لوستل دفتر ۶ د خواجه لخوا په خوب کې هغه پای مرستندوی ته د هغه ملګري د پورونو مقدار ویل، چې راغلی وو او د هغه سپینو زرو د پټولو ځای ورښودل او وارثانو ته پیغام ورکول، چې هیڅکله یې ډیر ونه ګوري او هیڅ یې بیرته وانه خلي او که څه هم هغه هیڅ یو یې ونه مني یا ځینې یې ونه مني، هلته یې پریږدي، ترڅو هر څوک چې وغواړي واخلي، ځکه چې ما له خدای سره قسمونه کړي دي، چې له هغه سپینو زرو څخه یوه دانه هم ماته او زما اړوند کسانو ته بیرته رانشي تر پایه بيت ۳۵۳۵

M6:3535 — فضله ماند زین بسی گو خرج کن / در دعایی گو مرا هم درج کن

فضله ماند زین بسی گو خرج کندر دعایی گو مرا هم درج کن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3535

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس از پرداخت وام، از این مال فراوانی باقی می‌ماند؛ بگو خرجش کند. در دعایش مرا نیز یاد کند و در زمرهٔ درگذشتگان قرار دهد. معنا: این بیت بخشی از وصیت یک تاجر درگذشته در عالم خواب است که به پایمردی می‌گوید: از ثروتی که برای پرداخت وام‌هایش نهاده‌ام، مازاد باقی خواهد ماند؛ آن را در راه خدا هزینه کن و مرا نیز در دعای خیرت شریک گردان.

شرح

بله، این بیت از مثنوی معنوی، بخشی از یک داستان عجیب و عمیق است که مولانا در دفتر ششم روایت می‌کند. داستان از این قرار است که تاجر ثروتمندی درگذشته و در عالم خواب به یکی از دوستانش، که «پایمرد» این داستان است، وصیت می‌کند. این وصیت نه فقط برای ادای دین یک نیازمند، بلکه فراتر از آن، برای دستگیری از دیگران است.

بیت دقیقاً می‌گوید که پس از پرداخت وامِ شخص بدهکار، «فضله»ای از مال، یعنی مقداری اضافه و مازاد، باقی خواهد ماند. اینجا «فضله» به معنای اضافه‌آمده است، نه به معنای متداول امروزی‌اش که بار منفی دارد. تاجر به پایمردش می‌گوید: «گو خرج کن»، یعنی به آن شخص وام‌گرفته بگو این مال اضافی را خرج کند. اما خرج کردن در اینجا صرفاً مصرف نیست، بلکه خرج کردن در راه خیر و برای کمک به دیگران است. و بلافاصله پس از آن می‌افزاید: «در دعایی گو مرا هم درج کن». این بخش بسیار مهم است. تاجرِ درگذشته، پاداش این بخشش و سخاوت را نه در ستایش‌های زمینی، که در یاد شدن در دعای خیر یک نیازمند می‌بیند. این نشان می‌دهد که در نگاه مولانا و اولیای حق، ارزش یک عمل نه به اندازهٔ مال بخشیده شده، که به برکت دعایی است که در پی آن حاصل می‌شود؛ دعایی که از سرِ صدق و نیاز برخیزد.

اینجا مولانا نکته‌ای را مطرح می‌کند که از نظر فقهی جای تأمل دارد. همان‌طور که در فقه شیعی و گمان می‌کنم در فقه اهل سنت نیز چنین است، وصیت شخص تنها تا یک‌سوم دارایی‌اش نافذ است. نمی‌تواند بیش از آن را وصیت کند که پس از مرگش صرف شود، چرا که مالکیتش از بین رفته و مابقی مال به وارثان تعلق دارد. اما در این داستان، مولانا با یک «خواب» تقریباً تمامی ثروت تاجر را به باد می‌دهد و او وصیت می‌کند که همهٔ آن صرف شود، حتی اگر ورثه اکراه داشته باشند. این نشان می‌دهد که در نگاه عرفانی مولانا، قواعد خشک فقهی گاه در برابر جریان گشاده‌دستِ عشق و سخاوت، انعطاف می‌یابند. البته این را نباید به معنای نادیده گرفتن فقه گرفت، بلکه بیانگر مقام والایی است که برای ایثار و بخشش، حتی پس از مرگ، در نظر گرفته شده است. این روحیه، در تقابل با نگاه مادی‌گرایانه‌ای است که بر جمع کردن و انباشتن مال تأکید دارد، و بر اهمیت دوری از تعلقات دنیوی، حتی برای اموال پس از مرگ، پای می‌فشارد.

در ادامهٔ این روایت، مولانا به حدیثی از پیامبر اسلام (ص) اشاره می‌کند که می‌فرماید: «العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه»؛ یعنی کسی که هبه و بخششی را پس می‌گیرد، مانند سگی است که به سوی استفراغ خود بازمی‌گردد. این اشاره، تأکید مولانا بر پایداری و عدم بازگشت در بخشش‌ها را نشان می‌دهد. در اینجا نیز تاجر درگذشته می‌گوید که «زانچه دادم باز نستانم نقیر»، یعنی حتی یک ذره از آنچه بخشیده‌ام را پس نمی‌گیرم. این همان رویکرد اخلاقی و عرفانی است که بر جوهرهٔ بخشش، یعنی بی‌چشم‌داشت بودن و ابدیت آن، تأکید دارد، حتی اگر احکام فقهی، امکان بازپس‌گیری را تحت شرایطی مجاز بدانند. مسئله برای مولانا، جوهر اخلاقی و سیرت معنوی است، نه صرفاً شکل حقوقی و قانونی.

نکات کلیدی

  • فضله در اینجا به معنای «مازاد» و «اضافه» است که باید در راه خیر صرف شود.
  • ارزش نهایی بخشش، نه در میزان مال، بلکه در دعای خیری است که از سوی مستحقین به روح بخشنده می‌رسد.
  • مولانا وصیت گستردهٔ تاجر را از طریق «خواب» بیان می‌کند، که نشان‌دهندهٔ اولویت روح بخشندگی بر حدود فقهی یک‌سوم وصیت است.
  • مولانا تأکید می‌کند که بخشش باید قاطع و برگشت‌ناپذیر باشد و به حدیث «العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه» اشاره می‌کند.

Sources: d6-s78 · 46:00:00 d6-s78 · 47:22:00 d6-s78 · 01:01:17

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.