لوستل دفتر ۶ د خواجه لخوا په خوب کې هغه پای مرستندوی ته د هغه ملګري د پورونو مقدار ویل، چې راغلی وو او د هغه سپینو زرو د پټولو ځای ورښودل او وارثانو ته پیغام ورکول، چې هیڅکله یې ډیر ونه ګوري او هیڅ یې بیرته وانه خلي او که څه هم هغه هیڅ یو یې ونه مني یا ځینې یې ونه مني، هلته یې پریږدي، ترڅو هر څوک چې وغواړي واخلي، ځکه چې ما له خدای سره قسمونه کړي دي، چې له هغه سپینو زرو څخه یوه دانه هم ماته او زما اړوند کسانو ته بیرته رانشي تر پایه بيت ۳۵۶۸

M6:3568 — ضد اندر ضد پنهان مندرج / آتش اندر آب سوزان مندرج

ضد اندر ضد پنهان مندرجآتش اندر آب سوزان مندرج
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3568

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ضد در دل ضد پنهان شده و جای گرفته است، همچنان که آتش در آب سوزان مندرج است.

معنا: این بیت بیانگر آن است که در جهان هستی، اضداد و عناصر متضاد نه تنها در کنار هم قرار دارند، بلکه در بطن یکدیگر پنهان شده و از هم برمی‌خیزند. حتی آتش سوزان نیز در آبِ به ظاهر متضاد خود جای گرفته است.

شرح

مولانا، در این بیت و ابیات پیرامونش، به یکی از عمیق‌ترین و کلیدی‌ترین معارف هستی‌شناسانهٔ خود می‌پردازد: پدیدهٔ «ازداد» یا تضادها در نظام آفرینش. من این را در سخنرانی‌هایم بارها تکرار کرده‌ام که جهان ما از پی همین ازداد و تزاحم‌هاست که قائم به خود است و جریان دارد؛ «این جهان زین جنگ قائم می‌بود». فیلسوفان قدیم، از ابن‌سینا تا ملاصدرا، می‌گفتند «لولا التضاد ما صح دوام الفیض عن المبدأ الجواد»؛ یعنی اگر تضاد و تزاحمی نبود، فیض الهی از مبدأ جواد نمی‌توانست به طور مداوم جاری شود. این تضاد را نباید به معنای جدال منفی فهمید، بلکه باید آن را رقابت، تزاحم، و تعامل نیروهای مختلف دانست که چون در کنار هم قرار می‌گیرند، چیزی نو می‌آفرینند و به حرکت در می‌آورند.

من این را با مثال‌هایی از فیزیک و ترمودینامیک هم توضیح داده‌ام؛ همان اصل کارنو که می‌گوید کار زمانی صورت می‌گیرد که گرما بدل به سرما شود، یا اختلاف پتانسیل باشد. اگر همه چیز هم‌سطح و هم‌گون باشد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد و هیچ کاری انجام نمی‌شود. جهان، به تعبیر قرآنی، «یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی» است؛ از دل مرده، زنده می‌جوشد و از دل زنده، مرده بیرون می‌آید. شب در روز فرو می‌رود و روز در شب.

بیت مورد بحث، «ضد اندر ضد پنهان مندرج»، این قاعدهٔ کلی را بیان می‌کند. یعنی اضداد نه تنها متقابل‌اند، بلکه در باطن یکدیگر نهفته‌اند. مثال «آتش اندر آب سوزان مندرج» شاهدی بر این مدعاست. مولانا با فیزیک و تصورات گذشتگان سخن می‌گوید، که معتقد بودند وقتی آب گرم می‌شود و به جوش می‌آید، ذراتی از آتش در آن نهفته است که اکنون خود را نشان داده‌اند. این یک تبیین علمی قدیم است، اما نکتهٔ مولوی فراتر از فیزیک است. او می‌خواهد بگوید که حتی در تضادهای آشکار، نوعی هم‌زیستی و نهفتگی وجود دارد؛ آب و آتش که دو ضد مطلق به نظر می‌رسند، در واقع در هم تنیده‌اند.

این اصل، در سطوح مختلف هستی تکرار می‌شود: «روضه اندر آتش نمرود درج» — باغ سرسبز، وقتی خشک می‌شود، خود تبدیل به هیزم آتش نمودی می‌شود که می‌توان از آن آتش افروخت. یعنی از دل طراوت، سوختنی بیرون می‌آید. «دخل‌ها رویان شده از بذل و خرج» — بخشش و صرف مال، به ظاهر کم کردن است، اما در باطن افزایش و رشد را در پی دارد، چنان که در آیات و روایات دینی هم آمده که صدقه مال را کم نمی‌کند، بلکه افزون می‌کند. «زندگی جاودان در زیر مرگ» — مرگ که نهایت نیستی و ضد زندگی به نظر می‌رسد، در حقیقت پرده‌ای بر زندگی جاودان است.

مولانا این ایده را حتی به عمیق‌ترین لایه‌های عرفانی می‌برد: «در عدم پنهان شده موجوده‌ای» — ما از عدم می‌آییم، اما در آن عدم، نوعی وجود پنهان داشته‌ایم که اکنون آشکار شده است. و از آن بالاتر: «در سرشت ساجدی مسجوده‌ای». این اوج بیان تضاد در وحدت است. یعنی کسی که سجده می‌کند (ساجد)، در سرشت خود مسجود (معبود) را حمل می‌کند. در وحدت وجود، حجاب میان عابد و معبود، و ساجد و مسجود برداشته می‌شود و سالک نظاره‌گر یگانگی این دو قطب می‌شود. این سخن، که به ظاهر کفرآمیز می‌نماید و اهل ظاهر بر آن خرده می‌گیرند، از رموز عمیق عرفان است که شمس و ابن فارض نیز به اَشکال مختلف آن را بیان کرده‌اند. بنابراین، این بیت تنها یک مشاهدهٔ فیزیکی نیست؛ بلکه نمایانگر آن است که کل هستی، از ظاهرترین تضادها تا باطنی‌ترین وحدت‌ها، بر اساس این قانونِ «ضد اندر ضد پنهان مندرج» بنا شده است؛ قانونی که موتور محرکهٔ آفرینش و راز پویایی آن است.

نکات کلیدی

  • جهان هستی بر پایهٔ تضادها و تعامل نیروهای متقابل بنا شده است، که موتور محرک آفرینش‌اند.
  • اضداد نه تنها در برابر هم قرار دارند، بلکه در بطن و باطن یکدیگر پنهان شده و از هم برمی‌خیزند.
  • مثال «آتش در آب سوزان» نشان می‌دهد که حتی عناصر متضاد نیز در سطحی عمیق‌تر به هم گره خورده‌اند؛ این نگاه، فیزیک گذشتگان را با بینش عرفانی در می‌آمیزد.
  • این اصل به تمام هستی تعمیم می‌یابد: از دل مرگ زندگی برمی‌خیزد، از بذل ثروت، افزونی پدید می‌آید، و حتی وجود ما از عدم سرچشمه می‌گیرد.
  • اوج این یگانگی در تضاد، در مفهوم «ساجد و مسجود» (پرستنده و پرستیده‌شده) تبلور می‌یابد؛ جایی که در مقام وحدت، پرده‌ها فروافتاده و حقیقتِ باطنیِ هر دو یکی می‌شود.

Sources: d6-s78 · 01:01:17 d6-s78 · 01:07:12 d6-s78 · 01:02:16

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.