لوستل دفتر ۶ د سلطان د زامنو تګ په دې حکم چې انسان پر هغه څه حریص دی چې منع شوی وي. موږ خپله بنده ګي وښودله، مګر ستاسو بد خوی بنده ګي نه پوهیده، چې د هغه منع شوي کلا په لور لاړل او د پلار ټول وصیتونه او نصیحتونه یې تر پښو لاندې کړل، ترڅو د بلا په څاه کې وغورځیدل او هغوی ته ویل کیدل: ایا تاسو ته نذیر نه و راغلی؟ هغوی ژړل او پښیمانه وو، ویل یې: که موږ اوریدلي وای یا عقل مو درلودلی وای، د دوزخ له خلکو څخه نه وای بيت ۳۷۴۰

M6:3740 — فاعل مطلق یقین بی‌صورتست / صورت اندر دست او چون آلتست

فاعل مطلق یقین بی‌صورتستصورت اندر دست او چون آلتست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3740

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: فاعل مطلق هستی، بی‌گمان بی‌صورت است؛ و صورت‌ها در دست او، همچون ابزارها هستند. معنا: این بیت بیان می‌کند که آفریدگار اصلی و مطلق، ماهیتی بی‌شکل و بی‌صورت دارد و تمام موجودات و پدیده‌های جهان، تنها ابزارها و جلوه‌هایی هستند که او برای ظهور اراده و قدرت خود به کار می‌گیرد.

شرح

این بیت عمیق، تصویری اساسی از جهان‌بینی مولانا به دست می‌دهد: خالق مطلق، خود بی‌صورت و بی‌شکل است، و تمام صورت‌ها، یعنی پدیده‌های این جهان مادی و هستی‌های دارای شکل، ابزارهایی در دست او هستند. این «بی‌صورتی» را باید به مثابه جوهر، ماهیت و عقل کُلی دانست که منشأ تمام «صورت‌ها»ست. جهان، در حقیقت، یک "فکرت" یا اندیشه‌ای‌ست که از عقل کُلِ الهی نشأت گرفته و به صورتِ مادی متجلی شده است. درست مانند یک معمار که اندیشه‌ای بی‌صورت (نقشه ذهنی) در سر دارد و سپس با ابزارهایی چون سنگ و چوب (که خود نیز صورت‌اند) به آن اندیشه، صورتِ بیرونیِ یک ساختمان را می‌بخشد، خداوند نیز با صورت‌های عالم، "فکرت" خویش را محقق می‌سازد.

مولانا تأکید می‌کند که این صورت‌ها نه فقط آفریدهٔ بی‌صورت‌اند، بلکه خادم و وسیله‌ای برای بازگشت به بی‌صورت نیز هستند. او می‌گوید: «صورت از بی‌صورتی آمد برون / باز شد که انا الیه راجعون». تمام صورت‌ها مسیری دایره‌وار را طی می‌کنند؛ از بی‌صورت برمی‌آیند و به سوی بی‌صورت بازمی‌گردند. در این میان، صورت‌ها به منزلهٔ ابزارها و "آلت" در دست فاعل مطلق عمل می‌کنند تا نظم و نظام عالم را سامان دهند.

نکتهٔ بسیار مهم این است که ما انسان‌ها به طور طبیعی، بی‌صورت را تنها در "صورت‌ها" می‌توانیم ببینیم. این جهان به معنایی، "صورتی‌ست که خدا به خود داده است، ماسکی‌ست که بر بی‌صورت خویش زده است". ما قدرت کنار زدن این ماسک و رؤیت مستقیم بی‌صورت را نداریم و اساساً ملزمیم که معانی الهی را در همین الفاظ و پدیده‌های عالم بجوییم. همان‌طور که برای درک معنای یک سخن، باید به واژه‌ها و ساختار زبانی آن رجوع کرد، برای درک "فکرت" الهی نیز باید به صورت‌های این جهان نگریست. بی‌صورت، از فرط عظمت، متحیرکننده است و تجلی‌اش در صورت‌ها، راهی‌ست برای ادراک محدود ما.

مولانا در اینجا تلنگری به طبیعت‌گرایان و ماتریالیست‌ها می‌زند که تنها به صورت‌ها اکتفا می‌کنند و جوهر بی‌صورت را انکار می‌کنند. او می‌گوید این گروه "بت‌تراش و بت‌پرست" می‌شوند، چرا که صورتِ واحدِ طبیعت را می‌پرستند و فراموش می‌کنند که این تنها یک صورت از هزاران صور ممکن است که وجود می‌تواند به خود بگیرد. حتی انکار بی‌صورت نیز خود از ظهورات همان بی‌صورت است؛ "خود از او یابد ظهور انکار او / نیست غیر عکس خود این کار او". این نشان‌دهندهٔ احاطهٔ مطلق بی‌صورت بر تمامی هستی، از اقرار تا انکار، است.

نکات کلیدی

  • خالق مطلق هستی، ماهیتی بی‌شکل و بی‌صورت دارد.
  • تمام پدیده‌های عالم (صورت‌ها) ابزارهایی در دست خالق بی‌صورت هستند.
  • جهان تجسم خارجی یک "فکرت" یا اندیشهٔ الهی است.
  • ما بی‌صورت را فقط از طریق صورت‌ها می‌توانیم ادراک کنیم؛ جهان ماسکی بر چهرهٔ بی‌صورت الهی است.
  • معنای هستی را باید در درون صورت‌های عالم جستجو کرد، نه با کنار زدن آن‌ها.
  • ماتریالیسم که فقط به صورت‌ها بسنده می‌کند، نوعی "بت‌پرستی" است و جوهر بی‌صورت را نادیده می‌گیرد.

Sources: d6-s83 · 40:34 d6-s83 · 47:07 d6-s83 · 49:16 d6-s83 · 55:22

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.