لوستل دفتر ۶ د بخارا د صدر جهان کیسه، چې هر سوالګر چې په ژبه یې له عامه صدقې څخه غوښتنه کوله، بې دریغه محروم کیده او هغه عالم درویش د هیرولو او ډیر حرص او بیړه له امله په ژبه د صدر جهان په موکب کې له هغه څخه غوښتنه وکړه، هغه یې مخ واړاوه او هغه هره ورځ نوې حیلې جوړولې او کله یې خپل ځان ښځه کاوه، د چادر لاندې او کله یې ړوند کاوه او خپلې سترګې او مخ یې تړلي وو، په فراست یې پیژندل تر پایه بيت ۳۸۳۵

M6:3835 — سر موتوا قبل موت این بود / کز پس مردن غنیمت‌ها رسد

سر موتوا قبل موت این بودکز پس مردن غنیمت‌ها رسد
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:3835

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: راز «پیش از آنکه بمیرید، بمیرید» این بود که / پس از این مرگ است که غنیمت‌ها (ی معنوی) می‌رسد. معنا: این بیت، معنای حدیث نبوی «بمیرید پیش از آنکه بمیرید» را روشن می‌کند و می‌آموزد که مرگ اختیاری نفس و غرور، همان پیش‌شرطی است که راه را برای دریافت گنج‌ها و فیوضات الهی می‌گشاید.

شرح

این بیت در ادامهٔ آن تعلیم حیاتی مولانا می‌آید که «تا نمردی، نبردی»؛ یعنی تا خود را نمیرانی، بر نفس و بر عالم دست نخواهی یافت. مولانا در اینجا به حدیث شریف نبوی اشاره می‌کند که فرمود: «موتوا قبل ان تموتوا» (بمیرید پیش از آنکه بمیرید). این عبارت را از عیسی مسیح هم نقل کرده‌اند، و سرّی عمیق در آن نهفته است. من نیز صددرصد بر این نظرم که این تعالیم، از عمیق‌ترین معرفت‌های انسانی سرچشمه می‌گیرد.

منظور از این «مردن» اول، خودکشی جسمانی نیست، بلکه یک مرگ اختیاری و خودخواسته است، در برابر مرگ دوم که مرگ اجباری و طبیعیِ پایان عمر است. این مرگ اختیاری، به معنای دست کشیدن از پندارها، از آن شخصیت‌های عوضی که برای خود ساخته‌ایم، و از آن حالِ از خودبیگانگی است. این مرگ، مرگ «منِ کاذب» است. باید این «من» دروغین را بمیرانیم تا «خودِ واقعی» ما زنده شود و به حقیقت وجود خویش برسیم. تنها با این مردن است که به راستی حیات آغاز می‌شود.

پس از چنین مرگی است که «غنیمت‌ها رسد». این غنیمت‌ها، نه غنایم دنیوی، که فیوضات و هدایای معنوی و الهی‌اند. این امر عیناً در بیت بعدی نیز تأکید می‌شود: «غیر مردن هیچ فرهنگ دگر / درنگیرد با خدا ای حیله‌گر.» در اینجا «فرهنگ» به معنای «حیله» و «تدبیر» است. مولانا به ما گوشزد می‌کند که ای حیله‌گرِ ازخودراضی که پیوسته در پی تدبیر و چاره‌ای، تنها حیله‌ای که با خدا کارگر می‌افتد، ترکِ همهٔ حیله‌ها و مردن است. این همان نکتهٔ لطیف صوفیانه است که می‌گویند: «الحیلة ترک الحیلة»، یعنی بهترین حیله، ترک کردنِ حیله است. چراکه هر حیله‌ای، نشانه‌ای از حضور یک «من» است که می‌خواهد تصمیمی بگیرد، نقشی بیافریند و خود را در میان آورد. اما در سلوک، این «من» باید بمیرد تا راه برای حضور حق باز شود.

نکات کلیدی

  • مرگ اختیاریِ نفس و غرور (منِ کاذب)، پیش‌شرط اساسی برای دستیابی به گنجینه‌های معنوی است.
  • حدیث «بمیرید پیش از آنکه بمیرید» به معنای زنده کردن «خودِ حقیقی» از طریق میراندن «منِ دروغین» است.
  • وصول به فیوضات الهی از مسیر رها کردن پندارهای باطل، شخصیت‌های کاذب و خودبیگانگی می‌گذرد.
  • تنها «حیله‌ای» که در راه سلوک با خداوند کارساز است، ترک تمام حیله‌ها و منیّت‌هاست؛ یعنی تسلیم محض.

Sources: d6-s86 · 19:08:00 d6-s86 · 19:50:00 d6-s86 · 21:24:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.