لوستل دفتر ۶ په دې بیان کې چې دا غرور یوازې د هغه هندي نه و بلکې هر انسان په هر مرحله کې په داسې غرور مبتلا دی مګر څوک چې خدای ساتلی وي بيت ۳۵۱

M6:351 — که ای رخت تابان چون ماه شب‌فروز / وی به صحبت کاذب و مغرورسوز

که ای رخت تابان چون ماه شب‌فروزوی به صحبت کاذب و مغرورسوز
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:351

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای که چهره‌ات چون ماه شب‌افروز تابان است، اما در همنشینی دروغگو و سوزانندهٔ فریب‌خوردگان!

معنا: این بیت زبان حال پروانه‌ای است که پس از سوختن و فریب خوردن از آتش، او را خطاب قرار می‌دهد و چهرهٔ فریبنده و سوزاننده‌اش را وصف می‌کند. این توصیفی است از ماهیت فریبندهٔ وسوسه‌های دنیا و عاقبت سوزناک کسانی که به آن دل می‌سپارند.

شرح

این بیت، از زبان پروانه‌ای رنج‌دیده، اوج اعتراف به حقیقت آتش است که از دور همچون نوری شب‌افروز می‌نماید، اما از نزدیک و در مقام صحبت و همنشینی، جز دروغ و سوزندگی ندارد. مولانا اینجای مثنوی داستانی از حال پروانه و آتش می‌آورد که خود تمثیلی است ژرف از وضعیت انسان‌هایی که در مسیر سلوک معنوی، میان توبه و نسیان در نوسان‌اند.

پروانه، با وجود سوختن و گریز، بارها و بارها به سوی آتش بازمی‌گردد؛ گاه از سر «نسیان» که فراموش می‌کند آتش، سوزاننده است نه نور، و گاه از سر «حرص» و طمع که او را به تجربهٔ دوبارهٔ آن شعلهٔ فریبنده وا می‌دارد. این بیت دقیقاً آن لحظه‌ای است که پروانه، بعد از بارها چشیدن تلخی سوختن و از بخت نیک از آتش گریختن، سرانجام به هوش می‌آید و آتش را «ده می‌دهد»؛ یعنی آن را پس می‌زند و طرد می‌کند.

خطاب «ای رخت تابان چون ماه شب‌فروز» اشاره به ظاهر فریبندهٔ آتش دارد که از دور همچون ماه شب را روشن می‌کند و طمع پروانه را برمی‌انگیزد. اما نیمهٔ دوم بیت، «وی به صحبت کاذب و مغرورسوز»، بی‌پرده حقیقت باطنی آن را برملا می‌کند. «کاذب» یعنی دروغگو، زیرا آنچه وعدهٔ نور و گرما می‌دهد، در واقع سوزاننده است. و «مغرورسوز» به معنای سوزانندهٔ فریب‌خوردگان است؛ کسانی که با غرور و فریب، به سوی آن می‌شتابند و طعمه‌اش می‌شوند. «مغرور» در اینجا به معنی فریفته و گول‌خورده است.

این نوسان پروانه میان جذب و دفع، توبه و شکستن توبه، نمادی از سرگردانی بسیاری از سالکان است. مولانا با این داستان می‌گوید که برای رسیدن به حقیقت و تشخیص نور از نار، تنها یک بار تجربه و پشیمانی کافی نیست؛ بلکه انسان باید بارها فریب بخورد، بسوزد، بازگردد، فراموش کند و دوباره به سویش کشیده شود تا در نهایت، با درسی تلخ و پایدار، ماهیت کاذب آن فریبنده را دریابد و برای همیشه آن را «ده دهد». اما نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینجاست که حتی همین آگاهی نیز دوام چندانی ندارد: «باز از یادش رود توبه و انین / کهن الرحمن کید الکاذبین».

نکات کلیدی

  • ظاهر فریبندهٔ آتش و باطن سوزانندهٔ آن، نمادی از لذات دنیوی است.
  • مخاطب این بیت، آتشی است که پروانه در اوج فریب‌خوردگی و سپس پشیمانی، به آن رو می‌کند.
  • این بیت، لحظهٔ بیداری پروانه است، که ماهیت دروغین و ویرانگر جاذبه را درمی‌یابد.
  • نوسان میان توبه و نسیان، و بازگشت مکرر به سوی فریب، حال اغلب سالکان است.
  • درس این بیت: برای شناخت حقیقت، تنها یک تجربهٔ تلخ کافی نیست؛ تکرار تجربه و بیداری تدریجی ضروری است.

Sources: d6-s09 · 00:10:17 d6-s09 · 00:11:22

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.