلقی کسانی که حاکم را «ولی مردم» و «خواجه» می‌دانند، در منافات است؛ چوپان، خادم گله است، نه مالک آن. یک چوپان موسی‌وار، آن است که وقتی گوسفندی خطا می‌کند، او را با مهربانی و اشگ‌ریزان به آغوش می‌کشد و به گله بازمی‌گرداند، نه آنکه او را بزند و براند.

مولانا در این بیت به صراحت می‌گوید که چنین خدمتگزاری، بی‌مکافات نمی‌ماند. «مکافات ایزدت» به معنای پاداش الهی است. این پاداش نه از سر نیازمندی خدا، بلکه از سر عدل و رحمت اوست. اگر آن محتسب با «چوپانیت» خود، دشمنانش را کور کرده است (به معنای آنکه مجال بدخواهی و آسیب‌رسانی به آنان نداده)، در سرای دیگر، خود به «سروری جاودانه» دست می‌یابد. این «سروری جاودانه» نه از جنس قدرت زمینی، بلکه از جنس تعالی روحی و معنوی است؛ مقامی که خداوند به انبیا و اصفیای خود می‌بخشد تا پس از گذراندن «امتحان»های زمینی، به چوپانیِ خاصانِ خود بپردازند.

من دربارهٔ مفهوم «امتحان» از منظر الهی در مثنوی بسیار گفته‌ام. امتحان الهی، برخلاف امتحان بشری، برای آگاهی خداوند نیست؛ زیرا او از پیدا و ناپیدا آگاه است. امتحان، صحنه‌ای برای آشکار شدن و به فعلیت رسیدن استعدادها و قابلیت‌های درونی یک موجود است. همچون طلایی که در آتش آزموده می‌شود تا خلوص آن بر همگان آشکار گردد و خود طلا نیز حقیقت وجودی خویش را به ظهور رساند. لذا، «چوپانی»ِ نیکِ این محتسب، خود صحنهٔ امتحان او بوده است؛ امتحانی که با توفیق در آن، شایستگی «سروری جاودانه» را احراز کرده است. «وظیفه دادن» نیز که مولانا در ابیات بعدی بدان اشاره می‌کند، به معنای پرداخت حقوق و ایفای تعهدات است که نشانه‌ای از پایبندی آن محتسب به عدل و پیمان خود بوده است.

نکات کلیدی

  • حکمرانی و مسئولیت‌پذیری در نگاه مولانا، خدمتگزاری و «چوپانی» مردم است، نه آقایی و ولایت بر آنان.
  • اعمال نیکو و عدالت‌ورزی در این جهان، بی‌شک با پاداش الهی و تعالی معنوی در جهان دیگر همراه خواهد بود.
  • «امتحان» الهی، فرصتی است برای آشکار شدن و به فعلیت رسیدن قابلیت‌های درونی انسان، نه برای آگاه شدن خداوند.
  • مدیریت عادلانه و وفای به عهد، نشانه‌های کردار شایسته است که به سروری جاودانه می‌انجامد.
  • این بیت تاکید می‌کند که حتی در غیاب یک شخص، یاد و اثر اعمال نیک او باقی مانده و مستحق مکافات نیکوست.

Sources: d6-s73 · 01:08:01 d6-s73 · 01:17:17 d6-s73 · 01:27:40

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.