لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۴۸۸

M6:3488 — چشم چون نرگس فروبندی که چی / هین عصاام کش که کورم ای اچی

چشم چون نرگس فروبندی که چیهین عصاام کش که کورم ای اچی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3488

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چرا چون نرگس چشمت را (از سر بی‌حالی یا تعمد) می‌بندی؟ بیا، عصایم را بگیر (مرا راهبری کن)، چرا که من (واقعاً) کورم، ای برادر! معنا: مولانا کسی را که آگاهانه چشم بر حقایق می‌بندد نکوهش می‌کند و با لحنی طنزآلود از او می‌پرسد که چرا به جای دیدن واقعیت، خود را به کوری می‌زند، در حالی که دیگران واقعاً نیازمند راهنمایی‌اند.

شرح

این بیت، پرسشی تند و کوبنده است از هر کسی که آگاهانه چشم بر حقیقت می‌بندد. مولانا اینجا «چشم چون نرگس فروبستن» را نه به معنای خواب‌آلودگی یا بی‌حالی طبیعی نرگس، بلکه به مثابه نوعی کوریِ اختیاری و خودساخته تفسیر می‌کند. او در واقع با لحنی سرزنش‌آمیز می‌پرسد: «تو چرا خودت را به کوری زده‌ای؟» این اشاره‌ای است به خودفریبی و سهل‌انگاری در برابر حقایقی که آشکارند و نیاز به تأمل دارند.

آنچه مرا در این بیت بیش از هر چیز به تأمل وامی‌دارد، نکتهٔ «دید خود مگذار از دید خسان» است که مولانا پیش‌تر در همین حکایت به آن اشاره می‌کند. یعنی انسان باید چشم خود را به کار گیرد، با بصیرت خود بنگرد و داوری کند، نه اینکه آن را به «خسان» واگذارد یا با تنبلی و جهل، خود را از نعمت دیدن محروم سازد. این همان چشم «آخربین» است که پیامبران و اولیا بدان می‌نگریستند و جهان را «جیفه» می‌دیدند، در مقابل چشم «حالی‌بین» که فریب ظواهر و میوه‌های کال را می‌خورد.

دعوت «هین عصاام کش که کورم ای اچی» یک طعنهٔ عمیق است. مولانا با لحنی سرزنش‌آمیز به این شخص که قادر به دیدن است ولی چشمانش را بسته، می‌گوید: «بیا و عصاکش من شو، من که واقعاً کورم و محتاج هدایتم. تو که خودت را به کوری زده‌ای، دست‌کم به کسی که واقعاً نابیناست کمک کن.» اما بلافاصله هشداری حیاتی می‌دهد: «و آن عصاکش که گزیدی در سفر / خود ببینی باشد از تو کورتر.» این یعنی حتی در انتخاب راهنما نیز باید از بصیرت خود بهره برد. اگر کسی که چشمان خود را بسته، دیگری را به عنوان عصاکش برگزیند، بسیار محتمل است که آن راهنما از او نیز ناتوان‌تر باشد و هر دو به گمراهی کشیده شوند.

این بیت در بستر داستانی وسیع‌تر می‌نشیند که مولانا در آن به فریب‌های شیطان در هنگام مرگ، یا همان «دیو دلال» و «ابریق آب» اشاره می‌کند. در آنجا هشدار می‌دهد که بسیاری از مردم در شرایط تنگنای زندگی، ایمان و داشته‌های معنوی خود را به «جوز پوسیدهٔ دنیا» می‌فروشند. این «جوز پوسیده» می‌تواند مال، منصب، شهرت و حتی برخی علوم این جهانی باشد که در ابتدا جذابند اما وقتی شکافته شوند، تهی و بی‌مغز از آب درمی‌آیند. کسی که چشمان خود را عامدانه می‌بندد، هرگز این «پوسیدگی» را درک نخواهد کرد و فریب «خیال‌های جوشیده» را خواهد خورد. از این رو، مولانا از مخاطب می‌خواهد که «از دور ببیند و عبور کند» و به این ظاهرپرستی‌ها و خودفریبی‌ها تن ندهد. این بیت به ما می‌آموزد که هم مسئولیت بصیرت خود را بر عهده بگیریم و هم در انتخاب راهنمایان، ژرف‌بین باشیم و فریب ظاهر را نخوریم؛ چرا که «عصاکش کور»، تو را جز به بیراهه نخواهد برد.

نکات کلیدی

  • بصیرت فردی را به دیگران وامگذار؛ مسئولیت دیدن و داوری با خود توست.
  • فریب ظاهر را نخور؛ بسیاری از جذابیت‌های دنیوی، همچون «جوز پوسیده»، در باطن تهی هستند.
  • خود را به کوری نزن؛ چشم‌پوشی عامدانه از حقایق، نوعی خودفریبی است که مانع رشد معنوی می‌شود.
  • در انتخاب راهنما هوشیار باش؛ کسی که خودبین نیست، ممکن است تو را به جایی بدتر بکشاند.

Sources: d6-s77 · 41:44:00 d6-s77 · 52:45:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.