لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۴۶۴

M6:3464 — می‌فروشی هر زمانی دُرّ کان / هم‌چو طفلی می‌ستانی گردگان

می‌فروشی هر زمانی دُرّ کانهم‌چو طفلی می‌ستانی گردگان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3464

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: درّ گران‌بهای کان خود را هر زمانی می‌فروشی، و همچون کودکی بی‌خبر، در ازای آن گردو می‌ستانی.

معنا: این بیت به معنای فریب‌خوردن انسان از ارزش‌های حقیقی و معاملهٔ چیزهای گران‌بها با امور بی‌ارزش و فانی دنیاست، همانند کودکی که جواهر را با گردو معاوضه می‌کند.

شرح

این بیت، بی‌تردید، یکی از عمیق‌ترین و در عین حال تلخ‌ترین تصویرسازی‌های مولانا از بی‌خردی انسان است. او این نکته را در میان حکایتی از وسوسهٔ شیطان در بستر مرگ، بازگو می‌کند. حکایت از آنجا آغاز می‌شود که دِلال (واسطه و دلال) مغرضی، اسبی بهشتی را در چشم خوارزمشاه ناچیز می‌نمایاند و او را از خرید باز می‌دارد. مولانا می‌گوید چنین دلال مغرضی، اگر غرض‌ورزی کند، می‌تواند حتی یوسف را به بهای ناچیز سه گز کرباس بفروشد و بخرد. اما این تنها شروع تمثیل است؛ مولانا از دلالِ دنیوی به «دیو دلال» می‌رسد که در لحظهٔ فراق جان، یعنی در هنگام مرگ، خود را به مؤمن می‌نمایاند و ایمان او را به بهای اندکی، مثلاً یک قدح آب، می‌ستاند. اینجاست که این بیت جای می‌گیرد: «می‌فروشی هر زمانی درّ کان / همچو طفلی می‌ستانی گردگان».

من این را چنین می‌خوانم که «دُرّ کان» نماد هر آنچه گران‌بهاست در وجود ما: گوهر عمر، سرمایهٔ ایمان، خرد تابناک، و حتی آن دسته از علوم که به جان آدمی عمق می‌بخشند. در مقابل، «گردگان» نشانه‌ٔ امور ناچیز و فانی این عالم است که ظاهری گول‌زننده دارند اما در باطن، بی‌ارزش‌اند. مولانا تاکید می‌کند که رفتار انسان در این معاملهٔ نابرابر، شبیه به رفتار یک طفل است؛ طفلی که ارزش حقیقی جواهر را نمی‌فهمد و فریب زرق و برق یا دستیابی آسان به گردوها را می‌خورد. این نه فقط از دست دادن یک چیز، که نشانهٔ کودکی و ناپختگی روح است.

باید دانست که این «دیو دلال» همیشه در لباس شیطان رجیم با شاخ و دُم ظاهر نمی‌شود؛ او گاهی در قامت وسوسه‌های حقیر دنیوی، شهوات گذرا، یا حتی آن «علمِ جوزِ پوسیده» که مولانا به آن اشاره می‌کند، جلوه‌گر می‌شود. او به ما وعده‌هایی می‌دهد که در ابتدا همچون ماهِ تمام (بدر) در خیال ما جوشیده و پرهیجان‌اند، اما در انتها، چون هلال ماه، باریک و ناپایدار می‌شوند و چیزی جز فریب و پاره‌پاره کردن (تخریق) حقیقت در پی ندارند. مولانا با این بیت، از ما می‌خواهد که «چشمِ مآل‌بین» داشته باشیم، نه «چشمِ حال‌بین». چشم حال‌بین، تنها همین لحظه و ظواهر را می‌بیند، اما چشم مآل‌بین، به عواقب و فرجام کار می‌نگرد. عقل، در نگاه مولانا، چیزی جز همین دوراندیشی و ژرف‌نگری نیست. وگرنه، اگر ما اول و آخر هرچیز را یکسان بنگریم، از فریب «فاتر» (سست) این دنیا رها خواهیم شد. مولانا دنیا را به «جوز پوسیده» تشبیه می‌کند و توصیه می‌کند که از دور ببینی و امتحانش نکنی؛ زیرا بسیاری از آنچه در ظاهر فریبنده است، مغزی ندارد و تنها پوسیدگی است.

نکات کلیدی

  • معاوضهٔ گوهر وجود با متاع ناچیز: انسان ارزش‌های اصیل خود را با امور بی‌ارزش و فانی دنیا معامله می‌کند، رفتاری که مولانا آن را به کودکی روح تشبیه می‌کند.
  • شیطان به مثابهٔ «دیو دلال»: در لحظات حساس و بحرانی (به‌ویژه هنگام مرگ)، وسوسه‌گر در لباس دلال ظاهر می‌شود تا ایمان را به بهایی ناچیز بستاند.
  • فریبندگی ظواهر دنیا: بسیاری از خواستنی‌های این جهان، حتی برخی علوم، از دور فریبنده و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسند، اما در حقیقت، پوچ و بی‌مغز (همچون گردوی پوسیده) هستند.
  • اهمیت «دوراندیشی» (فورسایت): عقل حقیقی در دیدن فرجام امور و عدم فریب خوردن از ظاهر پرزرق و برق وعده‌های دروغین دنیاست.
  • توهم ماهِ تمام: وعده‌های دنیوی ابتدا در خیال همچون ماه کامل جلوه‌گر می‌شوند، اما به سرعت به هلالی ناپایدار و بی‌قدر تبدیل می‌گردند.

Sources: d6-s77 · 28:48:00 d6-s77 · 41:44:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.