لوستل دفتر ۶ د پای مرستندوی لخوا د تبریز په ټول ښار کې توزیع کول او د لږ څه راټولول او د هغه غریب لخوا د محتسب قبر ته د زیارت لپاره تلل او د نوحې په ډول د دې کیسې د هغه پر قبر ویل تر پایه بيت ۳۳۱۲

M6:3312 — چند هم‌چون فاخته کاشانه‌جو / کو و کو و کو و کو و کو و کو

چند هم‌چون فاخته کاشانه‌جوکو و کو و کو و کو و کو و کو
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3312

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چقدر همچون فاخته‌ای که در جستجوی خانه است فریاد «کو؟» و «کو؟» و «کو؟» سر می‌دهی؟

معنا: این بیت، مخاطب (و در باطن، هر انسانی) را به فاخته‌ای تشبیه می‌کند که با ندای «کو کو»، در جستجوی خانه و اصل خویش است، اما مولانا این «کو؟» را به ورای جستجوی مادی، به سوی طلب حقیقت و سرچشمهٔ هستی هدایت می‌کند.

شرح

این بیت در ادامهٔ گفتگوی مولانا با آن «وامدار» (قرض‌دار) می‌آید که از مولانا می‌پرسد: «ای عجب کو لعل شکر بار تو / و آن جوابات خوش و اسرار تو؟». در حقیقت، وامدار به دنبال مولانا و آن معارف و الطافی است که از او دیده بود. اما مولانا با این بیت، پرسش «کو؟» را از خویش به سوی منزلگاه حقیقی باز می‌گرداند.

من می‌گویم مولانا در اینجا، ابتدا حال پرسشگرِ سطحی را به تصویر می‌کشد؛ کسی که همچون فاخته، بی‌وقفه «کو کو» می‌کند. فاخته در فرهنگ ما نمادی از پرنده‌ای است که با نوای خاص خود، گویی پیوسته در جستجوی گم‌شده‌ای یا خانه‌ای است. این تصویر را در اشعار خیام نیز دیده‌ایم که «بر کنگره‌اش فاخته‌ای بنشسته و می‌گفت که کو کو کو کو؟»؛ فاختهٔ خیام، از پادشاهان و قدرت‌های از دست رفته می‌پرسد: «کجا رفتند؟».

اما مولانا این «کو» را از سطح ظاهری و مادّی فراتر می‌برد. او می‌خواهد بگوید که این ندای «کو کو»ی شما، اگرچه در ظاهر جستجوی این یا آن شخص یا این یا آن خانهٔ خاکی است، اما در حقیقت، آوای فطریِ روح برای بازیافتن «اصل» خویش است. این همان سرچشمه‌ای است که روح، پیش از بریدن از «نیستان»، با آن اتصال داشته و اکنون در غربت این جهان، مدام آن را می‌جوید.

من قویاً معتقدم که مولانا در این بیت، نه یک گلایه، که یک «حکایت» را روایت می‌کند. او «کو کو»ی انسان را نه به عنوان شکایتی از وضعیت موجود، بلکه به عنوان روایتی از مسیر تکاملی روح و تمنای بازگشت به مبدأ می‌بیند. فاخته کاشانه‌جو، در پی یک خانهٔ گمشده نیست، بلکه در پی «آن منزلگاهی» است که در بیت‌های بعدی به آن اشاره می‌کند: «کو همانجا که صفات رحمت است / قدرت است و نزهت است و فطنت است».

بنابراین، مولانا با ظرافت خاص خود، پرسشِ «کجاست آن گنجینهٔ حکمت تو؟» را به این سمت هدایت می‌کند که «کجاست آن سرچشمه‌ای که خود تو و آن گنجینهٔ حکمت تو، از آن جاری شده‌ایم؟». او نشان می‌دهد که هر جستجو، هر طلب و هر امید، هرچند که ظاهراً به سوی دیگری باشد، در نهایت به «او» باز می‌گردد. این آوای «کو کو» در نهایت، صدای «الله الله» است، اما به زبانی که تنها گوش باطنی می‌تواند آن را بشنود. جستجوی خانه در واقع جستجوی ذات الهی است که تنها مأمن و کاشانهٔ حقیقی ارواح است. این از جنس «جدایی» است، نه «تنهایی»؛ چرا که جستجو، همواره وجود گم‌شده‌ای را مفروض می‌گیرد و از نیستی نمی‌آید.

نکات کلیدی

  • «کو و کو» فاخته، نمادی از جستجوی دائمی روح برای اصل و سرچشمهٔ حقیقی خویش است.
  • مولانا پرسش «کجاست؟» را از یک طلب شخصی یا مادی، به سوی طلب ذات الهی و صفات رحمت او هدایت می‌کند.
  • این جستجو، بازگوی «حکایت» فطرت انسان است، نه «شکایت» او از وضعیت موجود.
  • فاخته‌ای که به دنبال «کاشانه» می‌گردد، تجلی بخش از تمنای هر موجود برای بازگشت به «نیستان» ازلی خویش است.

Sources: d6-s74 · 00:36:47 d6-s74 · 00:39:52

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.