لوستل دفتر ۶ د یوسف صدیق (علیه السلام) لخوا د څو کلونو بندیز د خدای تعالی څخه د مرستې غوښتنه کولو او ویل (اذکرنی عند ربک) سره د هغه د تقریر سره بيت ۳۵۰۴

M6:3504 — پای گاو اندر میان آری ز داو / رو ندوزد حق بر اسپی شاخ گاو

پای گاو اندر میان آری ز داورو ندوزد حق بر اسپی شاخ گاو
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3504

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو با حقه و بازی، پای گاو را به میان می‌آوری (یعنی چیزی نامربوط و فریبنده را وارد می‌کنی)، ولی خداوند هرگز شاخ گاو را بر اسب نمی‌دوزد (یعنی خلقت او از نقص و ناهماهنگی مبراست). معنا: این بیت به حقه و فریب انسان در برابر نظم الهی اشاره دارد و تأکید می‌کند که آفرینش خداوند بر اساس تناسب و هماهنگی کامل است، نه ناسازگاری‌های ابلهانه.

شرح

این بیت در داستان «عمادالملک» و ماجرای اسبی که با سر گاو برای شاه آورده بودند، می‌آید. عمادالملک، یعنی آن دربانِ شاه، از شاه درخواست می‌کند که این اسب عجیب را که «سر گاو بر اسب» دارد، بپذیرد. اما مولانا اینجا با لحنی قاطع و صریح، امکان چنین خلقت ناهماهنگی را به خداوند نسبت نمی‌دهد.

مولانا اینجا در واقع یک سؤال بلاغی مطرح می‌کند: «مگه خدا می‌شه که یه گاوی، سر گاو، شاخ گاو رو روی اسب بگذاره؟» پاسخ بی‌درنگ منفی است. این یک قانون بنیادی آفرینش را به ما گوشزد می‌کند. خدایی که «شهره‌زاو» است، یعنی معمار و بناگری نامور و ماهر، هرگز دست به چنین کاری نمی‌زند. «بس مناسب صنعت است این شهره‌زاو»؛ خداوند در صنع خود، در مقام عمل، بسیار موزون و متناسب عمل می‌کند. بدن‌ها را متناسب با یکدیگر ساخته است. همان‌طور که نمی‌توان انتظار داشت قصری با ایوان‌ها و حوض‌های ساروجی، ناگهان بخش‌هایی نامتناسب و بی‌قواره داشته باشد، خلقت الهی نیز از چنین ناهماهنگی‌هایی پاک است.

من این را همان‌طور که پیش‌تر هم گفته‌ام، نشانه‌ای از اعتقاد ریشه‌دار مولانا به نظم و هماهنگی بنیادین در عالم می‌دانم. جهان ما، نه آشوب‌زده است و نه بر اساس اتفاق محض پدید آمده. هر جزئی از آن، در جایگاه خود، با حکمتی خاص نشسته است. این تناسب نه تنها در آفرینش موجودات، بلکه در کل نظام هستی ساری و جاری است. بنابراین، هرگونه تلاش برای درآمیختن غیرمتناسب‌ها، مانند فریبکاری آن دربان، در نهایت آشکار می‌شود، چرا که با نظم ذاتی هستی در تضاد است.

بیت تأکیدی است بر حکمت بالغه الهی و علم گسترده او در آفرینش. خداوند «مکّار» هست، به این معنا که گاهی حقایق را در پرده می‌پوشاند و گاهی پرده‌ها را می‌درد، اما این «مکر حلال» او هرگز به معنای ایجاد عدم تناسب یا وصله‌پینه کردن موجودات به شکلی نامعقول نیست. مکرهای الهی در نهایت به آشکار ساختن حقیقت و هدایت انسان به سوی کمال می‌انجامد، نه بر هم زدن بنیادینِ زیبایی و هماهنگی خلقت. این تمایزی کلیدی است بین مکر الهی و حیله‌های حقیر انسانی که بر بنیاد بی‌نظمی و فریب بنا شده‌اند. انسانی که می‌کوشد «پای گاو اندر میان آری ز داو»، گمان می‌برد که می‌تواند نظم طبیعی را فریب دهد، اما این پنداری خام بیش نیست؛ زیرا چشم حقیقت‌بین، این وصلهٔ ناجور را می‌شناسد و عقل سلیم آن را بر نمی‌تابد.

نکات کلیدی

  • خلقت خداوند بر پایهٔ نظم، هماهنگی و تناسب کامل است؛ هرگز شامل ترکیب‌های نامعقول و ناسازگار نیست.
  • این بیت نقدی بر فریبکاری و تلاش انسان برای در هم آمیختن بی‌حکمانهٔ عناصر نامرتبط است.
  • مکر الهی، برخلاف حیله‌های انسانی، هدفی حکیمانه دارد و هرگز به معنای ایجاد ناهماهنگی بنیادین در آفرینش نیست.
  • جهان آفرینش یک نظام موزون است؛ هر جزئی از آن در جایگاه و تناسب خود قرار دارد.

Sources: d6-s77 · 52:45:00 d6-s77 · 29:24:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.