لوستل دفتر ۶ د سلطان د زامنو تګ په دې حکم چې انسان پر هغه څه حریص دی چې منع شوی وي. موږ خپله بنده ګي وښودله، مګر ستاسو بد خوی بنده ګي نه پوهیده، چې د هغه منع شوي کلا په لور لاړل او د پلار ټول وصیتونه او نصیحتونه یې تر پښو لاندې کړل، ترڅو د بلا په څاه کې وغورځیدل او هغوی ته ویل کیدل: ایا تاسو ته نذیر نه و راغلی؟ هغوی ژړل او پښیمانه وو، ویل یې: که موږ اوریدلي وای یا عقل مو درلودلی وای، د دوزخ له خلکو څخه نه وای بيت ۳۷۲۲

M6:3722 — صورت شهری بود گیرد سفر / صورت تیری بود گیرد سپر

صورت شهری بود گیرد سفرصورت تیری بود گیرد سپر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3722

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر تصویری از شهری در ذهن آید، رهسپار سفر می‌شود. اگر تصویری از تیری پدیدار شود، سپر به دست می‌گیرد. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه یک اندیشه، تصور، یا نیت درونی (صورت) بلافاصله به یک کنش بیرونی و عمل فیزیکی منجر می‌شود.

شرح

مثنوی و کلاً جهان مولانا، سرشار است از دشواریِ بیان حقایق والا در قالب مثال‌ها و تمثیل‌ها. مولانا خود بارها و بارها تأکید می‌کند که مثال‌های او هیچ‌گاه به قامت حقیقت ممثول نمی‌رسند و همچون آینه‌های کوچکی هستند که نمی‌توانند تمامِ بزرگی آن حقیقت را بنمایانند. اما در عین حال چاره‌ای نیست؛ اگر مثال نزنیم، فهم آن حقایق به کلی از دست می‌رود. این تنش همیشگی بین حقیقت بی‌صورت و مثال باصورت، بسترِ این دسته از ابیات است.

این بیت دقیقاً در همین راستا می‌آید تا رابطه‌ی عمیق بین «صورت» در معنای اندیشه، قصد، یا تصور، و «عمل» را توضیح دهد. من می‌گویم که در اینجا مولانا به ما می‌آموزد که چگونه امر بی‌صورت، صورت می‌یابد و به عینیت می‌رسد. این از کلیدی‌ترین معرفت‌ها در مثنوی است که این جهان باصورت، از بی‌صورت بیرون آمده است. خداوندی که «صنع بی‌صورت» است، صورت‌ها را می‌کارد و به وجود می‌آورد، و بدن ما نیز با حواس و ابزارهای ادراکی‌اش، بر پایه همین صورت‌های کاشته شده به عمل می‌افتد.

اینجا «صورت» به معنای یک اندیشه، یک انگیزه، یا یک احساس درونی است که نیروی محرکه برای یک عمل بیرونی می‌شود. وقتی «صورت شهری» در خاطر می‌نشیند، یعنی تصور سفر و رسیدن به مقصدی در ذهن شکل می‌گیرد، بدن به حرکت درمی‌آید و سفر آغاز می‌شود. وقتی «صورت تیری» به سوی ما می‌آید، یعنی تصورِ خطر و آسیب در ذهن نقش می‌بندد، فوراً دست به سپر می‌بریم تا خود را محافظت کنیم. این یک مکانیسم طبیعی و حیاتی است.

مولانا در ابیات دیگر این بخش، مثال‌های متعددی می‌آورد تا این ایده را تقویت کند: اگر «صورت نعمت» در ذهن بنشیند، شکرگزاری می‌کنیم؛ اگر «صورت مهلت» آید، صبر پیشه می‌کنیم؛ اگر «صورت رحم» در دل جای گیرد، بالنده می‌شویم و دستگیری می‌کنیم؛ و اگر «صورت زخم» باشد، ناله سر می‌دهیم. این‌ها همگی نشان می‌دهند که چگونه صورت‌های درونی، یعنی اندیشه‌ها، نیت‌ها، یا ادراکات ما، محرک و داعی افعال ما هستند. در نهایت مولانا به این نتیجه می‌رسد که انواع بی‌نهایت کیش‌ها (آیین‌ها) و پیشه‌ها (حرفه‌ها و اعمال) که در جهان می‌بینیم، «جمله ظل صورت اندیشه‌ها» هستند؛ یعنی سایه‌ای هستند از اندیشه‌هایی که در ذهن ما نقش می‌بندند.

این بیت تاکید بر این دارد که عامل اصلی هر حرکت و هر واکنشی، پیش از آنکه در جهان بیرون ظاهر شود، در عالم درون و در «صورت اندیشه» اتفاق می‌افتد. این تبیینی است از قدرت ذهن و نیت در شکل‌دهی به واقعیت بیرونی ما، و البته نه به معنای یک تفکیک فلسفی دقیق که صورت و بی‌صورت را کاملاً از هم جدا کند، بلکه به معنای نمایش پیوستگی دیالکتیکی آنها.

نکات کلیدی

  • کنش‌های بیرونی ما نتیجهٔ مستقیم اندیشه‌ها، نیت‌ها و تصورات درونی (صورت‌ها) هستند.
  • آنچه در ذهن ما نقش می‌بندد (تصور شهر یا تیر) بلافاصله به عمل (سفر یا برداشتن سپر) می‌انجامد.
  • این بیت نشان می‌دهد که چگونه خداوندِ بی‌صورت، صورت‌ها را می‌آفریند و این صورت‌ها محرک اعمال ما می‌شوند.
  • مولانا تاکید دارد که تمام اعمال و آیین‌های بشری، سایه‌ای از اندیشه‌های درونی ما هستند.
  • مثنوی بر قدرت ذهن و نیت در شکل‌دهی به واقعیت بیرونی، از طریق این «صورت‌گری» تأکید می‌کند.

Sources: d6-s83 · 11:36:00 d6-s83 · 13:21:00 d6-s83 · 16:29:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.