لوستل دفتر ۶ د سلطان د زامنو تګ په دې حکم چې انسان پر هغه څه حریص دی چې منع شوی وي. موږ خپله بنده ګي وښودله، مګر ستاسو بد خوی بنده ګي نه پوهیده، چې د هغه منع شوي کلا په لور لاړل او د پلار ټول وصیتونه او نصیحتونه یې تر پښو لاندې کړل، ترڅو د بلا په څاه کې وغورځیدل او هغوی ته ویل کیدل: ایا تاسو ته نذیر نه و راغلی؟ هغوی ژړل او پښیمانه وو، ویل یې: که موږ اوریدلي وای یا عقل مو درلودلی وای، د دوزخ له خلکو څخه نه وای بيت ۳۷۲۴

M6:3724 — صورت محتاجی آرد سوی کسب / صورت بازو وری آرد به غصب

صورت محتاجی آرد سوی کسبصورت بازو وری آرد به غصب
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3724

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام که نیازمندی در دل می‌نشیند، آدمی را به سوی تلاش و کسب روزی می‌کشاند. و چون اندیشهٔ قدرت و زور در کسی بیدار شود، او را به سمت غصب و ستم سوق می‌دهد. معنا: این بیت بیان می‌کند که احساسات و اندیشه‌های درونی ما، محرّک اصلی اعمال بیرونی‌مان هستند، چه آن اعمال سازنده باشند و چه مخرب.

شرح

من بر این باورم که این بیت، چون بسیاری از ابیات مولانا، پرده از حقیقتی فلسفی برمی‌دارد که تا عمق وجود ما رسوخ دارد. مولانا در اینجا به یک دیالکتیک بنیادین میان «صورتِ ذهنی» و «عملِ بیرونی» اشاره می‌کند. او می‌گوید هر آنچه در ذهن ما نقش می‌بندد – خواه احساس نیاز، خواه تصور قدرت – نیرویی محرّک می‌شود که ما را به سمت عمل سوق می‌دهد.

برای من این بیت تداعی‌گر بحث‌های عمیق فلسفی، به‌ویژه در نسبت با هگل و مارکس است. در جوانی که غرق در مطالعهٔ مارکسیسم بودم، این ابیات برایم اهمیت ویژه‌ای داشت. هگل، استاد بی‌بدیل فلسفه، بر این باور بود که «ایده» بر «ماده» مقدم است. یعنی جهان با یک بی‌صورتی و معنا آغاز می‌شود که در طول تاریخ در قالب صورت‌های مختلف – تمدن، فرهنگ، هنر، علم و دین – تجلّی می‌یابد. هگلِ بی‌صورت، در طول تاریخ صورت‌های گوناگون به خود می‌گیرد و سازندهٔ عالم می‌شود.

اما مارکس، هرم هگلی را واژگون کرد و معتقد بود که این «شرایط مادی» و «پیشه»ها هستند که اندیشه‌ها و «کیش»ها را می‌سازند؛ نه برعکس. او می‌گفت: «زندگی تو فکر تو را سامان می‌دهد، نه فکر تو زندگی تو را.»

اما در نگاه مولانا، در همین بیت، ما به وضوح رد پای اندیشهٔ هگلی را می‌بینیم. وقتی می‌گوید «صورت محتاجی آرد سوی کسب» یا «صورت بازو وری آرد به غصب»، این اندیشه‌ها و صورت‌های ذهنی هستند که «داعی فعل» می‌شوند. یعنی «اندیشه‌ها منشأ پیشه‌ها و کیش‌ها و دین‌ها» هستند. احساس درونیِ نیاز یا قدرت (آن «صورت»ی که در ذهن ما پدیدار می‌شود) است که عمل کسب یا عمل غصب را به وجود می‌آورد. این کاملاً در ترازوی اندیشه‌های ایدئالیستی قرار می‌گیرد که «ذهن» و «اندیشه» را خالق «واقعیت بیرونی» می‌دانند.

مولانا در این ابیات نشان می‌دهد که «خیال» و «اندیشه» ما، صرفاً بازتابی منفعل از جهان خارج نیست، بلکه خود نیرویی خلاق و پیشرو است که می‌تواند بی‌نهایت «کیش‌ها و پیشه‌ها» را بیافریند، چرا که «جمله ظل صورت اندیشه‌ها» هستند. این یعنی هر آیین، هر حرفه، هر موقعیت اجتماعی، سایه‌ای است از صورتی که در عالمِ اندیشه پدید آمده است. این یک جهان‌بینی نیرومند است که بر خلاف ماتریالیسم، اراده و نیت درونی را مقدم بر واقعیت مادی می‌داند.

نکات کلیدی

  • احساسات و اندیشه‌های درونی (صورت)، محرک اصلی اعمال بیرونی ما هستند.
  • نیاز به تلاش و قدرت به غصب منجر می‌شود؛ هر دو برخاسته از صورت‌های ذهنی هستند.
  • این بیت تأکیدی بر اولویت «ذهن» و «اندیشه» بر «ماده» و «عمل بیرونی» است، مشابه فلسفه ایدئالیستی هگل.
  • مولانا بر این باور است که «اندیشه‌ها» منشأ کیش‌ها، پیشه‌ها و فرهنگ‌ها هستند؛ نه برعکس.
  • «صورت‌های اندیشه‌ها» صرفاً بازتاب نیستند، بلکه خود نیروهای خالق و پیشرو برای کنش‌های ما هستند.

Sources: d6-s83 · 13:21:00 d6-s83 · 16:29:00 d6-s83 · 18:41:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.