لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۴۹۰

M6:3490 — دست کورانه به حبل‌الله زن / جز بر امر و نهی یزدانی مَتَن

دست کورانه به حبل‌الله زنجز بر امر و نهی یزدانی مَتَن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3490

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دست خود را کورکورانه به ریسمان الهی بزن؛ جز به فرمان‌ها و نهی‌های یزدانی، گامی برمدار و حرکتی مکن. معنا: این بیت به انسان دستور می‌دهد که بی‌هیچ تردیدی به ریسمان الهی چنگ زند و در تمام اعمال خود، تنها اوامر و نواهی خداوند را ملاک قرار دهد و از خودسری بپرهیزد.

شرح

ما در این بیت با یک فرمانِ روشن و قاطع از سوی مولانا مواجهیم که مسیر سلوک را برای سالک مشخص می‌کند: تسلیم مطلق و رهایی از بند هواها و هوس‌ها. او می‌گوید: «دست کورانه به حبل‌الله زن». این «کورانه» به معنای بی‌بصیرتی نیست، بلکه به معنای رها کردن بصیرت‌های کاذب و حساب‌وکتاب‌های دنیوی است. وقتی انسان دست خود را «کورانه» به حبل‌الله می‌زند، یعنی از دیده‌ها و خواسته‌های خود می‌گذرد و با توکلی کامل، راه را به دست پروردگار می‌سپارد. مولانا در جای دیگری صریحاً توضیح می‌دهد که «حبل‌الله» چیست؛ او می‌فرماید: «چیست حبل‌الله؟ رها کردن هوا / کین هوا شد سرسری مر عاد را». پس، رها کردن هوای نفس، عین چنگ زدن به ریسمان الهی است. این همان «واعتصموا بحبل الله جمیعاً» قرآنی است که مولانا تفسیر عملی آن را ارائه می‌کند.

بخش دوم بیت، همین معنا را از جهت دیگر تأکید می‌کند: «جز بر امر و نهی یزدانی مَتَن». یعنی هیچ گامی برندار، هیچ حرکتی مکن، مگر آنکه بر اساس امر و نهی خداوند باشد. این یک دستورالعمل برای ترک خودسری و دوری از تبعیت از امیال خویش است. مولانا می‌افزاید که این هواهای نفسانی چه بلاهایی بر سر آدمی می‌آورد: «خلق در زندان نشسته از هواست»، «رفته از مستوریان شرم از هواست». زندانیان، سارقان، بی‌شرمان؛ همه در بند هوای خویش‌اند. حتی «ماهیان در تابه گرم از هواست»، یعنی از هوای ماهیگیر یا از هوای خود ماهی که تن به طعمه می‌دهد، گرفتار می‌شوند. «چارمیخ و هیبت دار از هواست»، یعنی تمامی مجازات‌ها، از صلیب تا چوبه‌دار، ریشه در هوس‌رانی انسان‌ها دارد. «خشم شهنه، شعله نار از هواست»، حتی وجود پلیس و شهربان، و نیز آتش جهنم، نتیجه و پیامد هواهای نفسانی آدمیان است.

من تأکید می‌کنم که از نظر مولانا، بهشت و جهنم موجوداتی ثابت و ازلی نیستند که صرفاً انسان در آنها وارد شود، بلکه اینها دائماً «در حال ساخته شدن‌اند». انسان‌ها با اعمالشان، با نیکی‌ها و بدی‌هایشان، با هواها و هوس‌هایشان، مدام این دو عالم را می‌سازند و وسعت می‌بخشند. «وقودها الناس و الحجاره» یعنی هیزم جهنم، خود آدمیان‌اند؛ آنها با گناهانشان آتش دوزخ را شعله‌ور می‌کنند. به همین قیاس، با نیکی‌ها و ترک هواها، بهشت را می‌آفرینند. اگر آدمیان بدی نکنند، جهنم درش بسته می‌شود؛ و اگر نیکی نکنند، بهشت خشک می‌گردد. ما درهای بهشت و جهنم را با دستان خود می‌گشاییم و می‌بندیم.

مولانا مراتب رها کردن هوا را نیز توضیح می‌دهد. او می‌گوید آدمی ابتدا «از بیم حق» هوا را رها می‌کند؛ این اولین و طبیعی‌ترین مرتبه است. سپس به مرتبه «شرم» از حق می‌رسد، و در نهایت «عشق حق» او را از هواها می‌رهاند. اینها سطوح مختلف رابطه انسان با خداوند هستند. آنچه در ابتدا از ترس پیامدهای عدالت الهی آغاز می‌شود، در اوج خود به ترک هوا از سر عشق محض به معشوق می‌انجامد.

مولانا به این نکته نیز اشاره می‌کند که بسیاری از انسان‌ها حتی رنج ناشی از هوای نفس خود را درک نمی‌کنند؛ «آن که در چه زاد و در آب سیاه / او چه داند لطف دشت و رنج چاه». کسی که در چاه هوای نفس به دنیا آمده و رشد کرده، هرگز شیرینی و لطافت دشت معنویت را نمی‌شناسد، و حتی رنجی که در آن چاه می‌کشد را نمی‌فهمد. تنها زمانی که از آن چاه بیرون آید، «ضد از ضد گردد آشکار» و اوضاع گذشته بر او مکشوف می‌شود. این بیت در حقیقت دعوت به خروج از تاریکی هوس‌ها و ورود به روشنایی امر و نهی یزدانی است تا انسان طعم آب شیرین حیات معنوی را بچشد.

نکات کلیدی

  • «حبل‌الله» (ریسمان الهی) در معنای باطنی، رها کردن هوای نفس و امیال خودسرانه است.
  • گام برداشتن «کورانه» به حبل‌الله، نمادی از تسلیم کامل و رها کردن حساب‌وکتاب‌های شخصی در برابر ارادهٔ الهی است.
  • تمامی رنج‌ها و مجازات‌های دنیوی و اخروی، از زندان تا آتش جهنم، ریشه در هواهای نفسانی انسان دارد.
  • بهشت و جهنم موجوداتی ثابت نیستند؛ بلکه توسط اعمال و نیکی‌ها یا بدی‌های ما به‌طور مداوم «در حال ساخته شدن‌اند».
  • انگیزهٔ ترک هوا از «بیم حق» آغاز شده، به «شرم» ارتقا می‌یابد و در اوج به «عشق حق» می‌رسد.
  • کسانی که در منجلاب هوس زاده و پرورش یافته‌اند، رنج خود را درک نمی‌کنند؛ تنها با خروج از آن، به لطافت جهان معنوی پی می‌برند.

Sources: d6-s77 · 52:45:00 d6-s77 · 29:24:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.