لوستل دفتر ۶ د الموطد الکریم کتاب بشپړتیا بيت ۳۶

M6:36 — این جهان جنگست کل چون بنگری / ذره با ذره چو دین با کافری

این جهان جنگست کل چون بنگریذره با ذره چو دین با کافری
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:36

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر به این جهان بنگری، آن را سراسر نبرد خواهی یافت؛ هر ذره‌ای با ذره‌ای دیگر در ستیز است، همچون ستیز ایمان با کفر. معنا: این بیت بیانگر این اصل بنیادی است که عالم طبیعت ذاتاً قلمرویی از تضاد و کشمکش است، جایی که هر جزء با دیگری در تقابل است.

شرح

من معتقدم که مولانا در این بیت، پس از آنکه از وجود تضادهایی چون پلیدی و پاکی، سرکه و سکنجبین، و زهر و تریاق سخن راند، قدم‌به‌قدم ما را به یک حقیقت بنیادی‌تر رهنمون می‌شود. مولانا ناگهان این نگاه را تعمیم می‌دهد و می‌گوید: «اصلاً این دنیا، دنیای جنگ است.» این سرکه و سکنجبین با هم می‌جنگند، آب با پلیدی در ستیز است؛ این جهان، جهانی‌ست که بر اساس تضاد آفریده شده.

این مفهوم تضاد در مثنوی مولانا جایگاهی بس بلند و عمیق دارد، چرا که ریشه در جهان‌بینی ژرف او دارد. مولانا معتقد است عالم اسفل یا عالم طبیعت دو صفت اساسی دارد که در عالم بالا نیست: یکی اینکه مشتمل بر اضداد است، و دوم اینکه مشتمل بر اعداد است. تعدد و تضاد، اوصاف ذاتی و جدایی‌ناپذیر عالم طبیعت‌اند. سرّ فانی‌شوندگی این عالم نیز همین است که بر اضداد بنا شده و این اضداد آنقدر با یکدیگر می‌جنگند و درگیر می‌شوند که نهایتاً جهان رو به فنا می‌رود، یا به تعبیر دقیق‌تر، تمام ترکیب‌ها تجزیه می‌شوند. این «کامپوزیشن» و «دی‌کامپوزیشن» که دائماً در عالم رخ می‌دهد، چهره‌ای از همین تضاد است که سرانجام به فروپاشی و زوال حیات در این جهان می‌انجامد.

این نگاه با تفسیری سطحی که گاه از مولانا به عنوان «هگل شرق» می‌شود، متفاوت است. هرچند مولانا قرن‌ها پیش از هگل از تضاد سخن گفته، اما تضاد در نگاه او با دیالکتیک هگل تفاوت‌های ماهوی دارد. هگل از «روان مطلق» و «ایده مطلق» در تاریخ سخن می‌گوید، در حالی که نگاه مولانا ریشه‌ای عرفانی و الهی دارد. اگرچه ابیاتی در دفتر دوم (مثل «این جهان یک فکرت است از عقل کل / عقل چون شاه است و صورت‌ها رسل») از منظر «ابژه ایده مطلق» به اندیشه‌های هگل نزدیک است، اما مسیر فکری مولانا از هگل مستقل و اصیل است.

مولانا در ادامه تبیین می‌کند که این «جنگ فعلی» و ظاهری که در طبیعت می‌بینیم، ناشی از یک «جنگ نهان» است: «جنگ فعلی‌شان ببین اندر رکون / جنگ فعلی هست از جنگ نهان / زین تخالف آن تخالف را بدان.» این جنگ نهان را می‌توان به دو شیوه تفسیر کرد: یکی اینکه، این اشیاء ذاتاً و در ماهیت خود متضاد آفریده شده‌اند؛ بی‌جهت به جنگ یکدیگر نپرداخته‌اند، بلکه سرشتشان اینگونه است. دوم و مهم‌تر، می‌توان آن را جنگ بین «قهر و لطف» الهی دانست. تجلیات جمالی و جلالی، یا صفات قهری و لطفی خداوند، در این عالم به تضاد و ستیز می‌انجامند. خداوند با ظهور این صفات، خود این جنگ را در عالم برپا کرده است.

اما این جنگ کی به پایان می‌رسد؟ تنها زمانی که همه چیز به سوی اصل خود بازگردد و در وجود حق فانی شود؛ چرا که در ذات خداوند جنگ و تضادی نیست. اسمای جلالی و جمالی در ذات حق با یکدیگر در نزاع نیستند؛ این تخالف‌ها زمانی پدیدار می‌شوند که این اسماء در مصادیق عالم ظاهر می‌گردند. نمونه اعلای این پایان جنگ را مولانا در بیت بعدی می‌آورد: «ذره‌ای کان محو شد در آفتاب / جنگ او بیرون شد از وصف و حساب.» هنگامی که یک ذره در خورشید محو می‌شود، دیگر ستیزی ندارد. به منطقه صلح می‌رسد. «چون ز ذره محو شد نفس و نفس / جنگش اکنون جنگ خورشید است و بس.» وقتی از ذره، هرگونه توانایی و وجود (نفس و نَفَس) گرفته می‌شود و در خورشید فانی می‌گردد، جنگش به پایان می‌رسد. حتی «جنبش طبع و سکون» نیز از او سلب می‌شود؛ زیرا جنبش و سکون، مفاهیمی متضایف‌اند که در عالم اضداد معنا می‌یابند. وقتی از عالم اضداد فراتر رویم، نه جنبشی هست و نه سکونی. و این همه، «از چه؟ از انا الیه راجعون.» راز این صلح و فنا در بازگشت به سرچشمه است. همانطور که پیغمبر اسلام نه سنی است و نه شیعه، و مسیح نه پروتستانت است و نه کاتولیک، بلکه این تضادها در سطح پایین‌تر و در تجلیات فرعی شکل می‌گیرند؛ در سرچشمه، تضادها فرو می‌ریزند.

نکات کلیدی

  • جهان طبیعت ذاتاً بر پایه تضاد و تقابل ساخته شده و این نبرد اجتناب‌ناپذیر، سرشت ذاتی آن است.
  • فنای عالم، نتیجه محتوم کشمکش دائمی اضداد و تجزیه ترکیب‌های موجود است.
  • این «جنگ فعلی» در جهان، ریشه در «جنگ نهان» دارد؛ خواه به معنای ماهیت متضاد اشیاء، خواه به معنای تجلی قهر و لطف الهی.
  • پایان ستیز و رسیدن به صلح مطلق، تنها با بازگشت همه چیز به اصل خود و فنا در ذات یگانه حق میسر است.
  • همچون ذره‌ای که در خورشید محو می‌شود، با رجوع به سرچشمه (انا الیه راجعون)، تضادها، جنبش‌ها و سکون‌ها از میان برمی‌خیزند و یگانگی حاکم می‌شود.

Sources: d6-s01 · 01:01:12 d6-s01 · 01:04:14 d6-s01 · 01:07:36

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.